مبارک و مصر:قمار بیشتر از این ممکن نیست.
فوریه 11, 2011 at 11:01 ق.ظ. بیان دیدگاه
بروکینگز- بروس ریدل*: حسنی مبارک در نطق پنجشنبهاش به مردم مصر، سعی کرد موضوع را از خواستهی خروجاش، به مقاومت در برابر خواستههای «خارجی» و «دستورات» خارجیها به مصر تغییر دهد. مبارک سعی کرد بدون نام بردن از اوباما، او را مسئول مشکلات داخلی معرفی کند. این حرکت حتمالاً موفق نخواهد بود. مردم مصر به این سادگی فریب نخواهند خورد، اما وضعیت دشوار مصر، بدتر هم شدهاست.
مبارک 82 ساله مردی مغرور است که در چند جنگ، شجاعانه علیه اسراییل جنگیده و باور دارد که برای 30 سال، مصر را خوب اداره کردهاست. معاون اول او، عمر سلیمان هم مردی از همین جنس است. من هر دویشان را میشناسم. هر دو با تغییر بنیادین سیستم مخالفاند و هنوز امیدوارند به نوعی بتوانند بیشتر از اپوزیسیون دوام آورند. آنها در تمام طول زندگی سیاسیشان از تصمیمات ریسکدار و بیمحابا اجتناب کردهاند و میخواهند همچنان اجتناب کنند.
بدون شک آنها توسط دیگر اتوکراتهای جهان عرب که از سرایت سقوط مبارک میترسند، به این کار تشویق میشوند. به ویژه سعودیها به دنبال حفظ مبارک در قدرتاند؛ همچنین دشمن دیرینهی او، معمر قذافی که از نفر بعدی بودن میترسد و همچنین به شکلی طعنهآمیز، اسراییلیها. هر دوی سعودیها و اسراییلیها میترسند که انقلاب 2011 مصر، به تکرار انقلاب 1979 ایران تبدیل شود. پیروزی حماس در غزه و تسخیر لبنان توسط حزبالله- از طریق سیستم سیاسی کمابیش قانونی- در همین زمستان این ترسها را شدیدتر کردهاست.
اما مصر امروز، ایران دیروز یا امروز نیست. آیتالله خمینی یا مجمع روحانیون افراطی هدایتکنندهی اپوزیسیون نیستند. رهبری اپوزیسیون تا حالا جوان، تحصیلکرده، دارای بنیانی وسیع و و پر از چهرههای سکولار بوده است. اپوزیسیون به دنبال حکمرانی قانون و پاسخگویی، و نه حکمرانی یک رهبر معظم یا یک امام برگزیدهی الهی است. اسلام سنی مصر، بر خلاف اسلام شیعهی ایران، توسط نهادی روحانی کنترل نمیشود. مصریها میدانند که کشورشان به شدت به توریستهای غربی بیشتر، و نه انزوا از غرب محتاج است.
اپوزیسیون شامل اخوانالمسلمین میشود، اما اخوان مصری خشونت را سالها پیش کنار گذاشتهاند و الان هم گفتهاند که در صورت برپایی انتخابات، کاندیدایی برای ریاستجمهوری معرفی نخواهند کرد. اخوانالمسلمین بسیار به حماس نزدیک است و خواهان رفع محاصرهی غزه است، اما ضمناً میداند که مصریها جنگ دیگری با اسراییل نمیخواهند. اخوان، سازمانیافتهترین حزب مصری است، اما تسلط مطلقی بر حمایت خیابانی ندارد. خشونتی که تاکنون در مصر دیدهایم از طرف مبارک و سلیمان و اوباش آنها بودهاست،نه از طرف اسلامگراها.
سعی در عقب نگهداشتن تاریخ و تغییر آرام، شاید وضعیت را رادیکالیزه کند. اگر بنبست برای مدتی طولانی ادامه پیدا کند، آنهایی که مثل القاعده تا حالا نسبت به انقلابی که ربطی به آنها ندارد، ناظرانی بیش نبودهاند، سعی خواهند کرد جهت رویدادها را بدزدند. ترور در مصر یا خارج از مصر، یک خطر رو به رشد است. خشونت در خیابانهای مصر شاید شدیدتر شود. صداهای افراطی درون اخوان، توجه بیشتری را به خود جلب خواهند کرد.
ارتش همچنان نقش مهمی بازی میکند. فرماندهی ارتش و وزیر دفاع، طنطاوی از جنس رییسجمهور و معاون اول اوست اما گروه افسران او حالا این سوال را مطرح میکنند:« مبارک و تیماش نقطهی قوت آیندهی آنهاست یا نقطهی ضعف؟». سروانها و سرگردهای توی خیابانها هم باید فکر کنند که در لحظات حساس، مردانشان به تظاهرکنندگان شلیک میکنند یا به آنها میپیوندند.
زمان همچنان برای پیروزی آرامش در مصر هست. ایالات متحده میتواند همراه با ارتش نقشی در ترغیب به آرامش و عبور از بحران ایفا کند. اپوزیسیون حالا به جنبش کارگری گسترش یافته که اقتصاد را به سکون خواهد کشاند و در نتیجه نیازی به گرایش به خشونت نخواهد داشت. تظاهرات بزرگتر و خشمگینانهتر محتملاند، اما میشود امیدوار بود که صلحآمیز بمانند. ریسک متوجه مصر، منطقه و آمریکا بسیار بالاست و با تلاش گارد قدیمی در پابرجاماندن، بالاتر هم میرود.
—
بروس ریدل محقق ارشد سیاست خارجی در مرکز سابان برای سیاست خاورمیانهی موسسهی بروکینگز، و تحلیلگر سابق سازمان سی.آی.ا است.
ورودی دستهبندی شده در: سیاست. برچسبها: .
این نوشته را دنبالک کنید. | از راه آراِساِس در دیدگاهها مشترک شوید