دستمو بگیر

شک نیست که شهیار قنبری را به طرز عجیب و غریبی دوست دارم. این یکی شعر و آوازش را فکر کنم از همه بیشتر:

به تو که فکر می‌کنم از همیشه بهترم

وسط غربت آب صدفی شناورم

به تو که فکر می‌کنم باغ خوش عسل منم

منجق و پولک منم بهترین ململ منم

دستمو بگیر

دستمو بگیر

دستمو بگیر

دستمو بگیر

تو را که می‌نویسم دست من خوشبو میشه

دسته‌ی نرگس میشه لحاف صد آهو میشه

به تو که فکر می کنم ساز خوش صدا منم

رقص یک پر در هوا رقص واژه‌ها منم

دستمو بگیر

دستمو بگیر

دستمو بگیر

دستمو بگیر

انگار هفده ساله‌ام صبح جمعه سینما

سینما رادیو سیتی جای رنگ پریده‌ها

فرصتی از جنس خواب سفر پیاده‌رو

سایه‌های پشه‌بند بهترین من و تو

دستمو بگیر

دستمو بگیر

دستمو بگیر

دستمو بگیر

به تو که فکر می‌کنم

گر می‌گیرم از خوشی

مثل یک رنگین کمون

وسط جمعه کشی

دستمو بگیر تا بالم در بیاد

که تن من رقص جانانه می‌خواد

رقص آزادی رنگای قشنگ

رقصی که پدربزرگ یادم نداد

دستمو بگیر

دستمو بگیر

دستمو بگیر

دستمو بگیر…

Advertisements

1 پاسخ به “دستمو بگیر

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s