!خیلی خیلی شخصی

نسیمی که همه‌ی گون‌ها را حرکت می‌داد، خیلی وقت بود که گون شده‌بود.
نسیم آرامی وزید، طوفان شد.
یکی از ریشه‌های نسیم حالا گون در آمد.
یاد ماهی سیاه کوچولو افتاد و یازده هزار و نهصد و نود و نه ماهی برجا مانده، گون.
ریشه‌ی بعدی هم درآمد.
یازده‌هزار و نهصد و نود و هشت ریشه‌ی دیگر مانده‌بود.
.
.
.
.
.
نسیم شد.
نسیم بود، نسیم می‌شود، نسیم خواهد بود؟

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s