میون دو تا دلبر!-اپیزود 2

حالا بازی تمام‌شده، لیورپول باخته و آبجی‌جان، عصبانی و ناراحت است. اما داداش‌جان که آرسنالی است و زخم‌خورده از همین لیورپول، همزمان با بارش شیطنت و پلشتی از چهره(!!!)، لیورپول را مسخره می‌کند. می‌رود که جنگ جهانی را به جای فیلم،‌در واقعیت ببینیم.

یک برخورد تند با این، یکی با آن. یکی سرمست از شکست لیورپول و مغبون از سرزنش من،‌راهی رختخواب می‌شود و دیگری مثل لیورپولی‌های اصیل به گریه می‌افتد.

اولی را که هیچ، خوشحالی‌اش ناراحتی را از بین می‌برد. دومی را اما باید بغل کنم، ناز کنم، لوس کنم، خودم را به خریت بزنم(یک غلط مصطلح. معادل با خر بودن. منظور حالتی است که فرد…همان خود را به خریت می‌زند!)، دروغ بگویم، خودم را مسخره کنم و آخر سر از فوتبال برسم به درس و دانشگاه و کلاس پرورشی و مقایسه‌اش با گرافیک و … تا بلکه ذره‌ای یادش برود که چه تیم سوراخی دارد و برود بخوابد! تا فردا چه شود

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s