فقط برای تو

خسته و در به در شهر غمم/ شبم از هر چی شبه سیاه‌تره

و تو هستی. و شب نیست. و شهر، شهر غم نیست. و من خسته نیستم.

سهم من از بودن تو/ یه خاطره‌ست همین و بس

بگذار باشد. می‌گذارم باشد. برود جایی در حوالی خاطره‌های خوب، و تمام خاطره‌های بد.

طرف دارد می‌خواند: دارم به آخر می‌رسم

بگذار او هم برسد! نمی‌رسم. شاید برسی. شاید هم نرسی.

باید که از اینجا برم/ فرصت موندن ندارم

می رویم. شاید لای باقالی‌ها! شاید به دور، دور، دورتر. آنجا که باید رفت: زیباترین خواب جهان.

به تو که فکر می‌کنم، گر می‌گیرم از خوشی/ مثل یک رنگین کمون، وسط جمعه‌کشی

نه خسته‌ام و نه غمگین. هم سرزنده‌ام و هم خوشحال. و می‌اندیشم به «فقط نگاه می‌کنم». خاطرت هست؟

هی فلانی زندگی شاید همین باشد

و زندگی همین است. نه خوب و نه بد. هم خوب و هم بد. نه آنچه می‌بینی. نه آنچه می‌بینم. نه آنچه می‌بینی.

خوب نمی‌بینی. خوب می‌بینم. خوب می‌بینی.

ای زندگی بیزار از توام. بیزار از این عالم

و فرهاد را دوست داشتم. و فرهاد را دوست دارم. و سقف را می‌خواند. و نه جمعه و آینه و خسته را. مرد تنها من نیستم
.
.
.

I have a dream…

Advertisements

1 پاسخ به “فقط برای تو

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s