نامه به یک نفهم

می‌دانی از چه چیزی بیشتر از همه عصبانی می‌شوم؟
از سوءاستفاده از مسایل شخصی.
از بچه‌بازی آن ابلهی که به تو اطلاعات می‌دهد.
تهدیدهای توخالی‌ات به خنده‌ام می‌اندازد بیشتر، تا انکه ناراحت‌ام کند. می‌دانی تهدید کار کیست؟ کسی که یا قدرت زیادی دارد، یا حقیر است و پوچ. و ما هر دو می‌دانیم تو از کدام دسته‌ای.
می‌دانی چیست؟ اینکه کجا در مورد من چه می‌گویند به خودم ربط دارد، و انچه همان‌جاها در مورد تو می‌گویند به خودت. ولی این را می‌دانم که آنجایی که گفتی کسی پشت سر من حرفی نمی‌زند. می‌دانی چرا؟ چون کسی آنجا مرا نمی‌شناسد!
می‌دانی چیست؟ به آن شماره تلفنی که مدعی هستی داری زنگ بزن. زیرآب من را هم هر جایی که می‌توانی بزن. هیچ اهمیتی ندارد. اگر پای من آن‌قدر جای محکمی نیست که تو بتوانی زیرآبم را بزنی، همان بهتر که اصلاً نباشد. می‌دانی چیست؟ به آن شماره زنگ بزن. به شماره‌های دیگر هم زنگ بزن. هر کاری می‌خواهی بکن. من نمی‌ترسم. چیزی ندارم که بترسم. کسی که می‌ترسد کسی است که همیشه و همه‌جا فکر می‌کند همه در حال خالی کردن زیر پایش هستند. خودت می‌دانی چرا.
زیر پای مرا خالی کن. لطفاً
Advertisements

2 پاسخ به “نامه به یک نفهم

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s