!وه، چه روزهایی

اول-«دوم خرداد، ادعای شرف بود»- مرتضی مردیها، با مسئولیت سردبیر، صفحه‌ی 43
زیباترین تعبیری که درباره‌ی دوم خرداد 76 شنیده‌ام. یازده سال پیش! یادش بخیر روزهایی که من 13 ساله توی صف می‌ایستادم تا عصرآزادگان بخرم!
اما من 22 ساله‌ی حالا فایده‌گرا … آه ای افسوس. اتفاقی که نتیجه‌اش احمدی‌نژاد باشد، همان بهتر که …
دوم-«خرمشهر را خدا آزاد کرد.» خرمشهر را خدا آزاد نکرد، ما آزاد کردیم، خدا کمک کرد.(این ایده‌ی من نیست.از جایی که یادم نیست کجا، یادم هست!)
پ.ن: چه‌قدر بحث در حیطه‌ی اندیشه‌ی سیاسی را دوست دارم، خدا می‌داند! می‌خواهم نوشتن، جدی نوشتن را دوباره شروع کنم. نمی‌دانید چرا این حس زیاد نوشتن چرا همیشه موقع امتحانات پایان ترم به سراغ آدم می‌آید؟

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s