این مقاله را نقد کنید

دكتر مرتضي مرديها
درويشي يا پادشاهي

آقاي خاتمي، رئيس جمهوري، در مصاحبه كوتاهي كه تحت فشار خبرنگاران و در مسير سوار شدن به اتومبيل، در دومين روز تحصن نمايندگان مجلس صورت داد، جمله اي به اين مضمون اظهار كرد كه شما خبرنگاران يك رئيس جمهور نجيب گير آورده ايد و مي خواهيد او را سئوال پيچ كنيد، صبر كنيد مدتي ديگر من هم مي آيم كنار شما و با هم به رئيس جمهور بعدي انتقاد مي كنيم. اين البته اولين بار نيست كه ايشان چنين مضموني را مي پرورند. حتي در يكي از سفرهاي خارجي هنگامي كه در كنار نخست وزير يك كشور اروپايي در حال مصاحبه بودند، خطاب به خبرنگاران از سياست و سياسيون تبري جستند و گفتند مرا از خودتان بدانيد.در اولين نگاه، اين، به تعبير فرانسوي ها، يك ژست نوبل است، و به خصوص براي ما عناصر اهل فرهنگ مي تواند جاذبه زيادي داشته باشد.

معناي ژست مذكور اين است كه رئيس جمهور، برخلاف عموم اهل سياست، اهل زد و بند، رقابت قدرت، دفاع از حزب خود، توجيه موضع گيري ها و اموري از اين قبيل نيست، بلكه به سان يك روشنفكر، اهل مروت و مدارا، بيزار از هياهو و غوغا، و بركنار از منازعه قدرت و غلبه است. در ميان مردم، به طور عام و در ميان اهل فرهنگ، به طور خاص، اين يك ارزش بزرگ است، از همين رو پس از دوم خرداد بسياري از فرهيختگان بر اين شادي كردند و به فال نيك گرفتند كه كسي از پشت ميز رياست كتابخانه ملي به كاخ رياست جمهوري مي رود.اما اندكي تأمل، خصوصاً در جنب تجربه شش _ هفت سال گذشته، ما را به بازانديشي در ارزش مذكور وا مي دارد. دغدغه اي ذهن ها را در چنگ خود مي فشارد: هنگامي كه سعدي مي گفت ده درويش در گليمي بخسبند و دو پادشاه در اقليمي نگنجند، آيا اين نشانه خوبي درويشان و بدي پادشاهان بود؟ آيا اصلاً مي توان يك پادشاه خوب داشت كه در عين حال درويش خوبي هم باشد؟

شايد زماني ايده آل ما چنين بود، ولي اينك، با پشت سر گذاشتن يك تجربه سنگين به دشواري مي توان به پرسش هاي فوق پاسخ مثبت داد. بي شك مي توان و مي بايد يك رئيس حكومت، خوب باشد، ولي آيا خوبي يك رئيس جمهور، همانند خوبي يك درويش قابل شاخص بندي است؟ به نظر مي رسد هر شأني ارزش هاي خاص خود را دارد.

همه ما مي دانيم كه عطوفت و رحمت عام، براي يك قاضي صفت خوبي نيست، قاضي بايد با عدالت و جديت رفتار كند، نه با رحمت و عطوفت. در حالي كه همين قاضي در مقام پدر و همسر بايد اوصاف عدالت و جديت را با رحمت و عطوفت عوض كند. مهمترين صفات يك سرباز نظم و چالاكي و وفاداري و وظيفه شناسي است، در حالي كه مهمترين صفات يك پژوهشگر، دقت، هوشمندي، مطالعه و خلاقيت است. هر صفت خوبي در يك شأن، لزوماً در شأني ديگر خوب نيست، يا لااقل در همان حد از اولويت نيست.

آيا براي يك رئيس جمهور، نجابت مهمترين صفت است؟ آن هم در شرايطي كه كساني كه در مقابل او كارشكني مي كنند، اهميت چنداني براي نجابت قائل نيستند.

به راستي اگر آقاي خاتمي تا به اين پايه علاقه مند بودند يك روشنفكر منتقد باشند، و تا اين حد از در افتادن به دام درگيري و مخاطره حذر داشتند، اگر دوست داشتند جزو سئوال كنندگان باشند نه سئوال شوندگان، اگر سياست را حوزه اي مي دانستند كه همواره از بودن در آن بايستي خجل بود چه انگيزه اي ايشان را واداشت كه در چنين دوره پرمخاطره اي كانديداي چنين پستي شوند؟

حتي در دموكراتيك ترين و آزادترين نظام سياسي، اشغال پست هاي مهم نيازمند اولويت دادن به اوصافي چون قدرت، سرعت و مقاومت در اعمال فشار، چانه زدن و امتياز گرفتن است، بدون اينكه اوصاف مذكور ذره اي از ارزش سياستمداري بكاهد. اين كه گفته اند سياست، رقابت قدرت است، نه به اين معني است كه رقابت قدرت امري ناستوده و نوعي ذميمه اخلاقي است، و نه به اين معناست كه اين رقابت قدرت صرفاً هنگام كانديداتوري و تا رسيدن به خط پيروزي انتخاباتي است؛ رقابت قدرت اصلي، پس از پيروزي تازه آغاز مي شود.

اگر تا رسيدن به خط پيروزي، رقابت قدرت، براي كسب موقعيت است، پس از آن براي ماكسيميزاسيون كارآمدي آن ضروري است. و اگر رقابت قدرت تا مرحله پيروزي در انتخابات يك حق است، پس از آن به يك وظيفه بدل مي شود. نه آيا براي همين است كه پس از پيروزي بايد قسم ياد كرد؟ قسم براي وفاداري به آئين درويشي نيست، براي دفاع از حقوق ملت است و براي دفاع از حقوق ملت هيچ راهي جز درجاتي از رقابت قدرت و لوازم آن، يعني فرصت طلبي، زيركي، تئاتراليزاسيون براي استفاده حداكثري از ظرفيت هاي قانوني پست اشغال شده وجود ندارد. كسي كه از چنين وظايفي روي گردان است، مي بايست از حق ورود در رقابت اوليه چشم مي پوشيد.

ابوذر و سلمان، يكي به صفت صدق و ديگري به صفت حكمت، دو تن از بهترين اصحاب پيامبر بودند، ولي هرگز نشنيده ايم كه پيامبر آنان را به مسئوليت هايي چون فرماندهي سپاه، امارت يك استان، يا رياست يك هيأت سياسي گماشته باشد. خالدبن وليد از اين هر دو وصفِ نيكو بسيار كم بهره بود، اما همواره بخشي از فرماندهي سپاه اسلام را به عهده داشت، چون جسور، چالاك، شجاع و داراي نبوغ نظامي بود.

نقل كرده اند كه سهراب سپهري، براي امرار معاش در پي شغلي مي گشت، از قضا يكي از دوستانش كه با اداره مبارزه با آفات نباتي رابطه اي داشت، معرف او شد تا به كار گماشته شود. او را خواستند، و مسئوليت يك تيم سم پاش را به وي سپردند. روزي كه راهي مزرعه شده بودند تا گندم ها را از انبوه ملخ بپ
يرايند، سهراب را ديدند كه بسيار آهسته و با احتياط قدم برمي دارد. پرسيدند چرا راه نمي آيي؟ جواب داد، حواسم را جمع كرده ام كه مبادا پا روي يك ملخ بگذارم.

به دشواري مي توان در اين جهان همه ثواب ها (همچنان كه همه صواب ها) را براي خود ثبت كرد. حاصل كار شكست و تناقض است. به دشواري مي توان ميان تسبيح و شمشير، گليم و اقليم جمع كرد. اگر من طاقت شمشير ندارم، چرا بايد با سبحه و زنار به جبهه درآيم و شرمسار از نزاع، منازعه در دفاع از حقوق را دچار فتور كنم؟ به گمان من، سياست شغل مقدسي است، و سياستمداران از جمله بهترين ها و مفيدترين ها؛ بسيار بيش از بسياري از اشتغالات فرهنگي و روشنفكري، سياست شغلي است با درجه سختي بسيار، چون در اين كسوت، براي دفاع از صلح بايد جنگيد، براي دفاع از خوبي ها بايد با بدي ها درافتاد.

در آن واحد، بايد با رقيب درآويخت، با پارلمان كنار آمد، به خبرنگاران (وجدان جامعه) پاسخگو بود، و كار مملكت را نيز (كه عبارت است از مديريت توليد وتوزيع لذت) به پيش برد.

البته مسئوليت سختي است، ولي لايكلف الله نفساً الا وسعها. دليلي ندارد به درون اين حرفه درآئيم، هم وظيفه را مهمل گذاريم، هم حرفه را تحقير كنيم، هم در آن بمانيم و هم هر لحظه شرمسار از ماندن، از آن تبري جوئيم.
دقت کنید: این مقاله مربوط به ماه‌های آخر ریاست جمهوری محمد خاتمی است
پ.ن: اوکی؟

Advertisements

1 پاسخ به “این مقاله را نقد کنید

  1. رفیق ناباب! منو شطرنجی کنید! د آخه من اگه اون موقع حرفای این عزیز رو شنیده بودم مگه احمق بودم برم به معین رأی بدم؟! اشتباه کردم آقا! اشتباه! من اعتراف می‌کنم

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s