بازگشت زاغان

هلند که ببازد، تو گویی که تمام دنیا بر سرم آوار شده است. هلند که ببازد، دیگر نه من‌ای هست و نه تویی و نه هیچ کس دیگری. هلند که ببازد، چیزی جز فضای خالی توی خودم احساس نمی‌کنم. هلند که ببازد، غمگین‌ترین شب‌های زندگی من دوباره ظاهر می‌شوند. هلند که ببازد، حس تنهایی. هلند که ببازد، حس تلخ سقوط. هلند که ببازد، حس نابودی. هلند که ببازد، حس بی‌مکانی. هلند که ببازد، مرثیه‌ها باید خواند، مرثیه‌ها باید گفت. هلند که ببازد، جایی برای آرامش نیست. هلند که ببازد، جایی برای ماندن نیست. هلند که ببازد، جایی برای رفتن نیست. هلند که ببازد، جایی برای سکوت نیست. هلند که ببازد جایی برای گفتن نیست.
طرفداری از هلند، برای من چیزی از جنس علاقه نیست. طرفداری از هلند، خود من است. درون من است،‌بیرون من است، پیرامون من است.
هلند که ببازد
«در آستان غروب
بر آبگون به خاکستری گراینده
هزار زورق شوم و سیاه می‌گذرد
نه آفتاب و نه ماه
…»

هلند که ببازد، حتی تو هم نمی‌توانی آرام‌ام کنی

Advertisements

1 پاسخ به “بازگشت زاغان

  1. hohohoooooooo chi shod kase koozat shekast, ta to bashi be 3 ta khordane italy nakhandi:D
    holland defash daghoone , az avalam malom bod:D
    hala boro khodta bokosh hollandi:))

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s