واقع‌گرایی

دیشب داشتم تاریخ روابط بین‌الملل می‌خوندم. یک اوت 1914 جنگ جهانی اول شروع شده. دوم اوت عثمانی با آلمان قرارداد دوستی بسته. نهم اوت،‌با روسیه! ظرف یک هفته بعد از شروع جنگ، عثمانی با هر دو طرف حاضر در جنگ، پیمان دوستی بسته، و من دارم به این فکر می‌کنم، که با وجود چنین درجه‌ای از واقع‌گرایی و توان عملیاتی، که در جنگ جهانی اول در نزد اتریش و آلمان نبود، چرا عثمانی از یک امپراتوری قدرتمند، در حد یک کشور فسقلی افت کرد. احتمالاً باید به تدبیر لوید جرج، دیپلمات بریتانیا، و البته چمبرلن و سایکس ایمان آورد!

حالا، یک ساعتی قبل، گرجستان به روسیه اعلام جنگ داد. جریان‌اش طولانی است، اما واقع‌گرایی، من ایرانی ناظر سیاسی رو به این نتیجه می‌رسونه که امیدوار باشم که جنگ، هر چه بیشتر گسترده بشه، اونم با نهایت خشونت، و البته امیدوار باشم دیپلمات‌های تکنوکرات معدودی که در ایران داریم، بتونن تصمیم‌گیران سیاست خارجی ایران رو متقاعد کنن، که از این موقعیت نهایت استفاده رو به شکل درست(!) ببرن. موقعیت بی‌نظیری می‌تونه باشه برای ایران.

البته، از دید تحلیلی، نمیشه امید چندانی به گسترده‌تر شدن جنگ گرجستان و روسیه داشت. خیلی بعیده که کشورهای اروپایی، و آمریکا،‌به عنوان مدافعان گرجستان، موضع تندی بگیرن، یا واکنش شدیدی نشون بدن. منتظرم یکی دو روز دیگه بگذره، اوضاع بهتر بیاد دستم، درست و حسابی بشه فکر کرد

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s