نامه به بانو جین عزیز

می‌بینید خانم جین عزیز؟
لابد این هم از پوچی‌های همین دنیای فانی ماهاست، که هر وقت می‌خواهیم به نزدیکان‌مان برسیم، یکهو آن‌قدر کار روی سرمان می‌ریزد و این‌قدر برنامه‌های بی‌ربط، که حتی شاید یادمان برود که چه می‌خواسته‌ایم بکنیم. شاید هم آن نزدیک‌مان، به حساب حواس‌پرتی یا بی‌توجهی‌مان بگذارد، که اگر هم بگذارد، هیچ ایرادی حداقل من یکی که به‌اش نخواهم گرفت. این ماییم که باید برنامه‌های دیگر را تعطیل کنیم یا به تعویق بیندازیم‌شان، تا به حرفی که زده‌ایم قبلاً پایبند بمانیم؛ ‌دارم به این نتیجه می‌رسم الان! نامه نوشتم که حداقل حواس‌ام را از پرت بودن تبرئه کنم.
به امید دیدار
راسپوتین
Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s