یک گام دیگر، فاصله از خط آغاز

یکم و من 22 ساله شدم.
دوم آنان که تنهایی را نمی‌فهمند، ارتباطی با ما ندارند. موفق باشند در راه‌شان. سهیل، تنها بوده‌است و هست، و یحتمل خواهد بود. و از این تنهایی،‌ لذتی می‌برد که نمی‌داند چگونه با این واژه‌های سست توصیف‌اش کند. گیرم که مثل نوشته‌ی سلمان،‌نویسنده‌ی گلوبال‌پرشین، دختری باشد که از تنهایی هم ارزشمندتر باشد. بیشتر از این، چندنفری هستند که ارزشمندتر باشند. همین باراک اوبامای شاهین‌شهری خودمان هست، خانم جین عزیزی که برایش نوشتیم هست، خانم نائومی واتس‌مان هست، ولتر فیلسوف‌مشرب‌مان هست.
سوم سهیل، کم می‌شود که به یاد روزهای خوش گذشته‌ای بیفتد که کم هم بوده‌اند. گیرم که زیاد باشد. عادت ندارد، و قبول هم ندارد اصلاً، که در بند گذشته گیر کند کسی. جایی. از این نوستالژی‌بازی‌های همسن و سال‌ها و بدتر از آنها، نسل‌های قبلی خودش هم، شاید لذتی می‌برد به حدی قابل چشمپوشی، و نه ذره‌ای بیشتر. چشم به فردا داشته و دارد. تا بخواهید ولی، حافظه‌اش پر است از شادی‌ها و ناشادی‌های گذشته. آن قدر دقیق، که مجلسی باشد از صاحبان مشترک آن خاطره‌ها، بتواند چندساعت روی همه را کم کند با یادآوری‌ها، مخصوصاً همان آقای ولتر را!
چهارم بر خلاف آنچه می‌گویند احساس دارد، و آن‌قدرها هم خشن نیست. باید بگذرد تا کسی احساس‌اش را ببیند. (کسانی مثل نائومی و جین و باراک، که خیلی سریع مورد لطف و مهر قرار می‌گیرند، لابد کارشان زیادی درست است!) بر خلاف آنچه دیگرانی هم می‌گویند، شدیداً هم عقلانی است،‌هر کدام به جای خود. دلیلی نمی‌بیند وقتی در مورد جنگ اسرائیل و حزب‌الله فکر می‌کند و حرف می‌زند و می‌نویسد، از کشته‌شدن انسان‌های اصطلاحاً بیگناه ناراحت شود. دلیلی هم نمی‌بیند، که وقتی ذره‌ذره‌هایش، از کسی متنفر است، یا دوست‌اش دارد، عقلانیت به کار بندد که چه و چه.
پنجم سیاست را دوست دارد، و گوشش بدهکار هیچ کسی نیست که ندانسته و نفهمیده، حرف از بی‌پدر و مادری‌اش بزند، و سیاست را عرصه‌ی پستی‌ها و زشتی‌ها بداند. اهمیتی هم قائل نیست برایشان، که جواب‌شان را بدهد.
ششم عاشق اسطوره‌هاست و قهرمان‌ها. بین این همه اسطوره، پرومته را می‌پرستد و از آرش و هرمس، بدش نمی‌آید. المپی‌ها را دوست دارد، و با اهورامزدا، سر آشتی ندارد. عاشق تراژدی است،‌ و نه با هملت، که با مکبث، دورانی سر کرده است. نه فقط اسطوره‌های ادبی، که اسطوره‌های غیر ادبی را هم دوست دارد.
هفتم فوتبال را دوست دارد، و سعی می‌کند مخلوط با فرهنگ و سیاست و اندیشه نگاه‌اش کند(چیزی نزدیک به حمیدرضا صدر) خاویر زانتی و جیاچینتو فاکتی را اسطوره‌های فوتبالی‌اش می‌داند و کلی قهرمان فوتبالی دارد: لوییس ون‌گال، فرانک ده‌بوئر، خوزه ماریا باکه‌رو(کسی یادش هست اصلا؟) کارلس پویول، لوییس فیگوی قبل از رئال، اریک کانتونای کبیر، و چندتایی دیگر. این بچه‌های درخشان نسل فعلی را هم فقط ستاره می‌داند و بس. ‌نه بیشتر! علی دایی را با همه‌ی مزخرف‌بودن‌هایش،‌بدون تردید دوست دارد، و از صمیم قبل برایش آرزوی موفقیت می‌کند.
هشتم موسیقی را جادو می‌داند، و توان مقاومت در برابرش را ندارد. فرهاد مهراد را بی‌نظیر می‌داند و امپراتورش می‌خواند. با خیلی از آهنگ‌هایش بغض می‌کند، با این همه سال فاصله. جمعه را که می‌شنود، سیاهکل را می‌بیند.جدیداً هم با صدای عربده‌کشیدن این خانم اونسنس به عرش می‌رود. برای این که کسی هم فکر نکند ادای روشنفکری در می‌آورد، اضافه کنیم که مثلاً گروه آریان را هم دوست دارد.
نهم شعر هم دوست دارد. اخوان ثالث را با هیچکس عوض نمی‌کند. شاملو را با اخوان، و بعدش دیگر همه با هم قابل تعویض‌اند.
دهم کتاب می‌خواند و توضیح بیشتری در مورد کتاب‌هایی که می‌خواند نمی‌دهد، غیر از چندتایی اسم: امریکا بر سر تقاطع، بازی نهایی در جهان تک‌قطبی، طرح بازی، انتخاب: سلطه یا رهبری، در دفاع از سیاست،‌ استراتژی امنیت ملی امریکا در قرن 21. کتاب‌های عامه‌پسند هم می‌خواند البته! هری پاتر، کتاب‌های دن براون و کافکا و کامو و ساراماگو، کتاب‌های شرلوک هلمز و چندتایی دیگر.
یازدهم اسطوره‌ی سیاسی هم دارد. بر خلاف تصور خیلی‌ها، اصلاً دل خوشی از مصدق ندارد. احمد قوام را نمونه‌ی یک سیاستمدار کامل می‌داند که از بخت خوش ایران،‌ در بدترین شرایط ممکن سر و کله‌اش پیدا شد. قوام، مظفر بقایی، محمدعلی فروغی، علی‌اکبر داور، میرزا ملکم‌خان، سید جمال اسدآبادی، ابراهیم یزدی و علی‌اکبر هاشمی رفسنجانی را آدم‌های بدشانسی می‌داند که در دوره‌‌هایی جدا از هم پیدایشان شد. احساس‌اش، محمد خاتمی را دوست دارد، ولی عقل‌اش او را ناکارآمد می‌داند و در حال حاضر نه چندان مفید. محمدرضا باهنر و محمدجواد لاریجانی را هم به عنوان سیاستمداران قدرتمند تحسین می‌کند. این که در جناح فکری و عملی مقابل‌اند، دلیلی بر نفرت از آنها نیست. اما برای اسطوره‌شدن،‌در کنار قوام، به دکتر فاطمی رأی می‌دهد. احساس‌اش اجازه نمی‌دهد فاطمی را کنار بگذارد. نمی‌شود.
دوا
دهم
نظرمان بود، و باور پیدا کرده‌ایم همین روزها، که آدم‌ها را از روی آرزوهایشان دسته‌بندی کنیم. سهیل را با آدم‌های بی‌آرزو، یا آنهایی که آرزوی کوچک دارند کاری نیست. نباید باشد. به سراغ سهیل اگر می‌آیید، لابد با آرزوهای بزرگ‌تان بیایید، نه نرم و آهسته مثل کسانی که می‌خواستند بروند پهلوی آن شاعر بچه مثبت به باورش سوسول. قناعت کار سهیل نیست. می‌خواهید بروید توی روستا معلم شوید، نه از سر کمک به مثلاً ضعفا، که از سر آرامش و آسودگی، ‌بروید. کاری به کار سهیل نداشته‌باشید. راه‌مان از هم جداست. قناعت و آسودگی، باشد برای خوش‌خیالان و ضعیفان و راحت‌طلبان و کوچک‌پنداران و ساده‌پسندان. فرقی هم مگر می‌کنند؟ وجه مشترک ایتالیک‌شده‌های روز قبل، این بود که امروز سالگردشان است. تولدی، مرگی، انقلابی. از روی ویکی‌پدیا پیدایشان کرده‌ایم. احتمالاً خواهد آمد روزی که اسم‌مان را آنجا، یا جایی شبیه‌اش بنویسند.

سیزدهم به مرگ فکر کرده‌ایم، و فسفر زیادی هم سوزاندیم. قطعاً زندگی را دوست داریم و مرگ را هم،‌ البته که دشمن. تا قبل از آشتی با مرگ، همین را داشته‌باشید که باید ماچوپیچو را ببینیم. کاتالونیا را، مهد آزادی را، باید از نزدیک لمس کنیم. زمین صفر را باید بر سرش افسو.س بخوریم. دیوار برلین هم همین‌طور.جزیره‌ی ایستر را هم همین‌طور. به مقبره‌ی مارکس و نیچه و ماندلا و مارتین لوترکینگ و آبراهام لینکلن و مارگارت تاچر و چندتایی دیگر از رهبران بزرگ ادای احترام کنیم. چند کار دیگر هم که انجام دهیم، می‌توانیم با خیال آسوده زندگی کنیم و منتظر آشتی‌مان بمانیم.
امضا: من
پ.ن: بیشتر از سیزده بند نباید بشود، گیرم که خیلی دیگر مانده باشد هنوز. سهیل، سیزده را مقدس می‌داند
Advertisements

2 پاسخ به “یک گام دیگر، فاصله از خط آغاز

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s