تحلیل فراجامعه‌شناختی یک تاکسی‌نشین

راننده: کاش همیشه مث شبا بود، این‌قدر خلوت. می‌شد گازکش بری.
مسافر: وقتی همه لذت و خوشبختی رو تو یه چیز ببینن نتیجه‌ش میشه همین. وقتی همه چیزشونو میدن، و فکرم می‌کنن با ماشین خوشبخت میشن، میشه همین. همه‌ یه ماشین میندازن زیر پاشون. فکر می‌کنن همه‌ی مشکلات مادی و معنوی اینجوری حل میشه، که نمیشه.

——————————————————————
با تلاش بسیار زیاد، بدون قضاوت

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s