زنده‌باشید و بخوانید تا ابد آقای رهنما

روی شما هم حساب باز می‌کنیم آقای خندان. به اعتبار همکاری‌تان با آقای رهنما البته. کاش می‌شد بیشتر بخوانند آنها که حرف دارند، که هنر دارند، که ارزش دارند.
از خط هشتم که به اوج می‌روند دیگر حرف ندارد. حتی اگر آن آخرها قافیه‌شان هم اشکال داشته‌باشد. قافیه را می‌اندازیم گردن آقای سرفراز که این، دیگر یکی از سوتی‌های معمولی‌شان است بعد از حدود چهل سال ترانه‌سرایی!

می‌نویسم با سکوتم مثل رویا مثل یه خواب

خطی از دلتنگی خویش نامه‌ای نوشته بر آب

از غروب و غربت من از یه راه دور و دشوار

برسه به دست طفلی که نشسته کنج دیوار

پشت دیوار سکوتم جاده‌های جستجوهام

جایی که شکسته می‌شد قلکای آرزوهام

توی کوچه‌باغ لبخند کوچه‌ی گریه و بازی

شب آرزو شمردن خنده‌های بی‌نیازی

می‌نویسم تا بدونی من به دنبالت دویدم

رفتم و رفتم و رفتم اما هیچ وقت نرسیدم

تو همون گل سپیدی که یه شب باد با خودش برد

همون تفسیر نجیبی که توی آیینه پژمرد

کاش می‌شد مثل تو باشم ساکت و صبور و ساده

با تو هستم ای خود من ای دل همیشه عاشق

بی تو من مثل یه نامه به خط آخر رسیدم

اما حتی توی خوابم یه نفس تو رو ندیدم

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s