آز آغاز آزادنگار

لابد یکی از سؤال‌هایی که هر کسی که وبلاگ می‌نویسد باید جواب دهد، این است که اصلاً چرا وبلاگ می‌نویسم؟!

و اما من…

اول- یادم نیست دقیقاً از چه زمانی، ولی دقیقاً یادم هست به چه دلیلی، نوشتن، که ارزش چندانی برایم نداشت، شد چیزی نزدیک به ارزشمندترین‌های من. نوشته البته همیشه ارزشمند و مهم و تأثیرگذار بود. باید چیزی فرو می‌ریخت، تا نوشتن، جایگاه پیدا کند. مهم شود. چه چیزی؟ تنهایی. چیزی که مهم شد.یکی مسافر شد، یکی پر زد. یکی کم شد، و کسی اضافه نشد. گوش‌ای نبود، کاغذ گوش شد. خودکار،عزیز شد. مداد، البته کهنه!

کامپیوتر که پیدایش شد-توی خانه‌مان را عرض می‌کنم!- کم کم خودکار فراموش شد. ورد عزیز و دوست داشتنی شد.

سه بهمن 83 اگر اشتباه نکنم، دقیقاً با هدف نوشتن در مورد انتخابات 84، و نوشتن طنز سیاسی!- آدم حساب می‌کردم خودم را دیگر:دی- در یک جوگیری خیلی جذاب و الان خنده‌دار،  تأثیرگذاری بر فضای انتخابات(!) توی پرشین‌بلاگ، وبلاگی ثبت کردم و استارت‌اش را زدم با عنوان « و من در اینجا ذرت پرت می‌کنم» که همان ابتدای راه، در جشنواره‌ی یک بار برای همیشه برگزار شده‌ی بلاگ‌نویسان دانشجو، که دانشجویان دانشگاه همدان برگزار می‌کردند پذیرفته‌شد و توهم مضاعف زدم که می‌شود و می‌توانم! یک وبلاگ هم در بلاگفا ثبت کردم، با عنوان نوشته‌های جدی یک ذرت بوداده. همکاری‌ام را با ستاد معین شروع کردم، و در یک موقعیت توهم‌زای دیگر، شدم مسئول اطلاع رسانی کمیته‌ی دانشجویی ستاد معین در اصفهان. از این عنوان‌های طولانی و توخالی که زیاد دیده‌ام و دیده‌اید. آرام آرام، دیدم عوض شد. توهم و جوگیری‌ها کمتر شد، و این را مخصوصاً مدیون « آن زمان» دوستی هستم که حالا، مدتهاست همدیگر را دوست نمی‌نامیم، البته اگر اصلاً بحثی و صحبتی در مورد دیگری‌مان پیش آید. با مسعود برجیان هم دوست شدم. وبلاگ‌نویس قدری که دوسالی هست ترک وبلاگ کرده و حداقل من یکی را از لذت خواندن پیام ایرانیان محروم عنوان وبلاگ بلاگفا، به دوران نو تغییر کرد، بی‌خیال وبلاگ پرشین‌بلاگ شدم، و شروع کردم به جدی گرفتن وبلاگ، و اغلب جدی نوشتن در« دوران نو». اوضاع هم بد نبود. 10-12 نفری خواننده‌ی پابت داشتم، و برای منی که حالا خیلی واقعی‌تر نگاه می‌کردم، اصلاً بد نبود. حتی توانسته‌بودم روی 2-3 نفر تأثیر بگذارم، که این خیلی خوب بود. اما

مثل همیشه، اماها از راه رسیدند.  خستگی، ناامیدی مدشده بین علاقه‌مندان به سیاست، استرس شدیدی که به دلایل مختلف، به خاطر عوامل مختلف، تجربه می‌کردم، و یک عامل مهم‌تر به نام تنبلی! دوران نو را از رونق انداخت. ظرف 7-8 ماه، تنها فعالیت جدی‌ام در وبلاگ دوران نو، چهار یادداشت متوالی بودبه مناسبت فیلم سیصد. یکی با عنوان «سیصد قابل دفاع است!»، و دیگری یادداشتی سه قسمتی با عنوان «تأملاتی در باب ملی‌گرایی» که بعداً یکی از نشریات دانشگاه اصفهان هم چاپ‌شان کرد، و چه دشمن‌ها که برای خودم نخریدم!ـ

بعدش هم دیگر چیز قابل عرضی نبود، تا این شبکه اجتماعی جالب 360 را دیدم. دیدم دوستان وبلاگ‌ناشناس و وبلاگ‌ندیده‌ام، با افتخار از وبلاگ‌نوشتن خود حرف می‌زنند! و از آدرس که می‌پرسیدم، یک جواب مشترک می‌دادند: 360! هم خنده‌ام می‌گرفت، هم حرص می‌خوردم که چرا اینهایی که می‌بینم و می‌دانم که از نوشتن، حتی به اندازه‌ی من هم نمی‌دانند، چه‌طور خودشان را وبلاگ‌نویس کاردرست حساب می‌کنند. به کله‌ام زد از 360 به عنوان جایی برای دستگرمی وبلاگی جدید استفاده کنم. سال پیش، توی بلاگر وبلاگی ثبت کردم با همین عنوان آزادنگار، که باز هم به همان دلایل پیش‌گفته به جایی نرسید. هدفم از 360، این بود که همان آزادنگار را راه بیاندازم. هر روز، با بعضی استثناهای قابل اغماض، به هر بهانه‌ای که شده، با یادداشتی، تک‌جمله‌ای، دیالوگی، شعری، ترانه‌ای یا عکسی وبلاگ 360 را آپدیت کردم، تا حداقل تنبلی رخت بربندد، که ظاهراً موفق بودم. اما تصمیم گرفتم به وردپرس بیایم. چراییش را انصافاً نمی‌دانم! مهم هم نیست البته. اینجا را احتمالاً تبدیل به روزنامه‌ی سیاسی نخواهم کرد. از فوتبال و سینما و شاید موسیقی، شاید ادبیات، روزمرگی‌ها، و هر چیز دیگری ه به ذهنم برسد که برای نوشتن مناسب باشد، می‌نویسم. یاد حرف یکی از دوستان یک‌بار دیده می‌افتم که اس‌ام‌اس زده بود پارسال یا پیارسال، که: « دارم می‌زنم توی سرت که وبلاگ بنویسی!» چشم نیوشا! دارم وبلاگ می‌نویسم

Advertisements

1 پاسخ به “آز آغاز آزادنگار

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s