!حالا که این‌طور است، کتاب‌ها،‌این کتاب‌های لعنتی

باید تا اول هفته‌ی بعد بخوانم:
1- کافه نادری آقای قیصریه، که وقتی یکی دید بلافاصله بعد از کافه‌پیانو گرفته‌ام‌اش، پرسید می‌خواهی کافه باز کنی؟! یادم هست نقدهای خوبی رویش نوشته‌بودند وقتی منتشر شد. طراحی جلدش برایم جذاب است، خود کافه نادری که خب، جای جالبی باید بوده باشد، نوشته‌ی پشت جلد کتاب، گیرم که موافق‌تمام و کمال‌اش نباشم، اما نمی‌توانم نثر قدرتمند و دوست‌داشتنی‌اش را انکار کنم، و صفحه‌ی تصادفی‌ای که از وسط کتاب دیدم و پسندیدم! دلیل نمی‌شود که هر چه سریع‌تر بخوانم‌اش؟
2- سیاست‌های مقایسه‌ای آقای قوام، که اصلی‌ترین منبع درس نظام‌های سیاسی تطبیقی کنکور ارشد است، و در دو سال قبلی که همین‌جوری محض تجربه شرکت کرده‌ام، به ترتیب 50 درصد و -1( منفی 1!) زده‌ام! پنج فصل اول‌اش جذاب نیست، و سه فصل آخرش، عموماً جدید نیست! بقیه‌ی کتاب‌هایی که منبع نظام‌های… هستند، وضع به مراتب بدتری دارند. هیچ دلیلی غیر از اجبار برای خواندن این کتاب ندارم.
3- اندیشه‌های سیاسی در اسلام و ایران آقای قادری، که منبع اصلی درس تاریخ اندیشه در کنکور ارشد است، و الحق نسبت به کتاب قبلی جذاب‌تر و جدیدتر است! یک‌سوم کتاب را خوانده‌ام، و حالا باید بروم سراغ بقیه‌اش که راجع به غزالی() است و ماوردی و خنجی و دیگران. چیزهای جالبی از همین یک‌سوم یاد گرفته‌ام. مثلاً، اینکه سنی‌ها به لزوم امنیت و ثبات حکومت بیشتر باور دارند، تا به لزوم عدالت،‌که مدنظر شیعیان است. مثلاً اینکه با یک اغماض نسبتاً خوب، می‌شود شاخه‌های فکری مهم اندیشه‌ی سیاسی غرب را در اندیشه‌ی سیاسی اسلام هم مشاهده کرد، و اینکه چه‌قدر نظریه‌ی سیاسی شیعه، …!
4- اصول علم سیاست آقای دوورژه، ‌که کلاً کتاب چرندی است و این‌قدر مزخرف تویش نوشته، که آدم دل‌اش می‌خواهد نخواند( برای اطلاع دقیق‌تر از اینکه دل آدم چه چیزی می‌خواهد، به نوشته‌های قبلی همین وبلاگ مراجعه کنید) اما باید خوانده‌شود، چون هم منبع ارشد است، هم بالاخره خوب است که آدم کتابی داشته‌باشد، که بتواند راحت جلوی دیگران به آن فحش دهد.
5- بنیادهای علم سیاست آقای عالم، که گرچه همان کارویژه‌ی کتاب آقای دوورژه را دارد، و تفاوتی هم در طرح کلی ندارند، اما در مقابل آن، از جایگاه خدایی برخوردار است! هم نثرش بهتر است، هم طرف نیامده سوسیالیسم را به زور توی حلقت فرو کند، هم کلاً آدم حس نمی‌کند نشسته سر کلاس و دارد به حرف استاد گوش می‌دهد. یکهو دیدی سال بعد شدیم شاگرد همین آقای عالم. چه شود!

اینها را که خواندم، تازه باید بروم سراغ مسائل اقتصادی-سیاسی جهان سوم() آقای ساعی، و یک نگاهی هم به نظریه‌های جامعه اطلاعاتی آقای وبستر، و عصر اصلاعات آقای کاستلز بندازم، که اگر خدای نکرده،‌ این کانون آوایی‌ها سپردند دستم که برایشان اینها را آموزش بدهم، سوتی ندهم و آبروی چندین و چندساله‌ی خودم را ببرم!
فصل اول و دوم هوش مصنوعی راسل را هم باید نگاهی بیندازم. تا این لحظه که هوش مصنوعی را دوست می‌دارم به طرز خفن‌ناکی!
دلم برای ناتور دشت آقای سلینجر و عقاید یک دلقک آقای بل هم تنگ شده‌است بدجور.
وقت می‌شود برای همان پنج‌تای اول؟ به مدد قهوه و چراغ مطالعه‌ی ساعت 2 شب، شاید بشود چهارتایی را تمام کرد. ببینیم چه می‌شود

Advertisements

3 پاسخ به “!حالا که این‌طور است، کتاب‌ها،‌این کتاب‌های لعنتی

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s