وقتی نوستالژی می‌ترکانیم

هشت نه سالی هست که در‌به‌در، دیگر آنجا نیست. شاید کلاً جایی نیست. ولی الفی‌ها هنوز قرارشان را پیتزا دربه‌در، دروازه‌شیراز می‌گذارند. هیچ‌جا، دم در دربه‌در نمی‌شود. داخلش که حداقل من یکی نرفته‌ام!
ما چند نفر، بعد از چند وقت است که پایه‌های بیرون‌رفتن‌مان از 3 نفر بیشتر شده؟ فارسی بگویم: بعد از چند وقت است که بیشتر از سه نفر هستیم و بیرون می‌رویم؟ توی روح آن «شانه از ناکجاآباد خریده» کنند که جواب داد «برنامه می‌خواین بذارین بعد ارشد بذارین! نمی‌تونم بیام».
گندت بزنند حمید!
سازش، که روز به روز از آرمان(آقای برادر) بیشتر مسخره‌بازی‌هایش را می‌شنوم. آن عکس‌های فیس‌بوک فرزام(که البته الفی نیست، ولی الفی‌ها را دوست دارد. الفی‌ها هم دوست‌اش دارند!
)، که برد مرا به دبیرستان، و راهنمایی، و این هم امشب که با هم‌ایم، بعد از دو سه سال، گیرم که با غیبت خیلی‌ها.
امشب نوستالژی می‌ترکد! جای شهدا خالی

پ.ن: نیما جان تو هم مثل حمید!
پ.ن 2: باز هم سه نفر. کشف کردم چه‌قدر می‌توانم نوستالژیک باشم. در حد اعلاها! حق‌شناس، ترابی، بیگی، شاهمرادی، شهیدی، اعلمی، سازش، تسلیم، و بقیه‌ی معلم‌هی عزیز و گرامی،در گور لرزیدند از بس درباره‌شان حرف زدیم! بعضی از همکلاسی‌ها هم!
پ.ن 3: نه. نوستالژیک نباید باشم. دیروزی است، مال امروز و فردا نیست. برای چنین دور هم بودن‌هایی خوب است، اما به کار زندگی واقعی، زندگی اغلب ناسرخوشانه، نمی‌آید. بعضی چیزها را باید فراموش کرد. بعضی وقایع را. بعضی آدم‌ها را. بعد، بگذاری هر یک دو سالی، جمعی باشد و حرفی گفته‌شود، یا که اتفاقی پیش بیاید که گلویت بسته‌شود. و نترکی. نترکی. و بعد، هیچ. زندگی

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s