روزهای رفته-1

خیز از این خانه برو،‌ رخت ببر،‌ هیچ مگو
پرده‌ی سینما هنوز تیره بود. صدای دوست‌داشتنی شاملو، این غزل مولوی را دکلمه می‌کرد. به انتظار خانه‌ای روی آب فرمان‌آرا نشسته‌بودیم. همان‌جا یخ زدم

————–

قبلاً از خاطرات‌ام اینجا نوشته‌ام. از روزهای رفته. کلاً پست‌های وبلاگ اگر پدرمادردار باشند بهتر است تا همین‌طوری هرتکی نوشته‌شده باشند! خاطره‌های این مدلی را از این به بعد با این اسم می‌نویسم: روزهای رفته

Advertisements

1 پاسخ به “روزهای رفته-1

  1. fek konam hamin film bood ke avalesh migoft
    man gholam e ghamaram
    .
    .
    joz ghamaram hich mapors
    .
    .
    .
    !
    (man emshab daghighan ino too page e khodam neveshtam bad oomadam in posteto khoondam!!!!!!! shayad vase hamin fek mikonam in male oonfilm bood !be har hal ba tavajoh be in hafezeye zaEfam age too in film ham nist :D:D ye jaE jash bede dge:D:D)

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s