آوازهای بی‌کلام

تمام تلخی دیروز، مال خاطره هاست . . .
تو هم برو؛
تو هم امشب نصیب خاطره شو؛
به یاد خواهی ماند.
هزار پاره‌ی عشقم فدای هر قدمت
اگرچه سهم من از تو، صدای رفتن توست
تمام بهره ام از این جهان دو خط شعر است
ببین که داشته هایم فدای رفتن توست . . .
گذشت زندگی از من
تو هم ز من بگذر
تو هم برو
تو هم امشب نصیب خاطره شو
بهشت مال تو باشد
که آشیانه‌ی من، دوزخ «کجایی» توست
ببند چشم دروغین و بازگو با من
بهار کیستی امروز، زردی پاییز؟
برو، ولی بشنو این کلام آخر را:
من و خدا و تو و عشق و روز رستاخیز!
نصیب من شد و شب ها
سیاهپوشی عشق
برو، در این دنیا
من و خدای مرا باز بهره تنهایی است.
تو هم برو،
تو هم امشب نصیب خاطره شو
طلایه دار طلاپوش عشق را چه به من؟
منی که تا ابد از عشق خود سیه پوش است
منِ شکسته‌ی عشقی که زنده مانده، ولی
میان لحظه‌ی امروز ما فراموش است
تو هم برو،
تو هم امشب نصیب خاطره شو
شب هزار و یکم شد بدون قصه‌ی تو
که من نمی دانم
تو شهرزاد کدامین غریبه ای شده ای؟
میان شیطان شهر
کدام خانه‌ی توست؟
نیا به نزد من ای دختر اهورایی
از این شب ابدی، نور باش و پروا کن
منم غروب شب شوم شهر شیطان پوش
به یک طلوع، بیا صد غروب حاشا کن
تو بی وفایی کن
اگر وفا به من خسته، خسته ات کرده
اگر سیاهی رنگم شکسته ات کرده
بدان که عاشق دیرینه دوستت دارد
اگرچه رفتی و هرگز تو را نخواهم دید
به هر کجا که تو باشی، دعای من یارت
اگرچه عصر خدایان به سر رسیده، ولی
خدای عشق تو بودی، خدا نگهدارت . . .

داریوش درویشی

27/1/1384خورشیدی

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s