بارونا با رقصشون هلهله برپا مي‌كنن
مي‌شينن روپشت‌ِ‌بوم چترشونو وا مي‌كنن
حالا توي كوچه‌ها صداي ساز بارونه
باد آواره داره تو كوچه آواز مي‌خونه
چه هوايي – چه هوايي – چه هوايي،

* * *
بازم اون ابر سياه روي هوا پر مي‌زنه
نمي‌ترسم از هوا كه عشق تو چتر منه
اي دوچشمون سياه تو، آتيش گردونِ من
اين دو تا شعلة وحشي، چي مي‌خوان از جونِ من ،چي مي‌خوان از جون من

* * *
عشق تو يه‌كفتره تو چشم من پر ميزنه
دمِ خونة دلم با خستگي در مي‌زنه
از تو بارون اومده مي لرزه و خيسه تنش
خونه‌هاي دلمو يكي يكي سر ميزنه
اي دو چشمون سياه تو آتيش گردون من
اين دو تا شعلة وحشي، چي مي‌خوان از جونِ من چي مي‌خوان از جون من

عمران صلاحی

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s