متوهمان مدرنیته-1

اول) ضمیمه‌ی فردیت و حقوق بشری که مرحوم شرق منتشر کرده‌بود، یک مقاله‌ی عالی داشت از دکتر مرتضی مردیها. مطابق معمول از زاویه‌ای که کسی نمی‌دید و نمی‌بیند. یکی از حرف‌های مهمی که زده‌بود،‌ این بود که پرسیده‌بود آزادی بیان می‌خواهید که چه؟ حرفی هم مگر دارید برای گفتن؟

دوم) چند نفر را می‌شناسید که ادعای مدرن‌بودن داشته‌باشند و ضمناً مدرن هم باشند؟ در دوران مدرن زندگی می‌کنیم. راه فراری هم نداریم. اما الزامات‌اش را می‌پذیریم؟

سوم) از سیاست می‌نویسم، به عنوان اصلی‌ترین حوزه‌ی دید من: فرهنگ سیاسی در ساده‌ترین تعریف، ‌برابر است با مجموعه اعتقادات افراد، به نظام سیاسی(برای تعریف دقیق، رجوع کنید به «بنیادهای علم سیاست» از عبدالرحمن عالم و «سیاست‌های مقایسه‌ای» از عبدالعلی قوام) سه نوع هم دارد که به ترتیب از عقب‌ماندگی به پیشرفتگی، می‌شوند: محدود،‌ تبعی، مشارکتی. فرهنگ سیاسی ایران، به نظر من، ‌در بهترین حالت، فرهنگ محدود-تبعی است. جایی میان فرهنگ تبعی و فرهنگ محدود. فرهنگ محدود یعنی آدم‌هایی که وجود، یا شیوه‌ی کار نظام را نمی‌دانند و بالطبع، نقشی هم بر عهده نمی‌گیرند. فرهنگ محدود، آدم‌هایی است که از شیوه‌ی کار نظام اطلاعات قابل قبولی دارند، اما نقشی ندارند و منفعل هستند. نکته‌ی جالب‌اش، این است که این جامعه، به شدت ادعای سیاسی بودن، فهمیده‌بودن و باشعور بودن می‌کند،‌ و در حرکتی کاملاً متضاد، هر مزخرفی که می‌گوید را سیاسی می‌داند. از تک‌تک فیلم‌ها،‌مضمون سیاسی برداشت می‌کند(حتی از چند می‌گیری گریه کنی!) هر حرف ساده‌ای که می‌زند را سیاسی می‌داند،‌و حتی توهم دارد که به خاطر حرف‌های «خفن» سیاسی که توی یکی از چت‌هایش گفته، دولت جلوی یاهومسنجرش را می‌گیرد! اینکه «سیاست پدر و مادر ندارد» از آن حرف‌های بی‌معنی‌ای است که تنها و تنها در کشورهای عقب‌افتاده طرفدار پیدا می‌کند. آدمی که اسلحه به دست می‌گیرد، البته که باید سرکوب شود. کسی که خواهان براندازی نظام سیاسی است، در هر دولتی،‌هزینه‌های سنگینی می‌پردازد. اما این معنای سیاست نیست. فعالیت حزبی نوعی عمل سیاسی است و احزاب میانه‌رو، تا جایی که من یادم می‌آید آنچنان در معرض «بی‌پدر و مادری» سیاست قرار نگرفته‌اند.

چهارم) مورد غزه، از بهترین نمونه‌های رفتار بی‌خردانه و ضدمدرن بخش عمده‌ای از ایرانی‌هاست. این پست جناب بامدادی را بخوانید. اینکه ما خودمان مشکل داریم، یا بدتر از این، اینکه چون جمهوری اسلامی به حماس پول می‌دهد و ما هم با جمهوری اسلامی مشکل داریم پس بگذارید کشته شوند، یا اینکه خسته شدیم از این همه اسراییل و فلسطین، یا هر حرف چرند دیگری در این سطح، هیچ واژه‌ی مودبانه‌تری از «چرند» را شایسته نیست. آدم‌هایی که دنیا را محدود کرده‌اند به مرزهای کشور، یا شهر،‌ یا حتی شاید محله و خانه‌ی خودشان، هر چه هستند، مدرن نیستند. آدم‌هایی که آن‌قدر خرد ندارند، یا خردشان را به کار نمی‌بندند که حداقل تأثیر جنگ را بر ایران و جهان ببینند، آدم‌هایی که برای انسان‌های فراتر از مرزهایشان هیچ ارزشی قائل نیستند، ننگ مدرنیته است اگر اسم‌شان را مدرن بگذاری.

ادامه دارد

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s