شریک سایه نشو

این را کجا شنیده‌ام؟ مهم نیست. اهمیتی ندارد. ولش کن. چرا رهایم نمی‌:ند؟ چرا این‌قدر توی ذهنم تکرار می‌شود؟ تنبل نرو به سایه؟ نه این چه ربطی به این دارد. سعدی به سعی سایه؟ حافظ نبود؟! آهان. این سعدی به سعی سارا بود که نویسنده‌ی وبلاگ به خاطر کتاب‌ها هی نوشته این چند روز. این هم که مرتبط نیست. لاکی نامبر اسلوین! از سایه آمد و به سایه رفت. کسی هم نبود که هم بشناسدش و هم زنده باشد! این هم که ربطی به شریک سایه شدن ندارد. ببخش! این دیگر از کجا پیدایش شد؟ گیج و گول و منگ. کجایی اخوان؟ می‌بینی کار ما را؟! آواره و سایه‌اش! این هم که فقط اسم‌اش را دیده‌ام. اصلاً‌نمی‌دانم چیست! سایه،‌سایه. سواران سایه! ربطی ندارد. گندت بزنند آقای که وسط شیر دادن، خطاب به نمی‌دانم کی، گفتی « شریک سایه نشو» و اینجوری‌ام کردی. مرد حسابی این مدل حرف زدن مال صف شیر که نیست. سایه سایه سایه سایه. سایه خودش میایه؟! این که تکراری است!تو سايه بودی يه سايه ی ناب
من مسافر تن تشنه ی خواب. این دیگر چیست؟ کی بود این را می‌خواند؟ ابی!!! این آرمان هم با این آهنگ گوش‌کردن‌هایش. خوب است ولی دیگر کفر آدم را در می‌آورد یک آهنگ پرعربده را یک ساعت و نیم گوش کردن. بقیه‌اش چه بود؟تو يه سايه بودی هم قد خواب نيمروز من
تو يه سايه بودی تو ظهر داغ تن سوز من زنده‌باد ابی. اوی! برگرد ببینم. شریک سایه نشو چی بود؟ سیاهی کیستی؟ منم پارسی کولا… و این داستان ادامه دارد
سر و صداهای اصلی ذهن من(که هنوز یادم هست)، در بازه‌ی زمانی 10:20 تا 11:20 صبح امروز

Advertisements

1 پاسخ به “شریک سایه نشو

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s