شجاعت- از این سروش صحت لعنتی

گوينده راديو داشت درباره مفهوم شجاعت صحبت مي کرد؛ «اقرار و اعتراف يک نوع شجاعت است. مثلاً زماني که خطايي مرتکب مي شويم اگر به خطاي خود اعتراف کنيم، اين نشان دهنده شجاعت ماست يا اگر وظيفه يي بر عهده ما بگذارند و قادر به انجام آن نباشيم بهترين کار اين است که شجاعانه از قبول آن وظيفه امتناع کنيم.» گفتم؛ «اين هم دلش خوش ً ها… اگر اين جور شجاعت ها تو آدما پيدا مي شد که وضعمون بهتر از اين بود.» راننده تاکسي نگاهي به من کرد و لبخند زد. احساس کردم در خنده اش مايه يي از تمسخر بود. پرسيدم؛ «به من خنديديد؟» راننده گفت؛ «تقريباً.» گفتم؛ «چرا؟» گفت؛ «آخه شما خودت هم که…» گفتم؛ «خودم چي؟» راننده گفت؛ «اگه شجاع بودي نصف پنجشنبه ها به جاي اين چيزايي که تو روزنامه مي نويسي بايد هيچي نمي نوشتي.» گفتم؛ «شما اين يادداشت ها رو دوست نداريد؟» گفت؛ «بيشترش را نه. شجاعت شما هم اينه که وقتي حرف حساب نداري بيخود وقت ما رو نگيري.» گفتم؛ «يعني گاهي ستون را تعطيلش کنم؟» گفت؛ «آي بارک الله پسر شجاع.» مردي پهلويم نشسته بود و به رو به رو نگاه مي کرد. از مرد پرسيدم «شما تا حالا اين يادداشت هاي پنجشنبه ها را خوانده ايد؟» مرد گفت؛ «بعضي هايش را.» گفتم؛ «نظرتون چيه؟» مرد گفت؛ «به نظر من کلاً، شجاع باش.»
لینک
Advertisements

1 پاسخ به “شجاعت- از این سروش صحت لعنتی

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s