Entry for March 06, 2009

یک وقت‌هایی مثل همین چند دقیقه‌ی پیش، یکهو بدون هیچ دلیلی دلم می‌گیرد. غم‌زده می‌شوم، و بعد تازه مغز احمق‌ام شروع می‌کند به آفرینش تصاویر، به بازسازی تصاویر. یک وقتی باید بدهم‌اش به یک شرکت که از همه‌ی خاطره‌های آزارنده خالی‌اش کند، یک جایی هم بدهم که از هر چه توانایی آفرینش است عقیم شود. شاید خوش گذشت
Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s