دو نما از اندیشه سیاسی

ساعت حدود 2، مکان، حیاط فنی(؟!):

دوست سهیل: اااااااااااااا… این دختره چه‌قدر نازه!

سهیل: ( طرف را می‌شناسد) اولاً که اختلاف سنی‌تون زیاده، ثانیاً، تو دیگه حق زدن چنین حرفیو نداری، مگه خودت یکیو نداری عزیزم؟!

– مگه تو مسلمون نیستی؟( با نیش باز)

-( کمی فکر می‌کند) نه!

– اه. گندت بزنن! اسلام مجاز کرده آخه! این میشه دومی

– من که ته تهش نافمو با جان استوارت میل بریدن که 160 سال پیش فمینیست بوده. فکر کن!

– ای گندت بزنن

– هر جور راحتی

*****

توی مسیر تهران، نشسته بودم «قبله‌ی عالم» گراهام فولر را می‌خواندم. ربطی به ناصرالدین‌شاه ندارد. در مورد ایران و مسائل امنیتی اطراف‌اش نوشته‌شده. به شکل نسبتاً خوبی مسائل استراتژیک ایران و حوزه‌ی اطراف ایران را طبقه‌بندی کرده و توضیح داده. لذتی که من از خواندن در این موارد می‌برم، بی‌نظیر است. کمتر بوده حالت یا اتفاقی که لذتی بیش از خواندن دیپلماسی و مسائل استراتژیک برایم ایجاد کند. کمی تا قسمتی دارم حسرت می‌خورم که چرا قبلاً اینقدر برای تئوری‌های اندیشه سیاسی اهمیت قائل بودم و وقت می‌گذاشتم. بعد از خودم می‌پرسم که اگر آنها را خوانده‌بودی الان به این نتیجه می‌رسیدی؟ بعد نمی‌دانم جوابم چیست! پشیمانی؟ اصلاً. به هیج وجه. پشیمانی راه من نیست

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s