عید؟

تقریباً مثل این چند سال آخر، اهمیتی برای عید قائل نیستم. حس لذت و شور و شعفی که در خیلی‌ها می‌بینم، برای «من حالا»، تجربه‌نکردنی است. ترجیح می‌دهم سال و عوض‌شدن و نوشدن را توی روزی مثل روز تولدم جستجو کنم. زیباترین بودن بهار را هم که خیلی وقت است به اخوان و پادشاه فصل‌هایش باخته‌ام. اما فرق جالبی که امسال دارد، این است که حتی حواسم هم به نزدیک شدن سال 1389 نیست. یعنی به طرز جالبی- برای خدم!- اصلاً‌حواسم نیست که مثلاً‌الان چند روز به پایان 1388 مانده. راستی چند روز؟! آرمان می‌گوید 8 روز! دوستم می‌گوید شنبه دفتر تعطیل می‌شود. خیلی جدی،‌ با تعجب و البته نگرانی در مورد دلیل تعطیلی، می‌پرسم چرا؟ چنان عاقل اندر سفیه نگاه می‌کند که می‌خواهم کله‌ام را بکوبم توی دیوار. یکی دیگر می‌گوید جلسه‌ی بعدی را کی بگذاریم؟ می‌گویم دو هفته‌ی دیگر. می‌گوید مگه من دیوونه‌م دو فروردین بیام تهرن؟ طبق گفته‌های خودم، قرار است دو-سه هفته‌ی دیگر بروم برای خرید لباس عید. گیج می‌زنم در حد لالیگا.
چرا بیست روز باید کل زندگی و فعالیت تعطیل باشد؟ غیر از خواندن و نوشتن کاری می‌شود کرد؟ ده روز هم در جایی مثل اهواز، در کنار آدم‌های گل و بلبل. آهان! می‌شود اسپیدز بازی کرد و فیلم دید و از اینترنت دور بود. چه روزهای باطراوتی
Advertisements

1 پاسخ به “عید؟

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s