Entry for April 05, 2009

می‌نویسم و خط می‌زنم. مي‌نویسم و کاغذ را پاره می‌کنم و دور می‌اندازم. این چیزی نیست که باید نوشته‌شود. کم است. بی‌ارزش است این نوشته‌ها. هر چه می‌نویسم تکرار واژه‌های توست، تکرار جمله‌های تو، تکرار نوشته‌های تو. در جستجوی ثباتی که نوشتن و گفتن را ممکن کند، به چیزی جز معکوس‌اش نمی‌رسم. تلاش‌هایم بی‌نتیجه است. خودم را تکرار می‌کنم. یک جمله را دوازده‌بار روی کاغذ می‌نویسم و خط می‌زنم و باز جمله‌ای بهتر پیدا نمی‌کنم و باز، به اندازه‌ی کافی خوب‌اش نمی‌یابم. فقط نگاه می‌کنم. می‌نویسم، پاک می‌کنم، می‌نویسم، پاک می‌کنم، که لیاقت نوشته‌شدن ندارند این کلمه‌ها. به پرواز فکر می‌کنم. بی‌تو؟ می‌شود؟ بعید است. به سوال آخر فکر می‌کنم که به باورم، غیر از لبخندی به پهنای زندگی و سری به اجابت تکان دادن، مگر کاری هم می‌شد کرد؟ نمی‌دانم. فقط نگاه می‌کنم
Advertisements

4 پاسخ به “Entry for April 05, 2009

  1. vaghti barge kelasor mizari jolot, bad hey siaheshun mikoni bedune inke khodet be onvane ye chize be dard bekhor ghabluesh koni, khat bezani o pare koni o dobare benevisi, …

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s