عاشقانه آرام آقای ابراهیمی

دو ساعت پیش تمام‌اش کردم. نثر زشت و پلیدی داشته. از آن جهت که مجبورم کرد برای اولین بار درباره کسی بگویم: خدا را شکر که مرد! لعنتی معلوم نبود اگر زنده می‌ماند، چه کار می‌کرد. اصلاً اگر زنده می‌ماند، من هیچ وقت این پست را نمی‌دیدم که عاشق نثرش بشوم و بعد یک کتابش را بین هزارتا کتاب جدی و عبوس بخرم و درباره‌اش برای یکی اس‌ام‌اس بزنم که: « من عاشق شدم! نادر ابراهیمی!» و او هم البته که نامردی نکند و سه چهارتا کتاب دیگر، و در رأس همه، یک عاشقانه‌ی آرام را توصیه کند.

نثر ابراهیمی فوق‌العاده است. هچ شکی ندارم. تا پیش از این اگر مسعود بهنود را می‌ستودم به خاطر قلم «مخملین»اش، و کسی را همپایش نمی‌دانستم، الان شک ندارم که ده‌ها پله پایین‌تر از ابراهیمی است. آن‌قدر محکم و استوار و همزمان ظریف است( اگر روی پرمحتوا بودنش هنوز مطمئن نباشم)، که آن‌قدر تکه‌های دوست‌داشتنی وسط متن‌اش درست می‌کند، که حداقل من یکی مانده‌ام در انتخاب چندتایی‌شان برای اینجا گذاشتن. همینجا تمام می‌کنم. نادر ابراهیمی، خودش ادامه خواهد داد

می‌دانم از توصیف درست‌اش بر نمی‌آیم. می‌ترسم حتی حس خودم را هم نتوانسته‌باشم درست بیان کنم. ببخشید آقای ابراهیمی
!
Advertisements

1 پاسخ به “عاشقانه آرام آقای ابراهیمی

  1. oonketab haye bahale dige ro ham be ma moarefi kon:D
    manam ghablan goftam ke vaghti bekhad chizio begeoon ghar ghavi inkaro mikone ke nemitooni harfi ke mizanero nabini nemitooni azsh begzaribedoone inke behesh fek nakoni…va oonye ketabi ke man khoondamazash oonghadr aliii bood ke bargashtam o dobare ghesmat haEEsho khoondam!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s