رمزگشایی از سیاست امنیتی و دفاعی اروپا(دو)

پیگیری یک سیاست امنیتی و دفاعی مشترک توسط اروپا

بعد از پایان جنگ سرد، بسیاری از چهره‌های آکادمیک، روی هم رفته از هجوم جامعه‌ی اروپا(EC) به تلاش‌های امنیتی چشم‌پوشی کردند، در حالی که دیگران، آزمایش یک سیاست امنیتی توسط EC را خطرناک، و ساختارهای نظامی جدید را ظاهراً بیهوده یافتند. خیلی ساده، EC نمی‌توانست بدون ناتو از خودش دفاع کند. در یک کتاب640 صفحه ای چاپ دانشگاه دفاع ملی با عنوان سیاست امنیتی اروپا بعد از انقلاب‌های 1989، هیچ فصل یا بخشی حتی اشاره‌ای به EC نکرد. آنهایی که به امکان وجود EC با بعد نظامی اشاره کردند، بدبین بودند:

ناتو از آغاز حول محور نیروهای اعضایش، شامل آمریکا ساخته‌شده است. بیرون کشیدن نیروهای هر یک از کشورها، به فاجعه منجر می‌شود. اگر آن کشور آمریکا باشد، ناتو به سادگی فرو می‌پاشد. اروپا احتمالاً می‌تواند در بلندمدت یک ساختار دفاعی جدید و متفاوت بسازد، اما این کار، هزینه‌ی بیشتر، بسیج نیروی انسانی بیشتر و درجه‌ی بالاتری از همگرایی نیروهای مسلح ملی را می‌طلبد. تلاش برای انجام این کار، با وجود آشفتگی و بی‌ثباتی در کشورهای سازمان پیمان ورشو، بالاترین درجه‌ی حماقت است.

چارلز گلیزر تصدیق می‌کند که هویت دفاعی اروپایی از طریق اتحادیه‌ی اروپای غربی(WEU) می‌تواند «انعطاف برای اروپای غربی برای انجام عمل نظامی مستقل» را فراهم کند. با این حال،‌تأیید کرد که « ائتلاف اروپای غربی، جایگزین بی‌اثری برای ناتو خواهد بود.»

ایلستروپ-سن جیووانی اخیراً از چشم‌انداز اروپایی بحث کرده‌اند که ESDP برای اروپا بد است،‌زیرا هدردهنده‌ی منابع و تفرقه‌انداز است. لیندلی-فرنچ دهه‌ی 1990 را به دهه‌ی 1920 تشبیه کرده و بیان می‌کنند که مشاهده‌ی شکل‌گیری نهادهای امنیتی از آنجا که امنیت در آنها و از آنها تمام می‌شود*(security ends in and of themselves) هم خطرناک و هم ساده‌لوحانه است و می‌تواند قدرت ناتو، سازمان جدی دفاعی، را تحلیل برد.

مطمئناً، نیاز به سازمان نظامی جداگانه مورد شک است. هر چند حمایت افکار عمومی از ESDP بالاست- 71 درصد از شهروندان اتحادیه‌ی اروپا از آن طرفداری می‌کنند- همان افکار عمومی، تهدید نظامی مشخصی مشاهده نمی‌کنند. در عوض، سه تهدید اول، ‌جنایت سازمان‌یافته،‌ حادثه در یک نیروگاه هسته‌ای، و تروریسم هستند. به علاوه، در استراتژی امنیتی اروپایی سولانا، نیروی نظامی تنها یک تیر در ترکش است. تعریف او از تهدید امنیتی، گسترده و شامل تروریسم، تکثیر هسته‌ای، و دولت‌های ناکارآمد است. نسخه‌ی او چندجانبه‌گرایی، سازمان‌های بین المللی، کمک‌های اقتصادی و یاری انسانی، آگاهی بیشتر،  همکاری پلیسی و قضایی، و همکاری نظامی است. آن‌طور که ون اودنارن توضیح می‌دهد: « تأکید گزارش روی پیشگیری از بحران است-برداشتن گام‌های سیاسی و اقتصادی برای تضمین اینکه نیاز به اقدام نظامی افزایش نخواهد یافت».

با وجود این، اتحادیه‌ی اروپا ایجاد قابلیت نظامی برای خود را از ابتدای دهه‌ی 90، فعالانه دنبال کرده‌است. دولت‌های عضو آن، افزایش مشارکت‌شان در زمینه‌ی امنیت را با صحبت از تبدیل WEU به هماهنگ‌کننده‌ی سیستم موشک ضد بالستیک، که به ایجاد یک نیروی نظامی ثابت در دریای بالتیک برای نظارت بر بالتیک، و شاید حتی کنترل یک نیروی نظامی هسته‌ای اروپایی می‌انجامد، ‌مورد بحث قرار داده‌اند. در اجلاس سال 1994 وزرای ناتو در بروکسل، WEU ترتیب داشتن نیروهای نظامی «نه جداگانه اما قابل تفکیک» که بتواند در صورت نیاز از ناتو قرض بگیرد را داد. اجلاس سران ناتو در واشنگتن در آوریل 1999 تعهد ناتو به این ایده را مورد تصریح قرار داد و طرح‌های ممکن مختلفی را برای تضمین دسترسی اروپایی‌ها به قابلیت‌های ناتو در صورت درگیر نبودن آمریکایی‌ها ارائه کرد. این، به اروپایی‌ها اجازه‌ی استفاده از منابع C4I ناتو(فرماندهی، کنترل،‌ارتباطات، کامپیوترها و اطلاعات) را می‌داد. CRISEX 2000، بازی‌های جنگی ناتو، این سناریو را تست کرد.

اعلامیه‌ی ناتو در سال 1999،‌تا حدودی در پاسخ به اعلامیه‌ی مشترک فرانسوی‌ها و بریتانیایی‌ها در سنت‌مالو در دسامبر 1998 برای قراردادن امنیت و دفاع در صدر دستورکار اروپایی‌ها بود:

اتحادیه‌ی اروپا باید در مقامی باشد که نقش کامل‌اش را در صحنه‌ی جهانی بازی کند. این، به معنی به واقعیت درآوردن پیمان آمستردام است که پایه‌ی لازم را برای این عمل در اختیار اتحادیه‌ی اروپا می‌گذارد. پیاده‌سازی سریع و کامل مقررات پیمان آمستردام در مورد CFSP(سیاست خارجی و امنیتی مشترک) مهم خواهد بود…این، شامل مسئولیت شورای اروپا برای تصمیم‌گیری در مورد تنظیم تدریجی یک سیاست دفاعی مشترک در چارچوب کاری CFSP می‌شود.  برای این هدف، اتحادیه باید ظرفیت عمل مستقل را با حمایت نیروهای نظامی معتبر، روش‌هایی برای تصمیم‌گیری در مورد استفاده از آنها،  و آمادگی برای انجام چنین کاری، برای پاسخ به بحران‌های بین‌المللی داشته باشد.

* ترجمه‌ی حمید عنایت،‌ درخود-بودگی و برای خود-بودگی است. طبعاً ترجیح می‌دهد از چنان ترجمه‌ای استفاده نکنم!

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s