SCO vs. EU

اگر بخواهیم تک‌تک مراحل همگرایی منطقه‌ای را بررسی کنیم، به روندهای مختلف، و از آنجا به دیدگاه‌های متنوعی برمی‌خوریم. گروهی ابتدا اتحادیه‌ی گمرکی تشکیل می‌دهند و بعد به سمت موافقتنامه‌ی ترجیحی می‌روند(مثل اتحادیه‌ی اروپا)، گروهی دیگر هم برعکس. مثلاً روند اتحادیه‌ی اروپا از آغاز تا امروز، اینگونه بوده است: کاهش تعرفه‌ها، اتحادیه‌ی گمرکی، موافقت‌نامه‌ی تجارت ترجیحی، موافقت‌نامه‌ی تجارت آزاد، سیاست اقتصادی مشترک، پول واحد،‌ بانک مرکزی مشترک، سیاست اجتماعی مشترک و در آخر، سیاست خارجی و امنیتی مشترک. فکر کنم بدیهی هم باشد که حرکت به سمت این دوتای آخر، با اینکه پیش از رسیدن به پول واحد شروع شده‌است، تا پایان‌اش راه زیادی دارد. گروه‌های منطقه‌ای دیگر، مثل آسه‌آن و نفتا هم روندی شبیه به این را جلو برده‌اند، اما… سازمان همکاری‌های شانگهای، که چین و روسیه است و قزاقستان، ازبکستان، قرقیزستان و تاجیکستان، ظاهراً برای تشکیل یک سازمان منطقه‌ای شکل نگرفت، بلکه سازمانی بود برای مبارزه با «سه شیطان» تروریسم، جدایی‌طلبی و افراط‌گرایی، بر اساس خواسته‌ها و تعاریف چین و روسیه. پایه‌ی تشکیل سازمان، اساساً تأمین امنیت( یعنی حد نهایی همگرایی در مدل اتحادیه‌ی اروپا) اعضا بود و نه اقتصاد. اما، بعد از همگرایی هر چند اندکی که بین کشورها شکل گرفت( و مانورهای مقابله با تروریسم مشترکی که بین اعضای مختلف برگزار شد) آرام آرام سازمان شانگهای به سمت اقتصاد هم حرکت کرد؛ روندی کاملاً برعکس اتحادیه‌ی اروپا. اتحادیه‌ی اروپا، وضعیت مشخصی ندارد. نه توان حرکت به سمت گسترش بیشتر دارد. نه امکان بازگشت به گذشته دارد، و نه پیشرفت‌های عمده‌ای که نویدشان داده می‌شد را کسب کرده است- و در وضعیت کنونی کسب می‌کند. اتحادیه‌ی اروپا، در وضعیت کنونی‌اش «گیر» کرده، و هر حرکتی،‌ »شاید» منجر به پایان «رویای اروپایی» شود. در عوض، سازمان همکاری‌های شانگهای، چشم‌انداز بسیار روشنی را در پیش روی خود می‌بیند. ایجاد نظم نوین جهانی(سازوکارهای نوین خلع سلاح، مقابله با تروریسم، اقتصاد بین‌الملل،…) با تعاریف و هدایت چین و روسیه، و نه با میدان‌داری آمریکا. ادعای سنگینی است، اما من می‌خواهم ادعا کنم ایمان اروپا به دموکراسی و تلاش برای حرکت از اقتصاد به امنیت، در مقابل سنت کهن اقتدارگرایی در شرق و تلاش برای حرکت از امنیت به اقتصاد، شکست خواهد خورد( شاید هم خورده است!).

— شاید یک ماه بود این یادداشت توی ذهنم خاک می‌خورد! این چند خط، ایده‌ی کلی مقاله‌ای است که قرار شد با نظارت کلی دکتر سریع‌القلم بنویسم. طبعاً نظرها، هر چه‌قدر مخالف‌تر باشد خوشحال‌ترم می‌کنند.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s