اردوغان و ایده‌ی بزرگ ترکی‌اش- مقدمه

شاید مهم‌ترین اتفاق چند سال اخیر خاور میانه، ‌ظهور دوباره‌ی ترکیه به عنوان یک بازیگر منطقه‌ای مهم باشد. تغییر سیاست خارجی ترکیه عمیق و واقعی است، پیامدهایش غیرقابل پیش‌بینی و گسترده است و هر قدرتی که به خاور میانه علاقه‌ای داشته باشد( در واقع هر قدرتی) باید رویکر جدید ترکیه را در نظر بگیرد.

برای فهم رفتار ترکیه به یونان صد سال پیش نگاه کنیم. نخست‌وزیر یونان ایده‌ی بزرگی(Μεγάλη Ιδέα, Megali idea) در سر داشت. با شکست عقمانی در جنگ و تکه‌تکه شدن آن، زمان خوبی برای احیای امپراتوری بیزانس توسط یونان و فتح ساحل غربی ترکیه‌ی امروزی و دیگر مناطق یونانی‌نشین ترکیه‌ی مدرن، شامل استانبول بود. ایده‌ی بزرگی بود و به بزرگترین فاجعه‌ی تاریخ مدرن یونان منجر شد. ارتش ترکیه تحت هدایت آتاتورک یونانی‌ها را عقب راندند. صدها هزار یونانی یا گریختند یا از ترکیه‌ی در حال ظهور اخراج شدند( روند مشابهی در یونان در مورد ترک‌ها و مسلمانان طی شد).

حالا، زمان آن است که ترک‌ها که «ایده‌ی بزرگ» خودشان را داشته باشند و درست مثل مورد یونان، ایده‌ی بزرگ ترک‌ها رویای چرخش به شرق برای احیای افتخار امپراتوری گذشته است. درست مثل ایده‌ی یونانی‌ها، این ایده می‌تواند حتی به نتایج مثبت هم منجر شود؛ تا آینده‌ی نزدیک.

امپراتور عثمانی تنها یک حاکم سکولار نبود. او به عنوان خلیفه‌ی اسلام شناخته می‌شد. با نابودی امپراتوری بیزانس و دو بار محاصره‌ی وین، پایتخت امپراتوری مقدس روم، سلاطین عثمانی خود را به عنوان مسئول فتح اجتناب‌ناپذیر و مقدر اروپا توسط اسلام جا زده بودند. در جنگ جهانی اول، سلطان/خلیفه هم جنگ عرفی را علیه متحدان غربی اعلام کرد و هم جهاد اسلامی را. اما خلیفه شکست خورد و آتاتورک ترکیه را بدل به جمهوری سکولار کرد.

آتاتورک و پیروانش باور داشتند که درگیر بودن در شرق، تنها منجر به این می‌گردد که ترکیه‌ی مدرن از منافع اصلی‌اش- پیوستن به غرب با شرایط مساوی- دور شود. مثل نوسازان ژاپنی، آتاتورک باور داشت که کشورش باید به سرعت شیوه‌ی غربی در پیش گیرد وگرنه توسط قدرت‌های توسعه‌طلب اروپایی تکه‌تکه خواهد شد. آتاتورک متوهم نبود. در پیمان سورس 1920، متفقین جنگ جهانی بخش‌های بزرگی از ترکیه را به ارمنستان و یونان واگذار کردند و بخش‌های باقی‌مانده را به عنوان «حوزه‌ی نفوذ» کشورهای پیروز تعیین کردند. حتی نقشه‌هایی برای ایجاد یک دولت کرد در شرق ترکیه وجود داشت.

آتاتورک یونانی‌ها و غربی‌ها را شکست داد و مرزهای ترکیه‌ی مدرن را تعیین کرد و برای اینکه دیگر چنین خطری ترکیه را تهدید نکند، شرق «اولیه»، شریعت اسلامی، الفبای عربی و هر چیزی که جمهوری سکولار جدید را از مدرنیزاسیون دور می‌کرد حذف کرد. نیروهای نظامی ترکیه، با اعتباری که از شکست دادن یونانی‌ها و قدرت‌های پشت پیمان سورس کسب کرده بودند، خود را به عنوان نگهبانان میراث آتاتورک دیدند. نقشی که تا استعفای سران ارتش در تابستان 2011 ادامه دادند.

اردوغان حالا پس از شکست سکولاریست‌های ترکیه، در پی بازسازی نقش ترکیه در رهبری جهان اسلام است. او در خاور میانه موفقیت‌هایی کسب خواهد کرد. اعتبار نوسازی ترکیه و ستایشی که در پی انتقال دموکراتیک ترکیه از سکولاریسم فرانسوی به مدلی آمریکایی‌تر(!) به او اعتبار زیادی خواهد داد.

برای مدتی طولانی، ملی‌گرایان عرب عثمان‌ها را به عنوان قدرتی فاسد می‌دیدند که چشم‌انداز توسعه‌ی اعراب را نابود کرده و همزمان، از دفاع از اسلام در برابر اروپای امپریالیست ناتوان است. این نفرت در سوریه و لبنان شدیدتر بود.

حزب اردوغان به دنبال از بین بردن سکولاریسم آتاتورک و غلبه بر عدم پذیرش میراث عثمانی توسط اوست. برای طرفداران عدالت و توسعه، دوران عثمانی دوران سیاهی و عقب‌افتادگی‌ای نبود که ترکیه باید فراموش کند، بلکه عصری طلایی از موفقیت و صلح بود که سلطان ترکیه، خلیفه‌ی اسلام بود و اسلام پرجمعیت‌ترین دین در جهان بود. اروپایی‌ها از فکر ترک کبیر می‌ترسیدند و از مجارستان و الجزایر تا مصر و عراق، حرف او قانون بود. برای بسیاری ترک‌ها، قوس جدید تاریخ واضح به نظر می‌رسد. ترک‌ها تحت هدایت آتاتورک و کمالیست‌ها مدرن شدند و حالا با ترکیبی بدیع از تکنولوژی و موفقیت اقتصادی به ریشه‌های اسلامی‌شان باز می‌گردند. این بار حرف از فتح یا احیای یک امپراتوری واقعی نیست؛ ترک‌ها باهوش‌تر از یونانی‌ها هستند. عثمانی‌ها با آتش و شمشیر حکومت کردند و ترک‌های مدرن با الهام و نمونه بودن؛ ترک‌ها به چیزی دست یافته‌اند که عرب‌ها تنها می‌توانند خوابش را ببینند. از این دیدگاه، ترک‌ها باز می‌گردند تا اعراب را به نور هدایت کنند و نقش و اعتبار یگانه‌ی ترکیه در میان اعراب، در غرب به ترکیه قدرت و مقام می‌دهد. می‌شود دید چرا اغلب ترک‌های جوان به باشکوه‌ترین چشم‌اندازی که ترکیه از زمان ورود محمد فاتح به استانبول در 1453 دیده است خوش‌بین هستند.

این نوشته و نوشته(ها)‌ی بعدی خلاصه‌ای از مقاله‌ی Erdogan’s Big Fat Turkish Idea از والتر راسل مید در سایت American Interest است. رویکرد ترکیه به شورش‌های سوریه و دیگر مسائل خاور میانه در این مقاله بررسی می‌شود. مقدمه کمترین تفاوت را با متن اصلی دارد.

Advertisements

1 پاسخ به “اردوغان و ایده‌ی بزرگ ترکی‌اش- مقدمه

  1. doste aziz matlabe shoma ra motale kardam va besiar lezat bordam vali agar ejaze dahid tasmim daram ba bakhsh haei az an mokhalefat konam
    dolat torky be hich onvan be donbal bazsazi vejhe osmani khod nist va hadafi ham baraye rahnemodan arab be noor nadard
    hadaf turky az eghdamat sorat gerefte tanha v tanha be dast avardan hemayat mellat hay arabi dar chane zani ba gharb hast be onvane yek abzar
    dolat turky faghat dar pey kasbe manafe bishtar va tose hame janebe hast
    dar ebteda talash kard az tarighe nazdiki be gharb va ozviat dar etehadie urop be in amr dast peyda kone vali ba tavajo be sardi gharb nacharan dast be ebtekarati dar hoze siasat khareji zad ta be tavanad az an be onvan abzarei dar movajehe bagharb estefade konad

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s