سلام آقای عارف!

یک) اصلاحات زنده است تا آخرین فرد معتقد به اصلاح زنده است. چه نام هاشمی رفسنجانی به لیست کاندیداها برگردد و چه برنگردد. اصلاحات زنده است تا امید زنده است. حتی اگر تمام اصلاح‌طلبانی که با دوم خرداد جانی دوباره در صحنه‌ی سیاست ایران یافتند از صحنه‌ی روزگار محو شوند، دموکراسی‌خواهی و آزادی‌طلبی جان می‌گیرد و مسیرش را پیدا می‌کند. ناامیدی بابت ردصلاحیت یک کاندیدا، هر که می‌خواهد باشد، اشتباه بزرگی است.

دو) قبل از ثبت نام هاشمی و با امید به ثبت نام نکردنش نوشته بودم « گاهی باید صبر کرد. به راه بادیه رفتن الزاماً بهتر از نشستن، چه باطل و چه غیر باطل، نیست. هزینه دادن برای هزینه دادن و صرفاً برای اینکه کاری انجام شده باشد اشتباه بزرگی است. این دوره را باید نشست و تشکیلات ساخت و به تماشای درگیری دو گروه اصلی اصول‌گرایان و تضعیف هر دو گروه نشست. رأیی هم اگر قرار است داده شود به کاندیدایی مثل آقایان عارف یا روحانی داده شود و تلاش چندانی هم برای پیروزی انجام نشود. چهار میلیون رأی آقای معین در انتخابات 84 اگر تکرار شود اتفاق خیلی خوبی است؛ رأیی برای اعلام وجود، بدون هزینه». موضعم همچنان همان است که بود. مدت‌ها بود که می‌شد دید که حاکمیت اجازه‌ی حضور پررنگ به اصلاح‌طلبان نخواهد داد. می‌شد به راحتی حدس زد که حتی با تأیید صلاحیت هاشمی هم اصولگرایان حاکم تمام امکانات خودشان را حتی به قیمت تکرار وقایع 88 به کار می‌گیرند تا جلوی بازگشت اصلاح‌طلبان به قدرت را بگیرند. تحریم انتخابات یا عدم شرکت در انتخابات بیشتر از اینکه نشانه‌ی اعتراض باشد، آن هم اعتراضی که حاکمیت قطعاً از آن باخبر است، کمک به حذف کامل اصلاح‌طلبان است.

سه) آخرین باری که اصلاح‌طلبان در انتخاباتی پیروز شدند، دوره‌ی دوم ریاست جمهوری آقای محمد خاتمی بود و از آن پس، چه با تکیه بر ردصلاحیت و چه با تکیه بر «بداخلاقی‌»های انتخاباتی و چه با تکیه بر تقلب، هیچ‌وقت به نزدیکی پیروزی هم نرسیدند. دو انتخابات شورا و سه انتخابات مجلس را گذرانده‌ایم و سومین انتخابات ریاست جمهوری در راه است. 12 سال شکست پیاپی چیزی نیست. یادمان باشد دموکراسی‌خواهان و اصلاح‌طلبان کره‌ی جنوبی یا شیلی یا اسپانیا یا پرتغال یا آرژانتین یا حتی انگلیس و فرانسه، دوران‌های طولانی شکست را تحمل کردند تا به پیروزی رسیدند.

چهار) چند روز پیش نوشته بودم « دوستانی که هاشمی را به عنوان آخرین راه نجات ایران معرفی می‌کنند، یادشان باشد سال هشتاد و چهار خود هاشمی به همین عنوان معرفی شد، سال 88 موسوی به این عنوان معرفی شد و تا همین چند هفته‌ی پیش، خاتمی به عنوان تنها راه باقی‌مانده‌ی نجات ایران مطرح شده بود. این را هم در نظر بگیرند که وقتی یک نفر حرف از نابودی مملکت در صورت انتخاب نشدن هاشمی می‌زند، در صورت شکست هاشمی قاعدتاً دیگر حق اظهار نظر در مورد اصلاحات را نخواهد داشت. اینک آخرین الزمان نیست. هاشمی الزاماً آخرین دریچه‌ی اصلاحات نیست. گروه‌های حامی موسوی و کروبی آخرین افراد معتقد به اصلاح نیستند. الزامی نیست که تنها الان امکان تحقق «رویای ایرانی» باشد و بعد از این انتخابات چنین امکانی نباشد». هیچ چیز عوض نشده است. هاشمی آخرین دریچه‌ی اصلاحات نبود و نیست. شرایط ایران به احتمال خیلی زیاد در چهار سال آینده بدتر می‌شود. این اما به معنای نابودی و ناامیدی نیست.

پنج) پیام ردصلاحیت هاشمی، حتی اگر به هر شیوه‌ای به لیست برگردد روشن است: اجازه‌ی پیروزی ندارید. با لیست فعلی کاندیداها، احتمالاً حتی نیازی هم به تقلب یا بداخلاقی انتخاباتی یا هر چه اسمش را می‌خواهید بگذارید نیست و یکی از کاندیداهای اصول‌گرا، جلیلی یا حداد عادل یا ولایتی یا قالیباف به راحتی انتخاب می‌شود. واکنش صحیح به تلاش حاکمیت برای خفه کردن اصلاح‌طلبی اما خودکشی و در پستوی خانه خزیدن نیست. امید را باید نشان داد. امید را باید زندگی کرد. بیشتر استدلال‌های طرفداران هاشمی را می‌شود به راحتی در مورد محمدرضا عارف یا حتی حسن روحانی به کار برد. حتی دلایلی وجود داشتند و دارند که باعث برتری محمدرضا عارف به هاشمی می‌شدند و می‌شوند. عارف هر چه که باشد، معاون اول دولت اصلاحات بوده است و قطعاً عنوان اصلاح‌طلب بیشتر به قبای محمدرضا عارف برازنده است تا به اکبر هاشمی رفسنجانی یا حسن روحانی. قرار نیست به پیروزی عارف دلخوش باشیم. قرار نیست زمین و زمان را به هم بدوزیم تا محمدرضا عارف یا اصلاً هر کاندیدای دیگری پیروز این انتخابات شود. می‌خواهیم صدایمان را به گوش خودمان برسانیم. بی هیچ تلاشی برای پیروزی.

شش) 24 خرداد، بدون شک و تردیدی، در مادرید یا بارسلونا رأی‌ام را به نام کاندیدای اصلاح‌طلب توی صندوق انتخابات می‌اندازم. ادامه‌ی زندگی اصلاح‌طلبی است که من را به صرف هزینه و وقت وادار می‌کند. شوری نیست. شری نیست. هدف یا امیدم پیروزی نیست. نهایت امید من، تکرار 4 میلیون رأی انتخابات 84 است. این بار با انتخابات مجلس متفاوت است که نوشته بودم «من رأی نمی‌دهم، صرفاً چون هیچ کاندیدایی ندارم». این بار من کاندیدا دارم.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s