سلام آقای روحانی!

حسن روحانی

اول) اصلاً احتمالش را نمی‌دادم اجازه دهند روحانی یا عارف یا هاشمی یا خاتمی رییس‌جمهور شوند. اینکه چه شد که گذاشتند، معلوم نیست. همه‌ی حدس‌ها و دلایل فعلی‌ام به اندازه‌ی «به خاطر این روحانی رییس‌جمهور شد که من از کشور خارج شدم و نفرینم برداشته شد» سست و غیرقابل اتکا هستند. به خاطر تحلیل اولیه، بر خلاف انتخابات‌های پیشین، تلاش زیادی هم برای این انتخابات نکردم و تقریباً همه‌ی حرف‌هایم به حفظ امید به آینده معطوف بود. خوشحالم که تحلیل‌هایم اشتباه از آب در آمدند و خوشحالم که برای اولین بار، بعد از رأی دادنم وضعیت مورد قبول من در انتخابات پیش آمد!

دوم) بهترین ویژگی تبلیغات کروبی در دوره‌ی پیش، مطالبه محوری بود. برنامه یا شعار یا قول کمّی یا حداقل ملموس می‌داد و می‌گفت با اینها بازخواستم کنید. روحانی یا عارف این گونه نبودند. روحانی چند پیشنهاد مشخص- مثلاً تدوین آیین‌نامه برای قانون بهبود فضای کسب و کار- بیشتر نداشت. بیشتر حرف‌های خوب و کلی بود که بعداً به هر شکلی قابل توجیه‌اند. می‌خواستم چنین لیستی را قبل از انتخابات بنویسم و کاندیداها را بر اساس برنامه‌شان نمره‌دهی کنم. تحلیل شکست قطعی انتخابات، انگیزه‌ام را از بین برد.

سوم) مهدی مهدوی کیا بعد از جام ملت‌های 2000 راجع به اسماعیل حلالی گفته بود که این آقا در بین هزار بازیکن اول ایران هم نیست. روحانی هم قطعاً جایی در تیم ملی رویایی ما نخواهد داشت( از قضا تاج‌زاده هم گفته است که این تازه تیم امید ما بود!) روحانی در بهترین حالت جزو پنجاه کاندیدای ریاست جمهوری مطلوب خیلی از ما است. می‌تواند در دوره‌ی ریاست جمهوری‌اش کاری کند که محبوب‌ترین رییس‌ جمهوری اسلامی ایران باشد. می‌تواند هم کاری کند که در دور بعدی با فضاحت شکست بخورد و از صحنه خارج شود.

چهارم) من انتظار زیادی از ریاست جمهوری آقای حسن روحانی ندارم. غیر از پایان دادن به انزوای ایران در عرصه‌ی بین‌الملل که خواسته‌ی اکثریت مطلق ایرانی‌هاست، من عملکرد آقای روحانی را بر اساس این‌ها نمره‌گذاری خواهم کرد. بیشترشان به نظرم ظرف یکی دو سال اول قابل دستیابی هستند و البته با نظام فکری آقای روحانی در تضاد نیستند.

1. سازمان آمار مقتدر: وضعیت آمار در ایران اصلاً خوب نیست. خیلی آمارها به این راحتی قابل دسترسی نیستند، یک سری آمارها اصلاً پیدا نمی‌شوند و تعریف بعضی آمارها به سود سیاست‌گذاران عوض می‌شود. نتیجه‌اش کاهش دقت تحلیل‌ها و پژوهش‌های مبتنی بر داده و آمار است. مرکز آماری که مستقل از دولت عمل کند و اکثر آمارهایش را به صورت عمومی منتشر کند و البته توسط دولت هم جدی گرفته شود به شکل جدی مورد نیاز است. این در مورد آمارهای سازمان‌ها و وزارتخانه‌های دیگر هم هست، مثلاً نتایج صندوق‌های رأی و لیست کامل آرای شمارش شده در انتخابات مجلس و شورا.

2. احیای سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان و ادامه‌ی اصلاح کتب درسی: کتاب‌های درسی راهنمایی و دبیرستان اینقدر اشکال دارد که فکر کنم کسی بحثی با این قضیه نداشته باشد! مدارس تیزهوشان هم در دوران هشت ساله‌ی احمدی‌نژاد ابهت و کیفیت خودشان را از دست دادند. بنا به دلایل عاطفی، برایم این یکی از مهم‌ترین خواسته‌هاست.

3. احیای سازمان مدیریت و برنامه ریزی.

4. برنامه‌ریزی استراتژیک برای ورزش: مهم نیست اگر در المپیک بعد یا بازی‌های آسیایی بعدی، ایران موفقیت دوره‌ی آخر را تکرار نکند. مهم این است که ایران، که چیزی از کنیا یا آذربایجان یا مصر کم ندارد، حداقل به فکر میزبانی المپیک باشد و در آن مسیر، و البته کسب مقامی بسیار بالا در آن دوره حرکت کند. اصلاح وضعیت فدراسیون‌های ورزشی، بیرون انداختن امثال کفاشیان، فتح‌الله زاده و دادرس از ورزش، تضعیف هیأت‌های ورزشی استان‌ها و قدرت دادن به باشگاه‌ها و فدراسیون‌ها، زیرمجموعه‌ی این بند قرار می‌گیرند.

5. اصلاح ساختار و بازگشت اقتدار به وزارت خارجه: وزارت خارجه در بسیاری از کشورها مهم‌ترین وزارت‌خانه است و وزیران خارجه معمولاً گزینه‌ی نامزدی ریاست جمهوری در سال‌های آینده هستند. در ایران اما وزارت خارجه سازمانی فشل، هدردهنده‌ی وقت و پول و عمدتاً بی‌اهمیت است. روابط اقتصادی تحت اختیار وزارت بازرگانی قرار دارند و مذاکرات و برنامه‌ریزی بحران هسته‌ای و دیگر مسائل کلان هم از طریق شورای امنیت ملی انجام می‌شود. تعداد زیادی از کارمندان‌اش هم اضافه هستند و قابل چشم‌پوشی.

6. ماهواره، فیلترینگ، نظارت بر سینما و کتاب و موسیقی: قانون بد معمولاً بهتر از بی‌قانونی است. کاهش قابل توجه فیلترینگ اینترنت، تلاش برای قانونی کردن ماهواره و شبکه‌های خارجی، تغییر وضعیت تفسیرپذیر نظارت بر امور فرهنگی و قانونی کردن آن، اقدامات اولیه‌ای است که به نظرم لازم می‌آید.

7. سیاست خارجی در آسیای میانه و آفریقای شرقی: دولت احمدی‌نژاد به درستی در سیاست خارجی به این دو منطقه توجه زیادی کرد و همکاری‌های زیادی با این کشورها انجام داد. دولت بعدی باید در این دو مورد مسیر دولت احمدی‌نژاد را ادامه دهد و آن را بهبود دهد.

8. ایرانیان خارج از کشور: دولت احمدی‌نژاد در این زمینه هم کارهای خوبی انجام داد. این مسیر هم باید ادامه پیدا کند. «ظرفیت» قابل استفاده‌ای است که برای مدت‌های طولانی از آن چشم‌پوشی شده است.

9. اصلاح ساختار وزارت علوم، استقلال دانشگاه‌ها، حذف کنکور دکتری و شاید ارشد، عدم افزایش ظرفیت دانشگاه‌ها:

الف) کافی است بخواهید در خارج از کشور مشغول تحصیل شوید تا با وضعیت دیوانه‌کننده‌ی وزارت علوم مواجه شوید. مخلوط فجیعی است از بوروکراسی اضافی، خودبزرگ‌بینی و نادیده گرفتن محیط خارج از وزارت علوم، کارمندان و مسئولان کارنابلد همیشه در صحنه.

ب) به نظرم رؤسای دانشگاه‌هایی که دولت احمدی‌نژاد منصوب کرد به خوبی مزیت استقلال دانشگاه‌ها از دخالت‌های دولت را نشان دادند! با استقلال دانشگاه، آدم‌هایی که بعضاً در حد استادیاری دانشگاه هم نبودند و به ریاست دانشگاه‌ها و دانشکده‌ها و مسئولیت‌های مختلف دانشگاهی رسیدند هم پی کارشان می‌روند.

ج) جالب است که کشوری به دنبال حذف کنکور برای دوره‌ی کارشناسی باشد، اما برای دوره‌ی بالاتر کنکور ایجاد می‌کند، نه؟ ایران این کار را کرد. کنکور یکپارچه‌ی دکتری در هر سه دوره‌ای که برگزار شده، کمک کرده که وضعیت پذیرش دکتری، از تراژیک مورد ادعای مدافعان یکپارچگی، به کمدی مورد پذیرش دانشجو و استاد و مقامات مسئول مبدل شود.

د) به اندازه‌ی کافی کارشناس و کارشناس ارشد و دانشجوی دکتری داریم، نه؟ حرف از کاهش ظرفیت نمی‌زنم که تخریب‌های دولت قبلی را بهبود دهد. همین که وضعیت را در همین حد نگه دارد کافی است!

ه) من بابت فعالیت‌های سیاسی قبل از 22 خرداد 88، مشمول «رد صلاحیت» تحصیل در دوره‌ی دکتری شده‌ام. خیلی‌های دیگر هم وضعیت مشابهی دارند. استادان برجسته‌ای هم مشمول رد صلاحیت تدریس در دانشگاه‌ها شده‌اند که داشتن‌شان برای اکثر دانشگاه‌ها افتخار است. جمشید ممتاز استاد حقوق را مثال می‌زنم و حسین سیف‌زاده‌ی علوم سیاسی و روابط بین‌الملل را. این روند باید همان سی سال پیش متوقف می‌شد. نشد.

10. پیشرفت شبکه‌ی موبایل: تلاش برای ورود نسل‌های سوم و چهارم موبایل و ورود سرویس‌دهنده‌های جهانی که بازار را رقابتی می‌کند و باعث می‌شود همراه اول و ایران‌سل تکانی به خود دهند.

11. توسعه‌ و بهبود شبکه‌ی ریلی.

12. سلام آقای موسوی، سلام خانم رهنورد، سلام شیخ! ادامه‌ی حصر دیگر توجیهی هم ندارد.

پنجم) لیست خواسته‌ها بسیار طولانی است. اقتصادی‌هایشان را دوستان خواهند گفت. سیاست خارجه را به زودی به تفصیل خواهم نوشت. فرهنگی‌ها و سیاسی‌ها را بسیار گفته‌اند و نوشته‌اند. من اما فعلاً قصد دارم بر اساس همین‌ دوازده تا دولت آقای روحانی را ارزیابی کنم. بعد از سه ماه، نگاهی به این لیست خواهم انداخت و ممکن است بعضی‌هایشان را عوض کنم. نیازی به گفتن نیست که امیدوارم دولت چهار سال بعدی، از اینها بسیار فراتر برود و خواسته‌های نوشته نشده را هم محقق کند.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s