فرصتی دیگر برای از دست دادن

170611917rowhanicropped

استیون والت: شک ندارم که تقریباً همه از این انتخابات برای تأیید موضع پیش آغاز رأی‌گیری استفاده خواهند کرد. تندروهایی که برای تحریم‌های سخت‌تر و تهدید جنگ فشار می‌آورند ادعا خواهند کرد که انتخابات نشانه‌ی آن است که ایرانیان خواهان تسلیم هستند و از حکومت می‌خواهند هر کاری لازم است انجام دهد تا انزوای ایران را پایان دهد و بازسازی اقتصادی را تشویق کند. پس طبعاً تندروها خواهان بیشتر شدن این اقدامات می‌شوند. در عوض، آنهایی که طرفدار تعامل هستند، و از مشروعیت جمهوری [اسلامی] ایران‌ دفاع کرده‌اند، این نتیجه‌ی حیرت‌آور را به عنوان سند وجود دموکراسی، هر قدر ضعیف و محدود، استفاده خواهند کرد و البته این وضعیت را به عنوان فرصتی برای تعامل سازنده خواهند دید.

احتمالاً تنها کسی که به شکلی جدی از نتیجه‌ی انتخابات مأیوس باشد، بنیامین نتانیاهو است که قطعاً دلش برای چهره‌ی بی‌صلاحیت و کارتونی محمود احمدی‌نژاد تنگ خواهد شد. اظهارنظرهای غیرمسئولانه و تهاجمی احمدی‌نژاد درباره‌ی اسراییل و هولوکاست کار را برای شیطانی نشان دادن کل کشور و در دید نگه داشتن ایده‌ی جنگ پیشگیرانه ساده کرد. روحانی را به سختی می‌شود شخصی منعطف در مورد مسئله‌ی هسته‌ای یا مسائل امنیتی منطقه حساب کرد، اما احتمالاً بسیار سخت‌تر خواهد بود که از او تصویر نسخه‌ی ایرانی هیتلر را ایجاد کرد.
انتخاب روحانی همچنین گشایش سیاسی‌ای را ارائه می‌کند که دولت اوباما از انتخابات ریاست جمهوری قبلی ایران در سال 2009 انتظار داشت. اوباما که دست دوستی‌اش را بعد از رسیدن به قدرت دراز کرده بود، قطعاً دعا می‌کرد که احمدی‌نژاد ببازد و با چهره‌ای میانه‌روتر جایگزین شود. امید این بود که رییس‌جمهوری میانه‌روتر در تهران به اوباما پاسخ مثبت‌تری بدهد و رفتن احمدی‌نژاد مخالفت داخلی را با رویکردی کمتر مقابله‌جویانه با تهران کاهش دهد. در عوض، انتخابات مورد اعتراض 2009 و سرکوب سنگین جنبش سبز توسط حکومت اتفاق افتاد؛ تحولاتی که تغییر مسیر را برای ایران و آمریکا سخت‌تر کرد.
اگر چه انتخاب روحانی فرصتی را ایجاد می‌کند، اما شرط می‌بندم که آمریکا و ایران راهی را برای بر باد دادن دوباره‌ی آن پیدا خواهند کرد. از سال 2000( و شاید قبل‌تر)، رویکرد دوحزبی آمریکا به ایران تقاضای تسلیم کامل ایران در مسئله‌ی غنی‌سازی هسته‌ای و افزایش تدریجی تحریم‌ها با این امید بوده است که تهران در نهایت با همه‌ی خواسته‌های واشنگتن کنار خواهد آمد. اوباما به شکلی مقطعی به برزیل و ترکیه اجازه داد تا رویکردی منعطف‌تر را دنبال کنند، اما دولتش به سرعت از توافقات شکل گرفته عقب‌نشینی کرد.
با توجه به لایه‌های صلب عدم اعتماد بین ایران و آمریکا- که به دهه‌ها پیش برمی‌گردد- دستیابی به توافقی در مسئله‌ی هسته‌ای و تقویت گسترده‌تر روابط نیازمند شکیبایی و شجاعت سیاسی در هر دو طرف است. ایران مالکیت حلقه‌ی سوخت کامل هسته‌ای را رها نخواهد کرد، بنابراین آمریکا باید ایران را به عنوان قدرت دارای قابلیت هسته‌ای بپذیرد. ایران باید محدودیت‌های سفت و سخت روی برنامه‌اش را بپذیرد و باید راهی پیدا کند تا به همسایگان‌اش و آمریکا در مورد جاه‌طلبی‌های هسته‌ای و منطقه‌ای‌اش اطمینان دوباره‌ای بدهد.
در واشنگتن، هر تلاش جدی‌ای برای ایجاد نزدیکی، باید بر مخالفت شدید آیپک و دیگر گروه‌های عمده‌ی لابی اسراییل و همچنین عربستان سعودی و بعضی دیگر از دولت‌های خلیج [فارس] غلبه کند. متأسفانه، سیستم سیاسی آمریکا برای شکیبایی ارزشی قائل نیست و اوباما شجاعت و جسارت ویژه‌ای در سیاست خارجی از خود نشان نداده است. در واقع او هنوز موضعی در سیاست خارجی انتخاب و بر آن پافشاری نکرده است که نیازمند مقابله با نیروهای سیاسی قدرتمند در آمریکا باشد. وقتی که سرانجام رویکرد «باد از چه جهت می‌وزد» او به دیپلماسی به پایان برسد، فرصت برای رویکردی جدید به ایران از دست رفته‌است؛ امری که این باور ایرانی‌ها را تقویت خواهد کرد که تنها چیزی که آمریکا خواهد پذیرفت، پایان جمهوری اسلامی است و این برداشت آمریکا را تقویت می‌کند که حتی رهبران اصلاح‌طلب ایران هم خارج از محدوده‌ی قابل قبول‌ قرار دارند.
بعد از این‌ها، رهبر معظم است که دیدگاه‌ها و ترجیح‌هایش تقریباً مبهم باقی مانده‌اند. البته این دیدگاه‌ها کاملاً هم مبهم نیستند، زیرا آیت‌الله علی خامنه‌ای مرتباً گفته است که دولت اوباما را نه با سخنانش بلکه با اعمالش قضاوت خواهد کرد. البته این موضع، موضعی کاملاً معقول است و همچنین روش قضاوت ایران توسط آمریکاست. اما این به آن معنی است که اگر سیاست آمریکا تغییر نکند و اگر خواسته‌های پیشین را تکرار کند و ابزارهای مشابه( مثلاً تحریم) را به کار بندد، می‌شود مطمئن بود که چیزی عوض نخواهد شد. تصمیم هفته‌ی گذشته‌ی اوباما برای ارسال تسلیحات کوچک به شورشیان سوریه، بعید است که قدمی برای برداشت مثبت‌تر ایران از اهداف منطقه‌ای واشنگتن محسوب شود.
طبعاً ممکن است من در مورد همه‌ی اینها اشتباه کنم اما تا الان هیچکس با شرط بستن در مورد ظرفیت به نظر بی‌نهایت ایران و آمریکا برای ادراک اشتباه یکدیگر و در نتیجه ادامه‌ی دشمنی عمدتاً غیرمنطقی و بی‌حاصل‌شان چیزی نباخته است. مثل باقی موارد این روزها، خوشحال می‌شوم اشتباهم اثبات شود.

Advertisements

1 پاسخ به “فرصتی دیگر برای از دست دادن

  1. بازتاب: نتیجه‌ی واقعی توافق هسته‌ای ایران | آزادنگار·

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s