مصر، بدون تعجب

h_50954737egyptcropped

استیون والت: رویدادهای خاور میانه جداً تعجب‌آور نیستند. کارشناسان خاور میانه مدت‌هاست که از فشارهای وارد بر این جوامع آگاه‌اند: اقتصادهای راکد، فساد گسترده، تعداد بسیار زیاد جوانان، ایدئولوژی‌های سیاسی رو به محو و رشد جنبش‌های مختلف مخالف،  که همه به دست دولت پلیسی بی‌رحمی تحت کنترل نگه داشته می‌شوند. آمریکا و رهبران دیگر، به درستی نگران اتفاقی بودند که بعد از آغاز فروپاشی این نظم کهنه می‌افتد، و اغلب امید داشتند که این رویداد، تحت نظارت دیگری اتفاق بیفتد.

زمانی که بهار عرب شروع شد، خیلی‌ها امیدوار بودند که جهان عرب را از رخوتش بیرون آورد و در نهایت، جوامعی عادلانه‌تر، بازتر و کارآمدتر ایجاد کند. این اتفاق می‌تواند( در نهایت) بیفتد، اما زمان بسیار زیادی خواهد گرفت و راه پیش رو، پر از دست‌انداز خواهد بود. این هم نباید ما را به تعجب وادارد ظهور دموکراسی مدرن در اروپای غربی و آمریکا سده‌ها طول کشید و سراسر پر از سیاستی خونین و ستیزه‌جویانه بود. انقلاب فرانسه را به یاد می‌آورید؟ شورش ویسکی؟ فاشیسم اروپا؟ جنگ داخلی آمریکا؟ می‌شود امید داشت که جهان عرب سریع‌تر از غرب از این قلمرو بگذرد، اما دلایل کمی هست که تصور کنیم که به همان جا خواهد رسید.

تظاهر به تخصص داشتن در سیاست داخلی این جوامع نمی‌کنم( برای تحلیل‌های ارزشمند از متخصصان، به خوان کول، مارک لینچ و ایسندر العمرانی مراجعه کنید). این‌ها بعضی ایده‌های اولیه در مورد آخرین رویدادهاست.

وقایع کنونی مصر، پیروزی حماقت است. اول حسنی مبارک، که وقتی از قدرت بیرون رانده شد، به وضوح کنترلش را بر کشور از دست داده بود. بعد محمد مرسی و اخوان المسلمین، که بعد از دهه‌ها اپوزیسیون بودن فرصت حکمرانی داشتند و آن را به طرز فجیعی خراب کردند. به جای ساختن نظم سیاسی‌ای که در آن قدرت بین گروه‌ها و بخش‌های مختلف جامعه‌ی مصر تقسیم شود، اخوان المسلمین با چنگ زدن تمام و کمال به قدرت، به شکلی که همه را مضطرب کرد و ارتش را به زمین بازی برگرداند، سعی کرد با بی‌توجهی از کنار مخالفانش بگذرد. و حالا ژنرال‌ها بازگشته‌اند و سعی می‌کنند اخوان‌المسلمین و بقیه‌ی مخالفان را با بی‌رحمی تمام سرکوب کنند. این حرکت هم احمقانه است، زیرا اخوان به خوبی سازمان‌یافته است، ریشه‌های عمیقی در جامعه‌ی مصر دارد، و برای دهه‌ها حاضر بوده است.

به نظرم تنها راه حل مصر، به اشتراک گذاشتن کشور از سوی گروه‌های رقیب است. گروه‌های رقیب، باید نهایتاً بفهمند که هیچ کدام از آنها نمی‌توانند کشور را به تنهایی اداره کنند و نظم سیاسی‌ای باید طراحی شود که به هر کدام سهمی از قدرت بدهد و برای هر کدام حداقل سطحی از اثرگذاری سیاسی تضمین کند. این تنها فرمول موفق سیاست مشارکتی است: آنها که در قدرت حضور دارند، نمی‌توانند به بقیه‌ی جامعه بی‌توجهی کنند یا برای باقی‌ماندن همیشگی در قدرت، در بازی دست ببرند(ضمناً: این درسی است که رجب طیب اردوغان و حزب عدالت و توسعه در ترکیه نیز باید فرا بگیرند). اگر این اتفاق نیفتد، احتمالاً مصر همان مسیر تاریکی را در پیش خواهد گرفت که الجزایر در دهه‌ی 90 طی کرد و سوریه امروز در آن گام برمی‌دارد.

آمریکا چه کاری باید بکند؟ چیز زیادی لازم نیست. من قطعاً همراه کسانی هستم- مثل مارک لینچ- که از آمریکا می خواهند همه‌ی کمک نظامی‌اش به مصر را قطع کند. من چند هفته پیش همین پیشنهاد را دادم؛ اول به خاطر اینکه مصر به اسلحه‌ی بیشتر نیازی ندارد و دوم اینکه این به نفع آمریکا نیست که با سرکوب نظامی دیگری همراه شود. و بله: پایان کمک نظامی بعد از کودتای ژوییه هم با قانون آمریکا تطابق داشت. کمک به نظامیان مصری، هیچ اهرم فشاری برای آمریکا نمی‌خرد و کمک‌های آمریکا در مقابل پول‌هایی که دولت‌های عربی خلیج [فارس] به مصر سرازیر کرده‌اند، رنگ می‌بازد. اگر آنها می‌خواهند بر نظمی ورشکسته پافشاری کنند، باشد، اما هیچ دلیلی نیست که مالیات‌دهندگان آمریکایی هم چنان کاری کنند.

مهم‌تر از این، چیز زیادی هم نیست که آمریکا بتواند انجام دهد. آمریکا هر اقتدار اخلاقی‌ای هم که شاید چند سال پیش داشت، با حمایت از دیکتاتورهای عرب، چشم بستن به وحشی‌گری‌های اسراییل و بی‌توجهی سنگدلانه به اعراب در کشورهایی مثل عراق،‌ از دست داد. علاوه بر این، آمریکا نمی‌داند به چه شکلی در سیاست داخلی مصر دست ببرد یا آن را هدایت کند. اگر مصری‌ها نمی‌توانند دریابند که چگونه حکومتی کارا بسازند، فکر می‌:کنید سوزان رایس مشاور امنیت ملی یا جان کری وزیر خارجه می‌توانند؟ و همچنین، به خاطر اینکه صحبت از مداخله‌ی غربی، بخشی کلیدی از ایدئولوژی جهادی است، مداخله‌ی نظامی یا دستور دادن به مصری‌ها برای اداره‌ی کشور خودشان آخرین کاری است که آمریکا باید بکند!

خبر خوب- نسبت به این شرایط- این است که منافع حیاتی آمریکا در میان نیستند. می‌دانم آمریکایی‌ها دوست دارند فکر کنند که هر چیزی هر جایی اتفاق می‌افتد، تهدیدی مستقیم علیه امنیت آمریکاست، اما رویدادهای مصر هم یکی دیگر از مواردی است که آمریکا منافع واقعی اندکی دارد. حق کاملاً با ماست اگر مصری را ترجیح دهیم که پایدار، موفق، دوستانه، پشتیبان حقوق بشر و در صلح با اسراییل است. اما مصر در موارد مکرری در پنجاه سال گذشته، هیچ کدام این نکات را نداشته است و آمریکا، به شکلی، به هر ترتیب موفق به ادامه‌ی بقا و پیشرفت شده است. بله، آنچه در مصر اتفاق می‌افتد، می‌تواند امنیت اسراییل را تا حد کمی تحت الشعاع قرار دهد، اما مصر ضعیف‌تر از آن است تا «تهدیدی حیاتی» متوجه اسراییل کند و اسراییل هم، بر خلاف آنچه که به نظر بعضی سناتورها و نمایندگان مجلس می‌پندارند، آمریکا نیست.

در پایان، به سختی می‌شود از این نتیجه‌گیری خودداری کرد که دولت آمریکا در اینجا [خاور میانه]، در چند وقت گذشته اساساً عملکردی ضعیف داشته است. دولت بیل کلینتون با سیاست مهار دوگانه و ناشیگری در روند صلح اسلو، آمریکا را در مرکز توجه القاعده قرار داد. دولت جرج بوش با حمله به عراق و ترویج سیاست «گذار منطقه‌ای» اوضاع را خراب‌تر کرد. و به نظر می‌آید که اوباما فکر می‌کرد تنها چیزی که در خاور میانه نیاز داشت، چند سخنرانی و تکیه بر همان دیپلمات‌های بی‌اعتباری بود که مسئولیت اغلب شکست‌های پیشین را به عهده داشتند. این از بدشانسی اوباماست که مشکلاتی که برای مدت‌ها نهفته بودند، بالاخره در زمان ریاست‌جمهوری او بود که بازگشتند، اما این کتیبه، زمانی بسیار بسیار طولانی است که روی دیوار جای دارد.

Advertisements

1 پاسخ به “مصر، بدون تعجب

  1. بازتاب: نتیجه‌ی واقعی توافق هسته‌ای ایران | آزادنگار·

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s