ادرار به مملکت خودی

1382109_742033855814198_2011718251_n

آقای علیرضا میراسدالله، همکار سابق نشریه‌ی چلچراغ و همکار ظاهراً فعلی شبکه‌ی بی‌بی‌سی، عکس بالا را در صفحه‌ی فیس‌بوکش گذاشته است و این متن را کنارش نوشته است:

اين يكي از آثار ديويد چرني، مجسمه ساز اهل چكه. دو نفر دارن داخل حوضي كه نقشه جغرافي كشور چكه جيش مي كنن. اين مجسمه در شهر پراگ و رو به روي موزه كافكا نصب شده! در واقع چرني با اين كار جيش مي كنه روي جغرافيا و مرز و تاريخ و همه چيزهاي دست و پاگير ديگه و در چك با نصب كارش روبه روي موزه كافكا از طرز تفكرش قدرداني هم مي شه. حالا اين تفكر مدرن رو مقايسه كنيد با تفكري كه بعضي از ما راجع به زادگاهمون داريم. فكر مي كنين اگه يك مجسمه ساز ايراني جرات كنه و يك همچين كاري با نقشه ايران بكنه چه اتفاقي براش مي افته؟

چهار سال پیش، نیویورک تایمز یادداشتی درباره‌ی دیوید چرنی نوشته که شروعش با همین اثر است. صفحه‌ی اول یادداشت اینگونه می‌گوید:

دیوید چرنی پیامک بی‌ادبانه‌ای را برای دو مجسمه‌ی برنزی مردان لخت در حال ادرار می‌فرستد، آنها باسن‌شان را می‌چرخانند و آلت جنسی‌شان را حرکت می‌دهند تا کلمات چهار حرفی او را در حوضی شبیه به نقشه‌ی جمهوری چک بنویسند.

برای آقای چرنی، پسر بد دنیای هنر اروپای شرقی، این دو مجسمه‌ی کامپیوتری خرابکار، که چند سال پیش در محوطه‌ی خواب‌آلوده‌ای نصب شده‌اند، تفسیر مناسبی از اهالی خودتحقیرکننده چک است که به نظرش، در طول سده ها تهاجم و اشغال، دندانشان را ساییده‌اند و کم مقاومت کرده‌اند و به ندرت پیروزی‌ای در هر زمینه‌ای به دست آورده‌اند.

«رفتار اهالی چک افتخار به چک بودن نیست. این برای من مثبت هم هست، اما جنبه‌ی منفی‌ای هم دارد و آن این است که ما هیچ جنگی را نبرده ایم. در آمریکا مردم می آموزند که آشکارا مفتخر[به کشورشان] باشند. در این کشور، ما می آموزیم ساکت و مخفی باشیم.»

کسی نمی‌تواند آقای چرنی را به ساکت بودن و تلاش برای دیده نشدن متهم کند: چند وقت پیش، این ایده را داشت که ایمپلنت سیلیکونی در سینه‌هایش بگذارد و «برای دیدن واکنش مردم»، لخت در پراگ قدم بزند. در این عصر پساکمونیسم، که مارکسیست‌های سابق خود را به قالب پیشروان صنعتی درآورده‌اند و مخالفان مدت‌هاست که رییس‌جمهور شده‌اند، آقای چرنی شورشی هنری و سیاسی را دنبال می‌کند که گستاخ‌تر و بلندتر از پیشینیان‌اش است.

او تانکی از شوروی را رنگ صورتی زده، مجسمه‌ی قهرمان قرن دهمی پراگ، شاه ونچلاس، را در حال راندن اسبی مرده ساخته و واسلاو کلاوس، رییس‌جمهور راست‌گرای چک را […]
یان ویتوار، سردبیر فرهنگی Respekt، هفته‌نامه‌ی سیاسی چک می‌گوید«چرنی یکی از طنازان پیشرو فرهنگی و سیاسی منطقه است و یکی از هنرمندان انگشت‌شمار اروپای شرقی که جایگاهی جهانی یافته‌اند. بعضی چک‌ها ترجیح می‌دهند او خاکستری‌تر و عمیق‌تر باشد و کمتر شبیه به یک ستاره‌ی راک رفتار کند، اما هیچکس نمی‌تواند او را نادیده بگیرد».

در واقع، رسوایی به بار آمده از «انتروپا»، اثر طعنه‌آمیز آقای چرنی به استریوتایپ‌های اروپایی در شمایل هشت تنی از 27کشور عضو اتحادیه‌ی اروپا، همچنان جمهوری چک را که اخیراً ریاست شش ماهه‌ی اتحادیه‌ی اروپا را تحویل دولت بعدی داد رها نکرده است.
این اثر، که در ساختمان شورای اتحادیه‌ی اروپا در بروکسل نصب شده بود، قرار بود ویژگی‌های یکتای هر کشور را در اتحادیه‌ی اروپا با افتخار نشان دهد. در عوض، اثر دست‌ساز آقای چرنی، بلغارستان را به شکل توالتی ترکی، لهستان کاتولیک را به شکل گروهی از کشیشان در حال به اهتزاز درآوردن پرچم همجنس‌گرایان، و آلمان را به شکل شبکه‌ای از جاده‌های شبیه به سواستیکا[علامت نازی‌ها] نشان می‌داد.

مقامات پراگ که این اثر را برای نشان‌دادن ریاست چک سفارش داده بودند، از آقای چرنی خواسته بودند بر کاری از هنرمندان هر یک از اعضای اتحادیه‌ی اروپا نظارت کند. اما مجسمه تماماً به دست آقای چرنی و دو نفر از دوستانش ساخته شد. آقای چرنی حتی بیوگرافی‌هایی جعلی و وب‌سایت‌هایی با متن‌های پوچ‌گرایانه‌ی شبه‌روشنفکری برای هنرمندانی تخیلی ساخت. النا جلبوا، هنرمند غیرواقعی بلغاری، اشاره کرده بود که می‌خواهد «چیزی پانک، عمداً بدوی و رکیک و بلوغی مدفوعانه» بسازد.( ادامه‌ی یادداشت را که به حواشی مجسمه‌ی اتحادیه‌ی اروپا و نحوه‌ی شکل‌گیری شخصیت شورشی دیوید چرنی می‌پردازد از متن اصلی بخوانید)

برای آقای میراسدالله لینک یادداشت را فرستادم و چنین مکالمه‌ای در کامنت‌ها رخ داد:

– وقتی جناب مفسر، قضیه را برعکس خالق اثر می‌فهمد: (چند خط اول یادداشت نیویورک تایمز را کپی کردم)

+ سهیل جان برداشت عمومی از یک اثر خیلی مهمه ضمن اینکه دیوید چرنی چند اثر دیگه هم داره که مرز ستیزی در اون ها مشخصه. مثل کاری که از طرف دولت چک به اتحادیه اروپا اهدا شد و چرنی سازنده اش بود. در اون اثر بلغارستان شبیه توالت بود و کشورهای دیگه هم سر و شکل بهتری نداشتند. البته اون اثر به خاطر اعتراض چند کشور از مفابل دفتر اتحادیه اروپا در بروکسل جمع شد و این نشون می ده که فقط ایرانی ها نیستند که تحمل اینجور چیزها رو ندارن.

– شما برداشت عمومی از اثر رو نمایندگی می‌کنید در برابر خود مجسمه‌ساز؟! اون کار مرزستیزی نبود. مخالفت با استریوتایپ‌ها بود و البته به زشت‌ترین شکل ممکن.

+ سهیل جان من هیچکدوم رو نمایندگی نمی کنم فقط امیدوارم که صبر و تحمل مردم کمی بالاتر بره و بتونن بی تعصب حرف بزنن و فکر کنن. از اینکه اطلاعات مفیدی هم درباره چرنی و اثرش دادی ممنونم. سه ماه پیش خودش رو ملاقات کردم و بسیار انسان شریفی بود .

– این بالا ملتی ریختن و انواع و اقسام توهین و نیش و کنایه رو نثار کسایی کردن که حاضر نیستن به مملکت خودشون بشاشن. یک کلمه در مورد امیدواری به بالا رفتن صبر و تحمل مردم و حرف زدن بی تعصب نگفتید. موفق باشید. شاید هم نباشید.

دیگر جوابی نیامد، اما در جواب به کامنت‌های مخالف بعدی، چنین کامنتی بر قلم جناب میراسدالله جاری شد:

امیدوارم اروپایی ها هم دست از مرزبندی دنیا بردارن … ولی بحث من اینجا در ارتباط با آستانه تحمل ما ایرانی هاست

——–

به احمد شاملو پناه می‌برم:

از بهشت گندتان ما را

جاودانه بی نصیبی باد!

مرتبط: قابل توجه آقای محمد سلامتی

Advertisements

2 پاسخ به “ادرار به مملکت خودی

  1. بازتاب: قابل توجّه آقای محمّد سلامتی! | نغمه‌های ایکاروس·

  2. واقعا خدا عاقبتمان را به خير كند يعني غربت و بريدن از وطن بعضيها را براي كسب شهرت به چه تئوريها و كارهايي وادار ميكند

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s