چند نکته از اوکراین

64032

اول) اتحادیه‌ی اروپا در سال 1999 مقرر کرد که تا سال 2003، در چارچوب «سیاست امنیتی و دفاعی اروپا»، 60هزار «نیروی واکنش سریع» برای اعزام به مأموریت‌های بشردوستانه، حفظ صلح و … سازمان‌دهی شوند. در سال 2003 تصمیم گرفته شد که موعد دستیابی به این قابلیت، تا 2007 به تعویق بیفتد. از ژانویه‌ی 2007، اعلام شده است که اتحادیه‌ی اروپا 60هزار نیروی واکنش سریع در اختیار دارد که می‌تواند به سرعت تا فاصله‌ی چهار هزار کیلومتری اعزام کند و تا یک سال از آنها پشتیبانی کند. یکی از اهداف اصلی نیروی نظامی مزبور، مقابله با بی‌ثباتی در شرق اروپا بود. صلح نوبل 2012 را به مجموعه‌ای دادند که 7 سال بعد از اعلام دراختیار داشتن 60هزار نیروی واکنش سریع، برای مذاکره با همسایه‌ی بزرگ شرقی، نیازمند کمک پاسدار قدیمی صلح و امنیت اروپاست. «سیاست امنیتی و دفاعی اروپا» که به «سیاست خارجی و امنیتی مشترک» تغییر نام داد، یکی از شکست‌های معمولی اتحادیه‌ی اروپاست. میان اعضای اتحادیه، اختلاف نظرهای عمده‌ای در سیاست خارجی هست. همین حالا، همزمان با ترس و لرز سه عضو اتحادیه در سواحل دریای بالتیک از اقدامات آتی روسیه، سه قطب تعیین‌کننده‌-فرانسه، آلمان، انگلیس- به دنبال کاهش صدمه‌ی احتمالی‌شان در صورت تحریم مختصر روسیه هستند. اینکه اتحادیه‌ای که بعد از 20 سال رهایی از کابوس ارتش سرخ، در برابر روسیه‌ای که در بهترین حالت شبحی از شوروی است چنین ضعف و سستی و ناکارآمدی‌ای نشان می‌دهد، چه کمکی به ثبات و صلح بعد از جنگ جهانی در قاره‌ی اروپا کرده است، بر من پوشیده است. برای جایزه دهندگان صلح نوبل هم ای کاش داوری در کار بود!

دوم) اگر روسیه بخشی یا بخش‌هایی از شرق اوکراین را جدا کند، موازنه‌ی قوای جهانی تغییر کوچکی می‌کند. اوکراین بالاخره به سمت غرب رهسپار می‌شود و به زنجیره‌ی مهار روسیه اضافه می‌شود. روسیه در حفظ متحدانی مثل سوریه و ایران تلاش بیشتری می‌کند. آمریکا تلاش بیشتری برای جذب متحدان روسیه به خرج می‌دهد. ربط قضیه به ایران اینجاست، وگرنه تظاهرات و سرنگونی رییس‌جمهور و آزادی تیموشنکو هیچ ربطی به ایران ندارد. ایران می‌تواند امیدوار باشد که در پرونده‌ی هسته‌ای امتیاز بیشتری از آمریکا بگیرد.

سوم) روسیه با ضمیمه کردن بخشی از خاک کشور همسایه، خبر از بازگشت هنجارهای قدیمی به روابط بین‌الملل می‌دهد. نقشه‌ی جهان هیچ وقت ثابت نبوده است، اما خیلی وقت است که تغییرات نقشه‌ها، چندان هیجان‌انگیز نبوده است. جدایی مونته‌نگرو و صربستان یا تجزیه‌ی سودان جنوبی از سودان با تغییری مثل اتحاد آلمان‌های شرقی و غربی یا فروپاشی شوروی و یوگسلاوی قابل مقایسه نیست. تغییر نقشه‌ی اوکراین، می‌تواند مقدمه‌ای بر تغییر نقشه‌ی احتمالی بلژیک و فرانسه، اسپانیا و بریتانیا باشد.

چهارم) مجموعه‌ی غرب به کره‌ی شمالی فشار می‌آورد که سلاح‌های هسته‌ایش را نابود کند و برنامه‌ی نظامی هسته‌ایش را پیگیری نکند. مجموعه‌ی غرب به ایران فشار می‌آورد که برنامه‌ی هسته‌ایش را آن‌قدر محدود کند که نتواند به سلاح هسته‌ای دست پیدا کند. مجموعه‌ی غرب و چند کشور دیگر به پاکستان فشار آوردند که سلاح‌های هسته‌ایش را نابود کند. آمریکا تلاش کرد اسراییل به سلاح هسته‌ای دست پیدا نکند. ظرف همین چند سال گذشته، دو کشور که سلاح‌های کشتار جمعی‌شان را تحویل داده بودند با مداخله‌ی نظامی مواجه شدند. لیبی که سلاح‌های شیمیایی‌اش را تحویل داده بود با مداخله‌ی بخشی از کشورهای غربی و عربی روبه‌رو شد و اوکراین که بمب‌های هسته‌ای به جا مانده از شوروی را تحویل روسیه و آمریکا داد و حالا با روسیه دست و پنجه نرم می‌کند. صدام حسین هم سلاح‌های شیمیایی‌اش را قبلاً نابود کرده بود و بعداً با حمله‌ای تمام عیار مواجه شد. سوریه دارد تسلیحات شیمیایی‌اش را تحویل می‌دهد. تجربه‌ی کشورهایی که سلاحشان را تحویل داده‌اند چندان انگیزه‌بخش نیست.

پنجم) استانداردهای دوگانه در استدلال‌های دو طرف دعوا بیداد می‌کند. وقتی آمریکایی‌ها از لزوم عدم مداخله‌ی روسیه در کشور همسایه‌شان حرف می‌زنند و خودشان به وضوح در همان کشور دخالت می‌کنند، یکی باید دکترین مونروئه را یادآوری کند. «قاره‌ی آمریکا حیاط خلوت ماست. دیگران هم اجازه‌ی دخالت ندارند». با همان منطق، روسیه می‌تواند از «فضای حیاتی» و حیاط خلوت بگوید. اینکه روسیه از عدم مداخله در امور داخلی می‌گوید هم که غوغاست. جهانی‌ام آرزوست که سیاستمدارانش برای دوربین‌ها ژست نگیرند و حرف‌های توخالی مضحک نزنند و درست مثل خیلی از سیاستمداران اسراییلی، رک و حتی وقیحانه از منافع کشورشان بگویند و از لزوم ترجیح منافع به رعایت اصول اخلاقی و رعایت استانداردهای خودساخته.

ششم) این اولین بار است که می‌بینم انتقاد به کارشناس‌های یک شبه در فضای انگلیسی زبان پررنگ‌تر از فضای فارسی  زبان است. اگر ویکی‌پدیا منبع بخش عمده‌ی اطلاعاتتان در مورد وضعیت است، بهتر است لام تا کام سخن نگویید. وقتی با یک دقیقه وقت گذراندن در ویکی‌پدیا می‌شود پرت و پلا بودن اطلاعاتتان را ثابت کرد، بهتر است زبان در کام گیرید. وقتی کارشناس مسئله‌ای نیستید، «نظر کارشناسی» ندهید و دعوا راه نیندازید. جلوی دوربین تلویزیون نروید و نامه به سفیر ننویسید و با روزنامه‌ها مصاحبه نکنید.

Advertisements

1 پاسخ به “چند نکته از اوکراین

  1. لذت بردم. بین این همه خبر و تحلیل بی بی سی فارسی وار و کیهان وار دنبال این بودم بفهمم که اون بخش از دنیا چه می‌گذرد و فکر کنم در حدی که نیاز داشتم فهمیدم. ممنون

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s