آوازهای آزادی-سه: آزاد

Body_of_Peter_Fechter_lying_next_to_Berlin_Wall

جنگ جهانی دوم تمام شده بود. آلمانی که هفتاد سال اروپا را به لرزه درمی‌آورد، به چهار قسمت تحت کنترل چهار فاتح جنگ تقسیم شده بود. برلین، جزیره‌ای در میان بخش تحت کنترل شوروی، خود به چهار بخش تقسیم شده بود. عده‌ی قابل توجهی از ساکنان بخش شرقی آلمان، نزدیک به یک پنجم کل جمعیت، خسته و ناراضی از دولت کمونیستی، راهی آلمان غربی شدند. تقویت استحکامات مرزی بین دو آلمان-مرز داخلی آلمان- اهمیت وضعیت خاص برلین را بیشتر کرد. ناراضی‌ها راهی برلین شرقی، از آنجا راهی بخش غربی برلین و از آنجا رهسپار آلمان غربی می‌شدند. حرکت بین دو بخش برلین هنوز آزاد بود. سال 1961 بود که دیوار برلین، تجسم کامل پرده‌ی آهنین بین دو بلوک شرق و غرب، برای جلوگیری از این فرار دسته‌جمعی به سوی آزادی ساخته شد.

پیتر فکتر، کارگر ساختمانی ساده‌ای بود. هفدهم اوت 1962، پیتر و دوستش هلموت کولبایک در کارگاه نجاری‌ای نزدیک دیوار برلین مخفی شدند. حرکت نگهبان‌ها را زیر نظر گرفتند و بعد، از پنجره‌ی کارگاه به فاصله‌ی بین حصار فلزی نوساز و دیوار پریدند. پیتر و هلموت از حصار تا دیوار دویدند و از دیوار دومتری بالا رفتند. هنوز به سیم خاردار نرسیده بودند که مرزبانان آلمان شرقی به سمتشان شلیک کردند. هلموت رفت، پیتر ماند. پیتر تیر خورده کنار دیوار روی زمین افتاد. یک  ساعت فریاد کشید، خون داد و به آزادی رسید.

آزاد( نینو براوو، 1972)

تقریباً بیست ساله است و همین حالا

خسته است از آرزو کردن

در آن سوی حصار، خانه‌ی اوست

جهان او، شهر او

می‌اندیشد که حصار تنها

قطعه‌ای از فلز است

که هرگز نمی‌تواند مانع از

اشتیاق پروازش شود

آزاد، مثل خورشیدی که طلوع می‌کند

من آزادم، مثل دریا

آزاد، مثل پرنده‌ای که از زندانش می‌گریزد

و بالاخره می‌تواند پرواز کند

آزاد، مثل بادی که غم و اندوهم را می‌برد

بدون توقف به سوی حقیقت می‌روم

و بالاخره آزادی را می‌فهمم

عشقش را پرچم گرفت و رفت

آوازخوان

آنقدر خوشحال که گوش نکرد

به صدایی که فرایش خواند

و دراز کشیده بر روی زمین باقی ماند

خندان و بی حرفی

گل‌های سرخ روی سینه‌اش

بدون توقف شکوفه‌زنان

آزاد، مثل خورشیدی که طلوع می‌کند

من آزادم، مثل دریا

آزاد، مثل پرنده‌ای که از زندانش می‌گریزد

و بالاخره می‌تواند پرواز کند

آزاد، مثل بادی که غم و اندوهم را می‌برد

بدون توقف به سوی حقیقت می‌روم

و بالاخره آزادی را می‌فهمم

آزاد، مثل خورشیدی که طلوع می‌کند

من آزادم، مثل دریا

آزاد، مثل پرنده‌ای که از زندانش می‌گریزد

و بالاخره می‌تواند پرواز کند

آزاد، مثل بادی که غم و اندوهم را می‌برد

بدون توقف به سوی حقیقت می‌روم

و بالاخره آزادی را می‌فهمم

متن اسپانیایی:

Libre( Nino Bravo, 1972)

Tiene casi veinte años y ya está
cansado de soñar,
pero tras la frontera está su hogar,
su mundo, su ciudad.
Piensa que la alambrada sólo es
un trozo de metal,
algo que nunca puede detener
sus ansias de volar.

Libre, como el sol cuando amanece,
yo soy libre, como el mar.
Libre, como el ave que escapó de su prisión
y puede, al fin, volar.
Libre, como el viento que recoge mi lamento y mi pesar,
camino sin cesar detrás de la verdad
y sabré lo que es al fin, la libertad.

Con su amor por bandera se marchó
cantando una canción,
marchaba tan feliz que no escuchó
la voz que le llamó,
y tendido en el suelo se quedó
sonriendo y sin hablar,
sobre su pecho flores carmesí,
brotaban sin cesar…

Libre, como el sol cuando amanece,
yo soy libre, como el mar.
Libre, como el ave que escapó de su prisión
y puede, al fin, volar.
Libre, como el viento que recoge mi lamento y mi pesar,
camino sin cesar detrás de la verdad
y sabré lo que es al fin, la libertad.

Libre, como el sol cuando amanece,
yo soy libre, como el mar.
Libre, como el ave que escapó de su prisión
y puede, al fin, volar.
Libre, como el viento que recoge mi lamento y mi pesar,
camino sin cesar detrás de la verdad
y sabré lo que es al fin, la libertad.

لینک اجرای صوتی:

http://www.goear.com/listen/9e3fef9/libre-nino-bravo

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s