شبح-بحران-دو

توضیح: این بخش اول فصلی از کتاب «اروپای 2030» است که یوشکا فیشر، وزیر خارجه‌ی اسبق آلمان نوشته و من چند سال پیش ترجمه کرده‌ام و در چند روز آینده به تدریج متن کاملش را در وبلاگ می‌گذارم. داده‌های فیشر ممکن است به روز نباشند، اما حرف اصلی همچنان پابرجاست.

731-small_joschka_fischer_lead

بيست سال مي‌تواند زماني طولاني در سياست باشد، اما براي تغيير تاريخي، دوره‌اي بسيار کوتاه است. اتحاديه‌ي اروپا، به عنوان يك موجوديت سياسي منحصر به فرد، اين تناقض سکون و تغيير را در بر دارد. در واقع، مي‌شود اتحاديه‌ي اروپا را تناقضي نهادينه‌شده نام داد: اتحاديه‌ي اروپا عمل مي‌کند، در حالي که با توجه به تئوري، نبايد کار کند.

براي دولت‌هاي قاره‌ي اروپا، اتحاديه‌ي اروپا به معناي نظام سياسي جديدي است. نظام بين‌المللي غالب پس از صلح وستفاليا، خود را در دو جنگ جهاني قرن بيستم نابود کرد؛ و پس از نابودي آن، اتحاديه‌ي اروپا دومين نظام [بين‌المللي] محسوب مي‌شود. طي پنج دهه‌ي جنگ سرد، اروپا از نظر سياسي ذيل نظم جهاني دوقطبي‌اي تعريف مي‌شد که در نتيجه‌ي آن، تعارض بين شرق و غرب اروپا رشد کرد. اروپا صحنه‌اي بود که در آن، مواجهه‌ي جهاني بين ايالات متحده و اتحاد شوروي، بين آزادي و ديکتاتوري، و بين کاپيتاليسم و کمونيسم به انجام رسيد.

وقتي در 1989 ناگهان پرده‌ي آهنين فرو ريخت و اتحاد شوروي تجزيه شد، سيستم دوقطبي اروپا هم به پايان رسيد. به جاي آن، مدل همگرايي اتحاديه‌ي اروپا تأسيس شده بود که بر ابقاي ناتو و در نتيجه، تضمين امنيتي آمريکا براي اروپا اتكا داشت. حتي امروز، اروپايي‌هاي عادت‌کرده به درگيري‌هاي دروني، در موقعيتي نيستند که امنيت خود را تضمين کنند و اراده‌اي براي تحمل هزينه‌هاي لازم چنين کاري را ندارند. آمريکا شايد عضو رسمي نباشد اما بخشي دوفاکتو از اتحاديه‌ي اروپا شمرده مي‌شود و براي سيستم همگرايي اروپا و ادامه‌دار بودن اتحاديه‌ي اروپا در عصر پس از جنگ سرد، غيرقابل چشم‌پوشي است.

اين نظام، هنوز از هيچ مدل حقوق ملي يا بين‌المللي پيروي نمي‌کند. اتحاديه‌ي اروپا نه اتحاديه‌اي از دولت‌هاي مستقل است، نه فدراسيون يا کنفدراسيون و نه حتي دولتی فدرال؛ بلکه موجوديتي يكسره جديد و بي‌مانند است. نزديک‌ترين تعريف شخصيت اتحاديه‌ي اروپا «ترکيبي از دولت‌ها» است که در آن حاکميت دوام‌يافته‌ي دولت‌ها با تعهدشان به نهادهاي اروپايي، حقوق اروپايي و سياست‌هاي اروپايي- مثل بازار مشترک، بازار کشاورزي، اتحاديه‌ي اقتصادي و اتحاديه‌ي پولي- ترکيب شده است. براي پيچيده‌تر کردن قضيه بايد گفت که يازده عضو از بيست و هفت عضو اتحاديه‌ي اروپا عضو اتحاديه‌ي پولي نيستند، و نروژ، يک دولت غيرعضو، در سياست‌گذاري مرزهاي خارجي اتحاديه‌ي اروپا نقش بازي مي‌کند.

پيچيدگي براي 500 ميليون شهروند اتحاديه‌ي اروپا از بين نرفته است و این تهديدي جدي را متوجه دموکراسي مي‌کند: ترکيب شديداً پيچيده‌ي حاکميت‌ها و حوزه‌ي قضايي اروپايي و ملي، بيشتر از شور و شوق، اعتماد يا هويت‌بخشي، سرگيجه ايجاد مي‌کند. اين، قلب بحران کنوني اتحاديه‌ي اروپا است.

تناقض‌ها باري بر دوش روشنفکران، و نه سياست‌مداران و احزاب سياسي است. پيروزي در انتخابات، نيازمند پيام‌هاي روشن و سازگاري است که مردم بتوانند به واسطه‌ي آنها تشخيص دهند. چه کسي دوست دارد خانواده‌ي ملي‌اش، زبان‌اش، و امنيت کشورش را براي يک علامت سؤال غول‌آسا و غيرقابل فهم به خطر بيندازد؟ چه کسي خودش را براي هدفي فدا مي‌کند که تقريباً هيچ کس آن را نمي‌فهمد؟ فرانسه و هلند در سال 2005 در رفراندومي که پيش‌نويس قانون اساسي اتحاديه‌ي اروپا را از دور خارج کرد، به اين پرسش‌ها پاسخ دادند. و رفراندوم سال گذشته‌ي ايرلند، در مورد پيمان ليسبون – جانشين شبه قانون اساسي آن سند – يک بار ديگر نشان داد که اگر چنين پرسش‌هايي به رأي عمومي گذاشته‌شوند، اکثريتي به نفع اروپا وجود نخواهد داشت.

شبح بحران-یک

Advertisements

3 پاسخ به “شبح-بحران-دو

  1. بازتاب: شبح بحران-سه | آزادنگار·

  2. بازتاب: شبح بحران-چهار | آزادنگار·

  3. بازتاب: شبح بحران-پنج | آزادنگار·

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s