حسین نقاشی، عبدالسلام سلیمی و من

«اینکه کسی نوع نگاهی داشته باشه رو میشه نقد کرد. ولی این حد از لجن پراکنی و بی ادبی، نشان از میزان شرافت فرد مهمل گو دارد»

با من بود. دبیر سابق انجمن اسلامی دانشگاه تهران که این روزها مدام مشغول مناظره با اصولگرایان است، در حین یک بحث فیس‌بوکی اینچنین کامنتی برای من گذاشت. بعد هم همه‌ی کامنت‌ها را پاک کرد.

عبدالسلام سلیمی را شاید بشناسید. عبدالسلام سلیمی برای من یک کاربر فیس‌بوک است. نه سابقه‌ی قبل از آن را می‌دانم، تا مکان فعلی‌اش را می‌دانم، نه حرفه‌اش را و نه هیچ چیز دیگر. چیزی که می‌دانم، این است که جمهوری اسلامی را متهم به ایجاد و حمایت از گروه تروریستی دولت اسلامی شام و عراق می‌کند و ماه‌هاست که وعده می‌دهد اسنادش را رو خواهد کرد. همزمان، با تکفیری/سلفی خوانده‌شدن جبهه‌ی النصره مخالف است و حداقل بعضی کارهایش را توجیه می‌کند و چندتا از دوستان بنده را به خاطر زیر سؤال بردن این مواضعش و دفاع از موضع جمهوری اسلامی در حمایت از بشار اسد، متهم به اطلاعاتی بودن، مزدوری نظام جمهوری اسلامی و سپاه کرده است. از قضا، جناب سلیمی هم کامنت‌های تند و زننده‌اش را پاک می‌کند و الان دسترسی به کامنت‌هایش ندارم. دعوا در اینجا و بر سر این خبر رخ داده است نویسنده‌ی خبر هم عبدالسلام سلیمی است. فکر کنم مقدمه‌ی دیگری نیاز نباشد. مستقیم برویم سراغ کامنت‌هایی که گرچه پاک شده‌اند، ولی حداقل در ایمیل بنده موجود هستند:

naghashi1

قبل از اینکه من به این نوشته واکنشی نشان بدهم، یک نفر دیگر اعتراض کرده بود و با جواب تند نقاشی مواجه شده بود. دو دل بودم که نظر مخالف بدهم یا نه. سابقه‌ی دو سه بار گفتگوی شدیداللحن در صفحه‌اش را داشتم. خبر را که باز کردم و اسم عبدالسلام سلیمی را دیدم، مصمم شدم و بحث شروع شد:

naghashi1

naghashi1

علاقه‌ای نداشتم فحش‌بازی کنم. این قرار بود کامنت آخر من باشد. نشد.

naghashi1

اگر دنبال‌کننده‌ی من در گوگل‌پلاس یا فیس‌بوک هستید، یادتان می‌آید آخرین باری که من «خزعبلاتی در مورد اسلام‌گرایان میانه‌رو» نوشته باشم چه وقتی است؟ من یادم نمی‌آید. از آن اتهام‌هایی هم هست که به نظرم می‌تواند برود لای پرونده و قطورترش کند. باید جواب می‌دادم.

naghashi1

بعد از این بود که تمام کامنت‌ها به دستان آقای حسین نقاشی، دبیر سابق انجمن اسلامی دانشگاه تهران، از زیر لینکشان پاک شدند. بعد از نوشتن «بدرود»، ایشان را از میان دوستان فیس‌بوکی حذف کردم. همزمان با دو کامنت آخر، این مکالمه در پیام‌های خصوصی فیس‌بوک بین ما برقرار شد. اگر فکر می‌کنید هر پیام خصوصی‌ای مربوط به حریم شخصی فرد است و عمومی کردنش باعث نقض حریم خصوصی طرف است، نخوانید:

naghashi1

این آخرین چیزی بود که خطاب به حسین نقاشی و درباره‌ی عبدالسلام سلیمی نوشتم. جوابش هم اتهام‌زنی و ادب‌پراکنی دوباره‌ی آقای نقاشی است.

naghashi1

من هنوز متوجه نشده‌ام از کجا بین من و سعید قاسمی‌نژاد و اعتمادی( لابد امیرحسین اعتمادی) رابطه‌ای برقرار شد. تا جایی که یادم می‌آید مدت‌هاست حتی به صفحه‌ی انجمن دانشجویان و دانش‌آموختگان لیبرال سر نزده‌ام، با هیچکدام‌شان وارد بحث نشده‌ام. تعداد استتوس‌ها و نوت‌ها و کامنت‌هایی هم که علیه‌شان نوشته‌ام، آن‌قدر هست که اکثریت مطلق دنبال‌کنندگانم موضعم را در مورد این گروه بدانند. این دو سه خط را هم باز از ترس پرونده‌سازی بر اساس این پیام‌ها و کامنت‌ها نوشته‌ام.

هدفم از کل این پست هم همان است که توی یکی از کامنت‌ها نوشته‌ام: این کامنت‌ها و این هوچی‌گری‌ها نباید از بین بروند. اینها باید گوشه‌ی ذهنمان باشند.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s