شبح بحران-پنج

توضیح: این بخش آخر فصلی از کتاب «اروپای 2030» است که یوشکا فیشر، وزیر خارجه‌ی اسبق آلمان نوشته و من چند سال پیش ترجمه کرده‌ام و در  به تدریج متن کاملش را در وبلاگ گذاشته‌ام. داده‌های فیشر ممکن است به روز نباشند، اما حرف اصلی همچنان پابرجاست.

3d-man-in-a-hamster-wheelاتحادیه‌ی اروپا در بحران مالی

بحران مالی جهانی عیوب و محدودیت‌های اتحادیه‌ی اروپا را نشان داد. در واقع آنچه اروپا با رد شدن پیمان قانون اساسی بیشتر از هر چیزی از دست داد، حالا آشکار به نظر می‌رسد: ایمان به خود و آینده‌ی مشترک‌اش. طی این بدترین بحران پس از رکود بزرگ، به نظر می‌رسد گذشت هر روز، اعضای اتحادیه‌ی اروپا را به عقب‌تر، به سمت خودخواهی ملی و حفاظت از گذشته می‌راند.

یورو و بانک مرکزی اروپا در دوران بحران مالی، خاکریزهایی در دفاع از ثبات پولی بوده‌اند. هر گونه تضعیف این نهادها، سبب آسیب شدید به منافع مشترک اروپایی خواهد شد، اما رفتار دولت‌های عضو اتحادیه‌ی اروپا طی چند ماه گذشته، باعث می‌شود نسبت به آگاهی آنها از این واقعیت شک كنیم. همچنان که بحران ادامه دارد، روشن می‌شود که واحد پولی مشترک و بانک مرکزی اروپا به تنهایی، برای دفاع از بازار مشترک و همگرایی اروپا کافی نیستند. بدون سیاست‌های مالی و اقتصادی مشترک هماهنگ، حداقل بین اعضای منطقه‌ی یورو، پیوستگی واحد پول مشترک هم با خطر جدیدی مواجه است. در ایتالیا، اسپانیا، ایرلند، پرتغال و یونان، اطمینان به سرعت بر باد می‌رود. با وجود این که اقتصادهای قوی‌تر در شمال اروپا بهتر عمل می‌کنند، اما آنها هم در حال کشمکش‌اند. ادامه‌ی چنین وضعیتی، شاید پایانی دوجانبه بر شرایط ماستریخت باشد و با رشد حمایت‌گرایی ملی به شکل یارانه‌های صنعتی، یورو به شدت به خطر می‌افتد. تصور این امر ساده است که شکست یورو چه معنایی برای کل اتحادیه‌ی اروپا خواهد داشت: فاجعه‌ی مناسبات تاریخی.

اعضای جدید اتحادیه‌ی اروپا در اروپای شرقی که نه دارای قدرت اقتصادی اعضای بلندمدت هستند و نه ثبات سیاسی [آنها] را دارند، یک سقوط ناگهانی را آغاز می‌كنند. با این فرض كه بعضی دولت‌های عضو یورو، نظیر اتریش، [به همین وضع] دچار شوند، این بحران مستقیماً منطقه‌ی یورو را هم تحت تأثیر قرار خواهد داد. بنابراین، نشستن و نگاه کردن، استراتژی غلطی است.

هیچ دلیلی برای باور به اتمام بحران اقتصادی جهانی کنونی نیست. اگر بحران شدیدتر شود، اروپا با جانشینی ترسناک مواجه خواهد شد: یا اقتصادهای ثروتمندتر و باثبات‌تر شمال ـ و مهم‌تر از همه، بزرگ‌ترین اقتصاد اروپا، آلمان ـ منابع مالی بزرگ‌ترشان را برای کمک به اقتصادهای ضعیف‌تر منطقه‌ی یورو مورد استفاده قرار خواهند داد، یا یورو و به همراه آن کل پروژه‌ی همگرایی اروپایی به خطر خواهد افتاد. هیچ‌گاه نباید فراموش شود که اتحادیه‌ی اروپا پروژه‌ای طراحی‌شده برای پیشرفت اقتصادی مشترک است. اگر این پیوند اقتصادی از بین برود، مناقع ملی دوباره خود را اثبات می‌کنند و پروژه را از بین می‌برند.

اروپای در حال نجات

اروپا در 2030 چه شکلی خواهد داشت؟ اگر به بیست سال پیش از این، به 1989 نگاه کنیم، دلایل کمی برای این خوش‌بینی وجود دارند که اروپا، با ساختار موجود، چیزی غیر از پیشرفتی اندك به دست خواهد آورد. اروپا قطعاً یک قدرت جهانی نخواهد بود و در حالی که با تهدید فروپاشی مواجه نخواهد شد، در معرض افول و فرسایش ـ به ویژه در شاخص‌های کلیدی مثل رشد جمعیتی، نسبت جمعیت به جمعیت جهان و سهم اقتصاد جهانی – قرار می‌گیرد. این بدان معناست که اروپا باید با از دست دادن نسبی، اما به هر حال دراماتیک قدرت مقابله کند؛ زیرا همبستگی و جاذبه‌ی اروپا، همواره تا حد زیادی بر پایه‌ی دورنمای رشد و رفاه استوار بوده است. با تهدید این دورنما توسط اقتصاد کلان و روندهای سیاست جهانی، فرسایش درونی اتحادیه‌ی اروپا شتاب خواهد گرفت.

افول نسبی اتحادیه‌ی اروپا، ترس‌های عامه‌پسند از جهانی‌شدن را تقویت و پشتیبانی از گسترش بیشتر اروپا را کاهش خواهد داد. این امر اروپاییان را به پوپولیسم، ملی‌گرایی و رقابتی تند و تیز برای منابع روز به روز کمیاب‌تر اتحادیه‌ی اروپا ترغیب خواهد کرد. به علاوه، مسئله‌ی آلمان، بزرگ‌ترین و از لحاظ اقتصادی، قدرتمندترین کشور عضو اتحادیه‌ی اروپا هم وجود دارد؛ [آلمان] پیش از این منافع ملی‌اش را به اتحادیه‌ی اروپا گره زده بود، اما با مواجهه با بن‌بست همگرایی اروپایی، در حال حاضر هم در حال «دوباره ملی‌سازی» سیاست‌اش برای دفاع از منافع به دقت تعریف‌شده‌ی آلمانی‌ها است، و این به تضعیف بیشتر همبستگی اتحادیه منجر می‌شود.

در واقع، موتور فرانسوی ـ آلمانی، که برای هماهنگ عمل کردن اروپا حیاتی است، حداقل در شرایط کنونی مسدود به نظر می‌رسد. ادعا بر این است که فرانسه و آلمان اشتراکات زیادی دارند، اما واقعیت‌ها از داستانی کاملاً متفاوت خبر می‌دهند. آلمان و فرانسه تقریباً در تمام زمینه‌های استراتژیک مدیریت بحران اتحادیه‌ی اروپا، راه همدیگر را در حالی سد می‌کنند که به شکلی طنزآمیز، هر دو در واقع یک کار را انجام می‌دهند. آنها در درجه‌ی اول به خودشان، و نه به اروپا، فکر می‌کنند. در نتیجه، اروپا در واقع بدون رهبری است.

اتحادیه‌ی اروپا توافقی نهادی بود و هست و حالا، در میانه‌ی بحران اقتصادی جهانی، باید به همین شکل باقی بماند. اگر آلمان و فرانسه به سرعت اختلافات‌شان را حل نکنند و پاسخی استراتژیک به بحران ندهند، هم به خودشان و هم به اروپا آسیب خواهند زد.

حتی اگر در نهایت پیمان لیسبون تصویب شود، از آنجا که 27 کشور عضو اتحادیه‌ی اروپا در جایگاه هماهنگ‌سازی یک طرح استراتژیک مشترک نیستند، اروپا تا زمان زیادی از هماهنگ عمل‌کردن ناتوان باقی خواهد ماند. جایگاه‌های ملی نسبی، تا حد زیادی متفاوت هستند و بیشتر دولت‌های ملی، انگیزه‌ای برای پیشبرد بیشتر اروپا در قالب یک پروژه‌ی مشترک ندارند. بازتاب سازش اعمال‌شده توسط طرفداران ایده‌ی اروپا و بدبینان به اتحادیه‌ی اروپا بعد از 1989 بود که گسترش اتحادیه را امکان‌پذیر کرد؛ اما تا حد زیادی به از دست رفتن کیفیت‌های احساسی و آرمانی پروژه‌ی اروپا و تنزل اصلاحات اتحادیه‌ی اروپا به کوچک‌ترین مخرج مشترک منجر شد.

اکنون، حتی آن سازش هم در نهایت توسط ایرلند از بین رفته است. با «نه» ایرلندی‌ها به پیمان لیسبون، اروپا دوباره به واقعیت یک فرآیند همگرایی بسیار سریع‌تر پرتاب شده است. سیاست‌های اروپا از این پس، برای متوقف‌کردن فرسایش پروژه‌ی اروپا، دوباره به بخش‌های پیشرو و پسرو تقسیم خواهد شد.

ترجیح زیادی داشت اگر اروپای بسیار سریع، در چارچوب کاری پیمان لیسبون ـ که بدون آن اصلاحات نهادی ممکن نیست- قابلیت عمل‌کردن داشت، اما نکته‌ی کلیدی این است که آن دولت‌ها که می‌خواهتد مسیر همگرایی را ادامه دهند، و می‌توانند، باید این کار را انجام دهند. دولت‌هایی که نمی‌خواهند، یا نمی‌توانند این مسیر را ادامه دهند، باید به جای ممانعت کردن از دیگران، از آنها حمایت کنند. پییشرفت جداگانه، از ثابت‌ماندن در کنار هم بهتر است؛ و در نتیجه زندگی در سیستمی با «حق خروج»های گسترده، از سیستمی با بن‌بست‌هایی پایدار. تنها با این شیوه است که دو دهه‌ی آینده می‌تواند پویایی جدیدی به نفع همگرایی اروپا ایجاد کند. احیای اعتماد و پشتیبانی شهروندان اروپایی نیازمند پرداختن به سیاست خارجی و امنیتی، سیاست مالی و اقتصادی، سیاست انرژی و سازمان‌دهی ترتیبات رفاه اجتماعی اروپا است. و اینجا، گروهی از دولت‌ها بدون توجه به رفتارشان داخل یا خارج از پیمان‌ها، می‌توانند این مسیر را قاطعانه هدایت کنند.

با فدراسیونی سخت‌گیرتر، همگرایی عمیق‌تر، نهادهای شفاف‌تر و کارآمدتر، اجماع دموکراتیک بزرگ‌تر از این، و گسترش استراتژیکی شامل ترکیه، اروپا می‌تواند افول نسبی‌اش را در 2030 متوقف كرده و حتی آن را معکوس نماید. ترقی در انسجام و مشروعیت اروپا ـ یعنی همبستگی احساسی شهروندان اروپا ـ می‌تواند در مقابل نیروهای رو به رشد گریز از مرکز در اروپا متعادل‌کننده‌ی قاطعی قرار دهد. در حال حاضر، این ویژگی‌های اساسی بعد از رفراندوم‌های هلند، فرانسه و ایرلند، در وضعیت مناسبی به سر نمی‌برند.

به همین دلیل شک دارم كه غلبه بر بیماری اروپا تا پیش از 2030 ممكن باشد. وضعیت کنونی، در ترکیب با کمبود حزن‌انگیز رهبری در نسل کنونی سیاست‌مداران اروپایی بر سر راه خروجی‌ای مثبت ـ چه رسد به اروپایی قوی و متحد ـ قرار می‌گیرد. در واقع چیزی که بشود به آن دولت اروپایی نام داد، به سختی وجود خواهد داشت. در حالی که ایجاد بخشی از یک سیستم دفاعی مشترک و ارتشی اروپایی تا سال 2030 ممکن است، سیاست خارجی مشترک چنین نیست. گسترش اتحادیه‌ی اروپا و شمول دولت‌های بالکان، ترکیه و اوکراین، باید از برنامه خارج شود.

اروپا تحت فشار نهادهای ناکارآمد و اثربخشی در حال کاهش، به عنوان یک قدرت جهانی و یک شریک جهانی برای آمریکا، برای مدتی تعیین‌ناپذیر، تنها توان ایفای نقشی محدود را در صحنه‌ی بین‌المللی خواهد داشت. این خبر خوبی برای کسانی نخواهد بود که باور دارند غرب به عنوان یک واقعیت استراتژیک، برای آینده‌ی جهانی آزادی، پیشرفت و امنیت، ضروری است. شاید در جایی، بحران‌ها و تهدیدهای حاد، اروپایی‌ها را به رشد سریع‌تر وادارد. با وجود بحران مالی، اروپای امروز نه از کمبود قدرت اقتصادی، که از کمبود اراده‌ی سیاسی برای متحد عمل‌کردن رنج می‌برد. متأسفانه از چشم‌انداز امروز، تقریباً هر چیزی در مقابل ظهور اروپا به عنوان یک قدرت جهانی قرار دارد؛ در عوض، اروپا موش‌خرمایی بر چرخ باقی خواهد ماند؛ همیشه در حرکت است، اما هرگز به پیشرفت دست نخواهد یافت.

شبح بحران-یک

شبح بحران-دو

شبح بحران-سه

شبح بحران-چهار

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s