توقع زیادی است؟

20140530_215152
این را فردای بازی اول تیم ملی با ایتالیا، یک روز قبل از بازی دوم، تند تند و روی موبایل نوشتم و برای یکی از نشریات سراسری مملکت فرستادم. چاپ که نشد هیچ، جوابی هم نیامد.
تریسته شهری کوچک در شمال شرقی ایتالیا و در نزدیکی مرز این کشور با اسلوونی است و ایرانی‌های زیادی در مقایسه با مراکز جمعیتی مثل رم، میلان و تورین ندارد و نسبت به مودنا، که بازی سال گذشته‌ی تیم ملی با ایتالیا در آن برگزار شد، فاصله‌ی بیشتری هم از شهرهای ایرانی‌نشین دارد. نیم ساعت قبل از بازی اما این فریاد ایران ایران است که استادیوم را پر کرده است. جوانان و غیرجوانان ایرانی فاصله‌ی شهرشان تا تریسته را زیر پا گذاشته‌اند تا تیم ملی‌شان، هزاران کیلومتر دورتر از وطن، اگر چه میزبان نیست، اما حس میهمان بودن و غریبگی هم نداشته باشد.
بازیکن‌ها که برای گرم کردن قبل از بازی وارد زمین می‌شوند، ایرانی‌ها استادیوم را روی سرشان می‌گذارند. حیرت را در چشم‌های بعضی از ایتالیایی‌ها می‌شود دید. بعضی‌هایشان هم بازی سال پیش مودنا و تیفوسی‌های ایرانی را فراموش نکرده‌اند. چند پلیس بلافاصله به سمت تماشاگران تیم ملی ایران می‌روند و تا امتیازهای آخر آنجا را ترک نمی‌کنند.
«می‌بریم؟ می‌بازیم؟» سؤال خیلی‌هاست. چند نفری که تمرین‌های چند روز گذشته را دیده‌اند امیدی ندارند. همه از سرویس‌ها می‌نالند. بازی شروع می‌شود. ایتالیایی‌ها بیشتر از دو بازی پارسال آمده‌اند. سرود ملی‌شان را که می‌خوانند، می‌دانیم مثل پارسالی‌ها نیستند که محو تماشای بازی باشند و بعد یادشان بیفتد که می‌شود تشویق هم کرد. از آن طرف ایرانی‌ها هم مجهزتر آمده‌اند. بیشتر از صد نفر که با هم وارد ورزشگاه شده‌اند و هسته‌ی اصلی تماشاگران ایرانی را تشکیل داده‌اند، کاغذهایی به سه رنگ پرچم ایران آورده‌اند و بین خودشان توزیع می‌کنند.  وقتش که می‌شود، پرچم سه رنگ ایران روی دست تماشاگران ایرانی خودنمایی می‌کند. ایتالیایی‌ها از این کارها نکرده‌اند. در رقابت بین تماشاگرها، ایرانی‌ها قبل از‌شروع مسابقه پیروز شده‌اند.
«یـــک…دووووو…ســـــــه» و آبشار توی زمین ایتالیا می‌خوابد و غریو شادی ایرانی‌هاست که در سالن می‌پیچد. ریتم معروف ایران ایران است که فریاد می‌شود. داور که اجازه‌ی زدن سرویس را می‌دهد، تماشاگرهای ایرانی همدیگر را ساکت می‌کنند تا تمرکز بازیکن ملی به هم نخورد. توپ از دست می‌رود. ایتالیایی‌ها خوشحالی می‌کنند. ایرانی‌ها به حمایت از تیم خودی بلند می‌شوند و شعار می‌دهند، تا روحیه‌ی بازیکن‌ها حفظ شود. بازیکن ایتالیایی پشت خط سرویس می‌ایستد. ایرانی‌ها هو می‌کنند و دست‌ می‌لرزانند تا تمرکز طرف به هم بخورد. این روند با شدت و ضعف تا آخر بازی و امتیاز هفتاد و پنجم ایتالیایی‌ها ادامه دارد. ست اول را که می‌بازیم، حرف از پیروزی سه یک است. ست دوم را که می‌بازیم، حرف از پیروزی سه دو است. ست سوم را که می‌بازیم، حرف از بازی انتقامی در ورونا است و قرار و مدارها برای بازی ورونا گذاشته می‌شود. ورونا به ایرانی‌ها نزدیک‌تر است. می‌گویند جمعیت ایرانی‌های توی سالن دو برابر می‌شود.
بعضی‌ها از علت نبودن ولاسکو و ظریف می‌پرسند. والیبالی نیستند. نمی‌دانند مثلاً رییس فدراسیون چه کسی است. یکی شهرام محمودی را با بهنام محمودی اشتباه می‌گیرد و از سن و سالش می‌پرسد. یکی دنبال فرهاد نظری افشار است. برایشان البته که مهم نیست. آمده‌اند تیم ملی‌شان را تشویق کنند؛ یکی از وین، چندتا از لندن، و از گوشه و کنار ایتالیا. همه آمده‌اند تیم ملی‌شان را تنها نگذارند. تیم ملی‌شان بازی را می‌بازد. مهم نیست. به محض پایان بازی، تماشاگرها می‌ایستند و تیم شکست خورده را تشویق می‌کنند. تا خروج بازیکن‌ها از زمین به سمت رختکن، تشویق بازیکن‌ها ادامه داد. چندتایی از بازیکن‌های تیم ملی، به ابراز احساسات تماشاگران پاسخ می‌دهند. بقیه نهایتاً نگاهی می‌کنند و می‌روند. چند متر آن‌طرف‌تر، بازیکن‌های ایتالیایی مشغول مصاحبه و امضا دادن هستند. تماشاگرها از سالن خارج می‌شوند. عده‌ای می‌روند، ولی بقیه به سمت محل خروج تیم ملی از استادیوم می‌روند. منتظرند بازیکنان ملی‌شان بیایند و چند دقیقه‌ای‌ امضا بدهند و عکس بگیرند و چند کلمه‌ای با طرفداران حرف بزنند. اتوبوس تیم ملی می‌آید و سریع می‌رود. یکی از ایرانی‌ها هشت ساعت راه آمده تا به تریسته برسد، دو ساعت بازی را تماشا کرده و حالا قرار است هشت ساعت مسیر آمده را برگردد. تنها هم نیست. پرچمش را آماده‌ی گرفتن امضا کرده بود. موفق نشد. می‌گوید چند دقیقه توقف بازیکن‌ها توقع زیادی است؟ امیدش به وروناست. یکشنبه، روز دیگری است.

 

Advertisements

2 پاسخ به “توقع زیادی است؟

  1. نیست ولی فکر کنم می ترسند به سر و وضع کسانی که بهشان امضاء داده اند توی
    ایران گیر بدهند.

    • نه، خیلی خراب‌تر از این حرف‌هاست وضع. بازی دوم بهتر رفتار کرده بودن.
      جا نیفتاده هنوز براشون. حتی درست نایستادن از تماشاگرا تشکر کنن.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s