شاخص دولت‌های اسلامی ناکام: چرا جهادی‌ها در حکمرانی افتضاح می‌کنند

جی دانا استاستر، الن نوبل: عده‌ای با تشبیه تغییر فعالیت داعش از گروهی مسلح به دولتی مستقر، از آن به عنوان «طالبان نو» یاد کرده‌اند. طالبان البته دولتی جهادی در افغانستان تشکیل داد، اما برای رسیدن به مثال دولت جهادی لازم نیست تا دهه‌ی ۹۰ به عقب باز گردیم. همکاران القاعده در یمن و مالی در همین سال‌های اخیر دست به اینگونه تلاش‌ها زده‌اند.

در ۲۰۱۱ و ۲۰۱۲، القاعده در شبه جزیره‌ی عربستان و ائتلافی از جهادی‌های شمال آفریقا از بحران حکمرانی استفاده کردند و امارت‌های کوتاه‌مدتی را بنیان گذاشتند. هر دو، قبل از فروپاشی در اثر ضدحمله‌ی دولت‌ها، با جمعیت تحت کنترلشان در افتادند. همزمان با تلاش داعش برای تقویت کنترلش بر اوضاع- حذف رقبای سنی، نابودی میراث فرهنگی، و تحمیل تفسیرهای افراطی از شریعت- شباهت‌های بین داعش و موارد مزبور بیشتر نمایان شده‌اند. به وضوح، داعش به اندازه‌ی کافی از وقایع اخیر درس نگرفته و به نظر راهی جز تکرار برادران «روشنفکرش» در شمال آفریقا و یمن ندارد.

 در سال ۲۰۱۰، وقتی القاعده در شبه جزیره‌ی عرب نیروهایی را در تپه‌های یمن جمع می‌کرد، بن لادن به گروه هشدار داد که جاه طلبی‌هایشان از توانایی‌هایشان فرا‌تر نرود. در اسنادی که در قتلگاهش در پاکستان به دست آمد، در نامه‌ای به القاعده در شبه جزیره‌ی عرب نوشته است «جهاد به عنوان راهی برای سقوط دولت کشور‌ها و به دست آوردن کنترل آن‌ها نیازی به برنامه ریزی با امید نبرد ملت برای تأسیس دولتی نو ندارد. در عوض، نیازمند مطالعه‌ی دقیق و بازرسی و تأیید این مطلب است که عناصر لازم برای موفقیت فراهم باشند. ما همچنان آمادگی این را نداریم که مردم را تحت چ‌تر حکومت اسلامی قرار دهیم. » بن لادن هشدار می‌داد که بدون منابع کافی برای ارائه‌ی جانشینی بهتر از دولت صنعا، برای خدمات دولتی و زیرساخت‌ها، نارضایتی یمنی‌ها از دولت به القاعده در شبه جزیره‌ی عرب منتقل خواهد شد. بن لادن نوشته بود «با توجه به جنگ و نبرد دنیا علیه ما، ما نمی‌توانیم از عهده‌ی رسیدگی به این نیاز‌ها برآییم». مشخص نیست این نامه به یمن رسید یا نه، اما اگر رسید، القاعده در شبه جزیره‌ی عرب به توصیه‌ی بن لادن عمل نکرد. در آوریل ۲۰۱۱، در حالی که دولت یمن بر تظاهرات مردمی که در ‌‌نهایت رییس جمهور را از کار برکنار کرد تمرکز کرده بود، القاعده در شبه جزیره‌ی عرب و سازمان وابسته به آن، انصارالشریعه، شهر جعار در جنوب یمن را تصرف کردند و اعلام کردند امارتی تشکیل داده‌اند. در ۲۷ ماه مه ۲۰۱۱، تنها چند هفته بعد از مرگ بن لادن، القاعده به شهر همسایه‌ی زنجبار حمله کرد. سربازان آلمانی از پایگاه نظامی فرار کردند و سلاح‌ها و تجهیزات آمریکاییشان را جا گذاشتند. سربازان در دیگر پایگاه شهر از ضد حمله امتناع کردند. ماه‌ها بعد، ستوانی که فرار کرده بود به گاردین گفت که یونیفرمش را درآورده و فرار کرده، زیرا بحران باعث تقسیم ارتش شده بود: «رهبری ارتش فاسد است. چرا یک سرباز باید بجنگد، وقتی ارتش در صنعا به دو قسمت تقسیم شده است؟». با تحت محاصره قرار گرفتن سربازان باقی مانده در شهر، جنگجویان سریعاً کاخ فرمانداری در شهر را تصرف کردند و پرچم سیاه القاعده را بر فراز ساختمان‌های سنگی سفید به اهتزاز در آوردند. جنگجویان القاعده شهر همسایه‌ی عزان را هم تسخیر کردند. آن‌ها قدرتشان را مستحکم کردند، هر کدام از سه شهر مذکور را به نام امارت نامیدند و چیزی را تشکیل دادند که دولت مستقل القاعده در شبه جزیره‌ی عربی می‌خواندند.

ده‌ها هزار یمنی از شهرهای تحت سلطه‌ی القاعده به عدن گریختند. القاعده سعی کرد کمپینی تبلیغاتی برای جذب شهروندان باقی مانده راه بیاندازد: مالیات‌ها حذف شدند، زیرساخت‌های برق و فاضلاب جدیدی ساخته شد، آب به رایگان توزیع شد. القاعده از میان جمعیت محلی سربازانی را در اختیار گرفت و حقوقی بسیار خوب به آن‌ها پرداخت. اما برای تأمین بودجه‌ی اقداماتشان، القاعده به بانک‌ها و ادارات دولتی حمله کرد و خدمات حفاظتی خود را به دیگران تحمیل کرد. احکام شریعت را اجرا کردند و در نتیجه دست دزدان قطع شد و مردی متهم به همجنس گرایی به صلیب کشیده شد. مراکز تبلیغی برپا شد و اگر کسی در برابر گرایش سلفی القاعده مقاومت می‌کرد، به گفته‌ی یکی از نمایندگان القاعده در شبه جزیره‌ی عرب، مقامات «جایی مخفیشان می‌کردند و به آن‌ها مطالبی جهت مطالعه می‌دادند تا وقتی که خودشان بفه‌مند چه قدر اشتباه می‌کرده‌اند». القاعده قدرت را در دستان خود تثبیت کرد و اقتدار را از شیوخ قبایل محلی که در ابتدا از پروژه‌های زیرساخت و توسعه‌ی القاعده حمایت کرده بودند گرفت. اما با مشخص شدن سبعیت حکمرانی القاعده،‌‌ همان شیوخ قبایل علیه افراطی‌های اسلامی متحد شدند و نیروهایی شبه نظامی با کمک دولت یمن به نام «کمیته‌های مردمی» ایجاد کردند تا با رشد امارت اسلامی مقابله کنند. سلطه‌ی القاعده بر این شهر‌ها به طول نینجامید. همان طور که بن لادن در نامه‌اش گفته بود، القاعده با جنگ تمام جهان علیهش مواجه بود. حملات هوایی آمریکا و عربستان برای ماه‌ها زنجبار را کوبید و در ژوئن ۲۰۱۲، ارتش یمن با حمایت کمیته‌های مردمی، القاعده را از جعار و زنجبار بیرون راند. القاعده به مخفی شدن در کوه‌های یمن بازگشته است و کمیته‌های مردمی که همچنان توسط دولت حمایت مالی می‌شوند، هنوز نیرویی فعال در تأمین امنیت چیزی که برای یک سال، امارت القاعده در شبه جزیره‌ی عرب بود به شمار می‌روند.

* * *

همزمان با آماده شدن دولت یمن برای ضد حمله‌اش، جهادی‌هایی در مالی مشغول ایجاد امارت خودشان بودند. در مارس ۲۰۱۲، جنبش ملی آزادی ازواد، گروهی تجزیه طلب و سکولار از شورشی‌های توارگ بومی شمال مالی، تقویت شده با جنگجویانی که از جنگ داخلی لیبی برگشته بودند، ائتلافی شکننده را با انصار دینه، گروهی جهادی و محلی تشکیل دادند. در ۲۱ مارس ۲۰۱۲، ناتوان از کنترل شورش توارگ، شورای نظامی مالی رییس جمهور را برکنار کرد و قانون اساسی را به تعلیق در آورد. با بی‌نظمی منتج از کودتا، ائتلاف توارگ-جهادی کنترل سه شهر عمده- کیدال، گائو و تیمبوکتو- را به دست گرفت و بلافاصله خود را به عنوان دولت مستقل ازواد اعلام کرد.

ائتلاف زیاد طول نکشید. انصار دینه و متحدان القاعده‌ای اش- القاعده در مغرب و جنبش اتحاد و جهاد در غرب آفریقا- بلافاصله احکام شریعت را به شکل سختگیرانه‌ای اجرا کردند و جنبش ملی آزادی ازواد را کنار زدند. در حالی که القاعده در یمن استثناهایی را در تفسیرش از قوانین اسلامی ایجاد کرده بود و مثلاً به محلی‌ها اجازه می‌دادند به تفریح ملی جویدن قاط ادامه دهند، دولت جهادی در ازواد حکومت نظامی سختگیرانه‌ای اجرا کرد، زنان را مجبور کرد حجاب را رعایت کنند، الکل، سیگار و موسیقی را ممنوع کرد. زنان برای نپوشاندن خود شلاق خوردند، دستان مته‌مان به دزدی قطع شد و زوج‌های ازدواج نکرده به جرم زنا سنگسار شدند.

رهبر القاعده در مغرب، ابو مصعب عبدالودود در سند داخلی‌ای که بعداً به دست آسوشیتدپرس کشف شد، به این شدت عمل اعتراض کرد. ودود به جهادی‌های تیمبوکتو نوشته بود «یکی از سیاست‌های غلطی که به نظر ما شما اجرا کرده‌اید، سرعت فوق العاده‌ای است که با آن شریعت را اعمال کرده‌اید و به تکامل تدریجی‌ای که باید در محیطی بری از دین اعمال شود، توجهی نداشته‌اید». ودود ادامه داده بود «تجربه‌ی قبلی ما نشان می‌دهد که اعمال شریعت به این ترتیب، بدون در نظر گرفت محیط، موجب رویگردانی مردم از دین و ایجاد نفرت از مجاهدین می‌شود و در ‌‌نهایت منجر به شکست اقدامات ما خواهد شد. »

به هشدارهای ودود توجهی نشد. انصار دینه، القاعده در مغرب و موجائو، محلی‌های عادت کرده به شکلی بسیار میانه رو‌تر از اسلام را به واکنش وا داشتند. ساکنان تیمبوکتو گزارش دادند که بعد از اینکه جهادی‌ها مقبره‌ی قدیس‌هایشان را با تبر و کلنگ تخریب کردند، شانسی برای همراهی باقی نماند. جهادی‌ها از راه قاچاق مواد مخدر، انسان و اسلحه و همچنین گروگان گرفتن اتباع خارجی، شروع به استثمار منطقه برای کسب منفعت اقتصادی کردند. حدود سیصد هزار مسلمان از خانه‌هایشان فرار کردند تا مشمول نقض حقوق بشر، اعمال سختگیرانه‌ی قوانین شریعت و نبود امنیت نشوند. حتی بدون حمایت مردمی، دولت جهادی سلطه‌ای شکننده را بر منطقه ادامه داد، و در ‌‌نهایت در ژانویه‌ی ۲۰۱۳، عملیات مشترک نیروهای فرانسوی و مالیایی، انصار دینه، القاعده در مغرب و موجائو را از منطقه بیرون کرد و به دولتی ده ماهه پایان بخشید

* * *

تجارب شکست حکمرانی اسلام‌گرایانه، داعش را از تکرار این تجربه باز نداشته است. در حالی که امارت‌های وقار و ازواد سعی کردند دولت‌های جدیدی بر شهروندان یمنی و مالیایی حاکم کنند، داعش یک گام بالا‌تر رفته است و خود را خلافت نامیده است؛ اقتدار مشروع سیاسی و مذهبی در منطقه‌ای که تحت تسلط دارد. جی‌ام برگر می‌گوید «این ادعا، خواست بیعت از تمام مسلمانان جهان، و گناهکار یا در بد‌ترین حالت کافر خواندن مخالفان، بوی نخوت می‌دهد».

این نباید مایه‌ی تعجب شود که دولت اسلامی عراق و شام هشدارهای بن لادن را مبنی بر صبر تا لحظه‌ی مناسب برای تشکیل دولت نادیده می‌گیرد. سازمان همیشه خود را از فرماندهی مرکزی القاعده جدا کرده است. در‌‌ همان مجموعه‌ی اسنادی که از ابوت آباد کشف شد و شامل هشدارهای بن لادن به القاعده در شبه جزیره‌ی عرب بود، نامه‌های داخلی دیگری افشا می‌کنند که رهبری القاعده این نگرانی را داشته‌اند که همکاران عراقیشان، بدل به نقطه ضعفی برای سازمان شده‌اند. در ۲۰۱۱، بعد از سال‌ها جنگ خونین داخلی که در آن داعش (که آن زمان به نام القاعده در عراق و دولت اسلامی عراق شناخته می‌شد) علیه سربازان آمریکایی، شبه نظامیان شیعه و حتی دیگر جهادی‌های سنی در شمال و غرب عراق جنگید، آدام غدن، سخنگوی القاعده، در نامه‌ای خصوصی پیشنهاد کرده بود که رهبری مرکزی، ارتباطات سازمانی‌اش را با دولت اسلامی عراق قطع کند و سال‌ها همکاری دو گروه را پایان بخشد. بن لادن موافقت نکرد، اما وقتی دولت اسلامی عملیاتش را به سوریه گسترش داد و شروع به درگیری با جبهه النصره، سازمان همکار القاعده، کرد، شرایط عوض شد. در فوریه، جانشین بن لادن، ایمن الظواهری، داعش را از سازمان بیرون کرد و اعلام کرد که از آن‌ها راضی نیست.

داعش همواره خود را جدا نگه داشته است، اما آیا آن قدر بی‌تدبیر هست که اشتباهات رقبای القاعده ای‌اش در یمن و مالی در سه سال گذشته را تکرار کند؟

مانند القاعده در شبه جزیره‌ی عرب در یمن، داعش سعی کرده است تا تصویر ملایم تری از خود به نمایش بگذارد و قلب‌ها و افکار را در عراق و سوریه فتح کند. داعش اعمال خیریه‌اش را در شبکه‌های اجتماعی تبلیغ می‌کند. در تصاویر، جهادی‌ها به فقرایی که رمضان را جشن گرفته‌اند، غذای رایگان می‌دهند. در پایتخت داعش در سوریه، رقا، داعش مشغول پروژه‌های عمومی مثل ساخت بازاری جدید شده است. اما همزمان، آغاز به تحکیم قدرت کرده است. و بر خلاف اینکه حملات داعش در عراق به عنوان تعارض شیعه و سنی معرفی شده‌اند، واقعیت پیچیده‌تر است. در ماه ژوئن، داعش سیزده روحانی میانه رو را در موصل اعدام کرد. همچنین، داعش کنار زدن چهره‌های سر‌شناس اتحاد سنی که قدرت گرفتن داعش در غرب عراق را تسهیل کرد، را شروع کرده است. حیدر عبادی نماینده‌ی مجلس عراق [و نخست وزیر فعلی] می‌گوید «داعش از دوستانش که بعثی‌های سابق هستند دعوت به همکاری کرد و آن‌ها هم به میدان آمدند، و حالا داعش در حال بیرون کردن آنهاست. بعضی‌ها بیعت می‌کنند. آنهایی که داعش به بیعتشان امیدوار نیست، اعدام می‌شوند».

به نظر می‌رسد داعش مصمم است تلاش‌های شکست خورده در دولت سازی در وقار و ازواد رو تکرار کند. این شامل غارت منبع عراق بدون توجه به جمعیت تحت کنترلش می‌شود. دولت اسلامی شام و عراق با قاچاق نفت عراقی به سوریه و فرا‌تر از آن، میلیون‌ها دلار به دست آورده است، اما اشغالگری آن‌ها باعث کمبود برق و سوخت در انبار و همچنین افزایش قیمت کالاهای کمیاب شده است. خوانش محافظه کارانه‌ی داعش از احکام شریعت، به منشور جدید شهر موصل وارد شده است. با توجه کامل به هشدارهای ودود در مالی، هنوز اعدامی در انظار عمومی انجام نشده و مردم ظاهراً می‌توانند دست به خرید سیگار بزنند، اما اخراج اقلیت‌های مذهبی از شهر آغاز شده است. مردم موصل با نگرانی به فلوجه می‌نگرند، جایی که شلاق زدن و قطع گردن، بعد از شش ماه اشغال به دست جهادی‌ها، جزو مجازات‌های قانونی هستند. داعش همچنین نابودی میراث فرهنگی منطقه را آغاز کرده است؛ نه تنها مساجد شیعی و کلیساهای مسیحی، که حتی حرم‌های هم مذهب‌های سنیشان که به گفته‌ی جهادی‌ها، برابر با بت پرستی است در معرض نابودی هستند. در ماه ژوییه، داعش مقبره‌ی یونس، پیامبری مشترک در سه دین ابراهیمی را منفجر کرد. در ویدیویی از این تخریب، شاهدی می‌گوید «نه، نه، نه. یونس نبی دیگر نیست. خدایا! این لعنتی‌ها!»

* * *

این مدل ناب گرایی، برای ایده‌ی حکمرانی جهادی‌های سلفی، نکته‌ای اساسی است. ضمناً دقیقاً همین ناب گرایی است که موجب رویگردانی یمنی‌ها و مالیایی‌ها از تلاش‌های القاعده برای تشکیل امارت کرده است. این درسی است که داعش فرا نگرفته است و با توجه به سختگیری‌های شدید ایدئولوژیکش، احتمالاً نخواهد توانست فرا بگیرد. یک ساکن تکریت به واشنگتن پست گفته است «کسانی هستند که برای تفنگ به دستان هورا کشیدند. حالا کجایند؟ همه‌شان فرار کرده‌اند». آژانس پناهندگان سازمان ملل گزارش می‌دهد که بیش از یک میلیون عراقی از پیشروی داعش در استان‌های انبار و نینوه گریخته‌اند و آنهایی که باقی مانده‌اند، در همین هفته‌های ابتدایی حکمرانی جهادی‌ها، به شدت نگرانند. مردی در موصل به واشنگتن پست گفته است «مردم در حال آسیب دیدن‌اند. این آدم‌ها جنگجویند. این‌ها توان اداره‌ی یک دولت را ندارند. »

اما اگر دولت اسلامی درسش را فرا نگرفته است، دیگر جهادی‌ها هم ظاهراً همین وضع را دارند. ماه پیش، پیغامی جدید از رهبر جبهه النصره در اینترنت پخش شد که در آن از تشکیل امارت سوری خود و اجرای بلافاصله‌ی شریعت خبر می‌داد. این حرکت به نظر برآمده از رقابت بین جبهه النصره و داعش، و نه علاقه به حکومت داری اتس. جبهه النصره، همکار القاعده در منطقه، با داعش برای جذب نیرو، منابع، سرزمین و بودجه رقابت می‌کند. در اعلام امارت، رهبر جبهه النصره اعلام کرد که سازمان یک میلیارد دلار را در رقابت با داعش از دست داده است.

د ر یمن و مالی، با وجود ضعف شدید جهادی‌ها در حکمرانی، ماه‌ها طول کشید تا از قدرت بیرون رانده شوند.

عملیات بزرگ تهاجمی توسط دولت‌های مرکزی تحت حمایت حملات هوایی و اطلاعات غربی برای وادار کردن جهادی‌ها به عقب نشینی لازم بود.

 این عملیات‌ها، نتیجه‌ی ماه‌ها نظارت و برنامه ریزی بودند و سطح لازم حمایت غربی در عراق ممکن است شکل دیگری پیدا کند. درست مثل یمن، گزارش شده است که قبایل عراقی در حال سازماندهی برای مقابله با گسترش داعش هستند. اما در هر دو مورد یمن و مالی، نبرد جهادی‌ها برای جذب افکار عمومی و جا انداختن خود به عنوان حاکمان مشروع، مدت‌ها قبل از اینکه ارتش شهر‌ها را پس بگیرد شکست خورده بود. نشانه‌های اولیه حاکی از آن است که داعش و جبهه النصره از ۲۰۱۱ درسی نگرفته‌اند، و جنگی مغلوبه را می‌جنگند.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s