استانی شدن انتخابات، آدرس اشتباه

منتشر شده در شماره‌ی یازدهم روشن: انتخابات امسال مجلس عوام بریتانیا، در روز ششم ماه مه- یک هفته پس از نوشته شدن این یادداشت و احتمالاً بعد از انتشار روشن- برگزار می‌شود. جدیدترین نظرسنجی روزانه‌ی نشریه‌ی سان درصد آرا را اینگونه اعلام می‌کند: 35 درصد برای حزب کارگر، 34 درصد برای حزب محافظه‌کار، 12 درصد برای حزب استقلال، 9 درصد برای حزب لیبرال دموکرات، ، 4 درصد برای حزب سبز، و 6 درصد برای احزاب دیگر. اما این اعداد، که به احتمال بسیار زیاد با نتایج روز انتخابات تفاوت زیادی ندارند، چیزی از ترکیب کرسی‌های هر حزب در مجلس عوام آینده ارائه نمی‌کنند. تخمین‌های تخصصی از تعداد کرسی‌ها[نتیجه‌ی انتخابات با تخمین آرای ارائه شده تفاوت داشت، اما این تفاوت، تغییری در نکته‌ی مورد اشاره ایجاد نمی‌کند]، نظیر پیش‌بینی سایت پنج.سه.هشت، در این لحظه 279 کرسی را برای حزب محافظه‌کار، 270 کرسی برای حزب کارگر، 48 کرسی برای حزب ملی اسکاتلند( که اثری از آن در نظرسنجی فوق الذکر نیست)، 27 کرسی برای حزب لیبرال دموکرات، 21 کرسی برای احزاب محلی در ایرلند و ولز، تنها 2 کرسی برای حزب استقلال، تنها یک کرسی برای حزب سبز، و دو کرسی برای دیگران در نظر می‌گیرند. دلیل این تفاوت فاحش چیست؟ بین این تفاوت، و تلاش برای تغییر قانون انتخابات ایران چه رابطه‌ای هست؟

نظام‌های انتخاباتی

مبحث انتخابات، بحث ساده یا کم‌اهمیتی نیست. با رشد شبکه‌های اجتماعی و گسترش دسترسی به داده‌ها، و افزایش سطح مطالبات رأی‌دهنده‌ها، نگاه آماری و تخصصی به انتخابات اهمیتی حتی بیشتر از قبل پیدا کرده است. همزمان با افزایش توجه به انتخابات‌ها، تغییر نظام انتخاباتی برای کارآمدتر شدن و افزایش تناسب ترکیب نمایندگان با آرا در دستور کار دولت بعضی کشورها قرار گرفته است. در انگلیس، اکثریت سیاستمداران خواهان تغییر نظام انتخاباتی‌اند، مهم‌ترین پروژه‌ی سیاسی نخست‌وزیر کاریزماتیک ایتالیا، اصلاح ساختار سیاسی و نظام فرسوده‌ی انتخاباتی است، در ترکیه تمامی احزاب بر سر لزوم تغییر نظام انتخابات توافق دارند و بر سر زمان و نحوه‌ی تغییرات است که به توافق نمی‌رسند، و قس علی هذا. تفاوت‌های اصلی بین نظام انتخابات مجالس را می‌شود در سه مورد خلاصه کرد:

اول) سطح سیاسی حوزه‌های انتخاباتی: در انگلیس، فرانسه و آمریکا که هر رأی‌دهنده تنها یک نفر را انتخاب می‌کند، اندازه‌ی حوزه‌های انتخاباتی، بسته به جمعیت هدف، می‌تواند از ایالت آلاسکا با مساحتی بزرگ‌تر از ایران، تا بخش‌های کوچک محله‌ی منهتن شهر نیویورک، متغیر باشد. در انتخابات پارلمان اسپانیا، پنجاه استان این کشور نقش حوزه‌های انتخاباتی را بازی می‌کنند، رأی آلمانی‌ها به احزاب در حوزه‌هایی برابر با ایالات شانزده‌گانه‌ی این کشور شمرده می‌شود، و در اسراییل، کل کشور یک حوزه‌ی انتخاباتی است. در طرح استانی شدن انتخابات مجلس در ایران، ترکیبی غریب از حوزه‌های شهری فعلی و حوزه‌ی استانی پیشنهاد شده است.

دوم) محتویات برگه‌ی رأی: در اکثر کشورها، نظیر ایران، رأی‌دهنده‌ها نام یک یا چند کاندیدا را در برگه‌ی رأی می‌نویسند. در کشورهایی با سیستم‌های متفاوت رأی‌گیری، افراد به احزاب رأی می‌دهند و بسته به تعداد رأی، تعدادی از کاندیداهای لیست هر حزب وارد مجلس می‌شوند. در آلمان، هر فرد به یک کاندیدا و بعد به یک حزب رأی می‌دهد، و نیمی از نمایندگان بر اساس رأی اول، و نیم دیگر بر اساس رأی دوم انتخاب می‌شوند. در سیستمی جدیدتر و البته همچنان مهجور، برای حوزه‌هایی با یک کرسی، هر رأی‌دهنده می‌تواند نام چند کاندیدا را به ترتیب اولویت بنویسد.

سوم) نحوه‌ی تعیین منتخبان: در ایران، فرانسه، انگلیس، آمریکا و دیگر کشورهای با نظام اکثریتی، کاندیداها با دستیابی به درصد معینی از آرا، و طبعاً آرای بیشتر از رقبا، وارد مجلس می‌شوند. در کشورهایی با نظام نسبیتی نظیر ایتالیا، اسپانیا، اسراییل و ترکیه، بر اساس درصد آرای هر حزب در هر حوزه، بعد از انجام محاسباتی نه چندان پیچیده، تعداد کرسی‌هایی نزدیک به درصد آرای کسب شده به هر حزب تعلق می‌گیرد، و کاندیداها بر اساس جایگاهشان در لیست از پیش مشخص‌شده‌ی احزاب وارد مجلس می‌شوند.

برتری‌ها و اشکالات سیستم‌ها

به وضوح، کشورهای مختلف از نظام انتخاباتی مشابهی استفاده نمی‌کنند. این نظام‌ها عمدتاً بر اساس وضعیت جمعیتی و فرهنگ سیاسی کشورها طراحی شده‌اند، و تغییرات بزرگ چندانی در آنها دیده نمی‌شود(گرچه نظام‌های نسبیتی در طول زمان محبوبیت بیشتری پیدا کرده‌اند و دموکراسی‌های نوپایی نظیر عراق از این روش استفاده می‌کنند). تغییر زیربنایی نظام انتخاباتی بریتانیا، در رفراندوم سال 2011 شکست خورد، اما نظرسنجی‌ها حکایت از محبوبیت کنونی تغییر پیشنهاد شده می‌کنند. در ترکیه، احتمال رخداد تغییری اساسی در نظام انتخاباتی وجود دارد. در باقی کشورها اما عمده‌ی تغییرات به حد نصاب ورود نماینده‌ها، و تغییر مرزهای جغرافیایی حوزه‌های انتخاباتی برمی‌گردد. دلیل احساس نیاز به تغییری بزرگ در نظام انتخاباتی در انگلیس، ناکارآمدی سیستم کنونی است، که در بخش ابتدایی یادداشت به آن اشاره شد. حزب لیبرال دموکرات، دو سوم آرای حزب استقلال را جذب خواهد کرد، اما بیشتر از سیزده برابر این حزب کرسی در اختیار خواهد داشت. در انتخابات ترکیه، موارد عجیبی مثل رأی 34 درصدی عدالت و توسعه در انتخابات 2002 و دستیابی این حزب به 66 درصد کرسی‌های مجلس را شاهد بوده‌ایم. انتخابات‌های ایتالیا، بی وقفه پارلمان‌هایی ناکارآمد و همیشه در آستانه‌ی سقوط ایجاد کرده‌اند. در طرف دیگر ماجرا، نظام نسبیتی در آلمان و نظام اکثریتی در آمریکا، به ندرت برون‌دادی به شدت متفاوت از واقعیت داشته‌اند.

مشکلات سیستم فعلی

شیوه‌ی فعلی برگزاری انتخابات مجلس در ایران چه مشکلاتی دارد که طرح استانی شدن انتخابات در پی رفع آنهاست؟ از مباحث همیشگی مربوط به صلاحیت کاندیداهای انتخابات که بگذریم، چند مورد عمده به ذهن نگارنده می‌رسد:

اول) عدم توزیع جمعیتی یکسان حوزه‌ها: حوزه‌ی غول‌آسایی به نام تهران، ری، شمیرانات و اسلامشهر، که رأی‌دهنده‌هایش باید به سی نفر رأی دهند و نماینده‌هایش از 1.8 میلیون رأی در مجلس ششم، تا 220 هزار رأی در مجلس هشتم گرفته‌اند، در حالی که حوزه‌هایی با یک نماینده وجود دارند که نماینده‌ی منتخب، به بیشتر از ده هزار رأی برای تصاحب کرسی مجلس نیاز ندارد. این در حالی است که با توجه به جمعیت کشور و تعداد نمایندگان مجلس، هر نماینده، باید نماینده‌ی 275هزار نفر از مردم کشور باشد، اما شهرهای کوچک، سهمی بیشتر از مجلس دارند. در حالتی ایده‌آل برای حفظ نظام اکثریتی، حوزه‌های کوچک ادغام خواهند شد و حوزه‌های بزرگ شکسته خواهند شد، تا جمعیت حوزه‌ها، و همچنین تعداد نمایندگانی که هر حوزه به مجلس می‌فرستد، تفاوت زیادی نداشته باشند. حوزه‌ای به بزرگی تهران، می‌تواند به مناطق بیست گانه‌اش تقسیم شود، در حالی که شهرهای کوچکی نظیر نایین، نطنز، اردستان، قمصر و بادرود در استان اصفهان با هم حوزه‌ی انتخابیه‌ای جهت انتخاب یک نفر( به جای سه نفر کنونی) تشکیل خواهند داد. توزیع جمعیتی فعلی حوزه‌ها، به نفع شهرهای کوچک و ساکنان آنهاست.

دوم) تعداد نماینده‌های مجلس شورای اسلامی، متناسب با جمعیت نیست. جدول زیر جهت مقایسه‌ی کشورهایی با جمعیت بیست میلیون کمتر و بیست میلیون بیشتر از ایران، علاوه بر دموکراسی‌های نوپای دو همسایه‌ی شرقی و غربی، تهیه شده است.

مجلس شورای اسلامی ایران، به وضوح نماینده‌های کمتری از میانگین جهانی دارد. افزایش تعداد نمایندگان، می‌تواند به مستقیم‌تر شدن دموکراسی، بازتاب بهتر خواسته‌های ملت در مجلس، و نزدیک‌تر شدن ترکیب مجلس به بافت واقعی مردم شود. میانگین کشورهای با جمعیت نزدیک به جمعیت ایران، 151هزار نفر به ازای هر نماینده است. با چنین میانگینی، مجلس شورای اسلامی باید حدود 515 نماینده داشته باشد، که بر اساس جمعیت هر استان، به آنها تخصیص داده می‌شود. با چنین تغییری، استان کم‌جمعیتی چون ایلام همچنان سه نماینده خواهد داشت، اما استان تهران با افزایش حدوداً دو برابری تعداد نمایندگانش، سهمی واقعی‌تر در مجلس خواهد داشت. البته، اصل 64 قانون اساسی که افزایش تعداد نمایندگان را محدود به بیست نماینده برای هر ده سال کرده است، مانع بزرگی در راه اصلاح این امر خواهد بود.

سوم) تناسب: فرض کنید در انتخابات پیش رو، کاندیداها به سه گروه «اعتدال‌گرایان»، «محافظه‌کاران»، و «دلواپسان» تقسیم شوند؛ فرضی که بعید به نظر نمی‌رسد. فرض کنید در تمامی شهرها، کاندیداهای اعتدال‌گرایان رأیی 51 درصدی، مشابه رأی کشوری حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری بیاورند، و دو گروه دیگر، مشابه انتخابات ریاست جمهوری، روی همدیگر به 49 درصد آرا دست یابند. بر اساس سیستم انتخابات ایران، هر 290 نماینده‌ی مجلس، از گروه اعتدال‌گرایان خواهند بود، و محافظه‌کاران و دلواپسان، با آنکه روی همدیگر رأی 49 درصد مردم کشور را پشت سر خود دارند، هیچ نماینده‌ای در مجلس نخواهد داشت. فارغ از موضع سیاسی، چنین مجلسی، بازتابنده‌ی واقعی آرای مردم کشور نخواهد بود. وضعیت مشابهی در انگلیس، سیاستمداران را به تغییر نظام انتخاباتی به سیستم نسبیتی سوق داده است. بزرگ‌ترین مانع این تغییر، پیچیده‌تر شدن روند انتخابات و تغییر سنتی است که رأی‌دهندگان به آن عادت کرده‌اند.

چهارم) حد نصاب: در سال‌های اخیر، به شکلی مداوم حد نصاب لازم برای ورود به مجلس کاهش یافته است و اکنون هر کاندیدا برای رسیدن به کرسی مجلس، تنها باید به 25 درصد آرای حوزه‌ی انتخابیه‌اش دست پیدا کند. 25 درصد، یکی از پایین‌ترین حد نصاب‌های سیستم‌های مشابه انتخاباتی در دنیاست. این حد نصاب در فرانسه و بعضی ایالات آمریکا 50 درصد است. در انگلیس، و اکثریت ایالات آمریکا، به خاطر سیستم دوحزبی رقابت، آرای نمایندگان منتخب، عمدتاً بالای 40 درصد کل آراست. سیستم انتخابی غیرحزبی ایران اما منجر به این می‌شود که تعداد زیادی از نمایندگان، از حمایت تنها یک چهارم رأی‌دهنده‌ها برخوردار باشند و عملاً در مخالفت 75 درصد رأی دهنده‌ها( و البته بخش بزرگ‌تری از واجدان شرایط) راهی مجلس شوند. افزایش این حد نصاب، باعث خواهد شد که «نمایندگی» نماینده‌ها برای مردم حوزه‌ی انتخابیه، معنای بیشتری پیدا کند.

استانی شدن انتخابات، و حل مشکلات موجود

طرح استانی شدن انتخابات مجلس برای حل چه مسئله‌ای پیشنهاد شده است؟ این طرح، هیچ تغییری در تعداد کلی نماینده‌ها، یا تعداد نماینده‌های هر حوزه ایجاد نمی‌کند. در عوض، در ماده‌ی 4، با اضافه کردن حوزه‌ی استانی و نگه داشتن حوزه‌های انتخابیه‌ی فعلی، پیچیدگی‌ای غیرلازم به روند نامزدی، و شمارش آرا، اضافه می‌کند( طراحان طرح نیز به این امر واقف‌اند، و در قانون یک ماده را به منع کاندیداهایی با سابقه‌ی نمایندگی، مدیریت استانی، یا کارشناسی ارشد را از کاندیداتوری در دو حوزه‌ی انتخابیه اختصاص داده‌اند!). از طرف دیگر، با ایجاد رقابت بین نامزدان حوزه‌های کم‌جمعیت با حوزه‌های پرجمعیت در ماده‌ی 4، موازنه را این بار به نفع حوزه‌های بزرگ تغییر داده‌اند. اگر به مثال حوزه‌ی نایین در استان اصفهان برگردیم، می‌بینیم که در انتخابات مجلس نهم، رأی نماینده‌ی فعلی نایین از نفر بیست و هفتم حوزه‌ی انتخاباتی شهرستان اصفهان کمتر بوده است، و به نظر می‌آید که با اعمال طرح استانی شدن نظام انتخاباتی، مردم نایین یا حوزه‌هایی با وضعیت مشابه، کلاً از داشتن نماینده‌ای در مجلس محروم خواهند شد و در عوض مراکز استان‌ها سهمی بیشتر در قدرت خواهند داشت. اما غیرسازنده‌ترین تغییری که طراحان این طرح در نظر دارند، در همان ماده‌ی 4 به چشم می‌خورد، جایی که حد نصاب ورود نماینده‌ها به مجلس، به 15 درصد آرا کاهش یافته است و مسیر در پیش گرفته شده، دقیقاً برعکس مسیری است که باید پیموده شود! در صورت اعمال چنین طرحی، عملاً دور دوم از انتخابات مجلس حذف می‌شود، اما نماینده‌هایی در مجلس حضور خواهند داشت که با رأی مخالف 85 درصد رأی‌دهنده‌ها مواجه شده‌اند! شعارها و سخنان زیبا و کلی‌گویانه‌ای نظیر تقویت تحزب و حضور مردم در انتخابات به کنار، طراحان طرح باید به این پرسش پاسخ دهند که «این طرح دقیقاً چه مشکلاتی را هدف گرفته است؟ و چگونه قرار است منجر به حل آن مشکلات شود؟». نگارنده، به جد باور دارد که نظام انتخابات در ایران، و نه تنها انتخابات مجلس شورای اسلامی، نیازمند اصلاحی جدی است، اما طرحی که با نام استانی شدن انتخابات مجلس مطرح شده است، نه تنها مشکلی را حل نمی‌کند، که مشکلات جدی‌تری نیز بدان می‌افزاید.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s