عربستان سعودی و ایران به سوی جنگ؟

جمال خاشقجی، از «تحلیلگران» نزدیک به تصمیم‌گیران سعودی و از بلندگوهای تبلیغاتی دولت سعودی است. این یادداشت خاشقجی، فرصتی خوب برای آشنایی هر چه بیشتر با مواضع این دولت در منطقه و علیه ایران فراهم می‌کند.

جمال خاشقجی، الحیات: نباید به عملیات عاصفه الحزم(طوفان قاطع) صرفاً به عنوان عملیات نظامی سعودی علیه حوثی‌ها نگاه کرد. این بخشی از سیاست سعودی‌ها در ترکیب دیپلماسی و جنگ برای متوقف کردن نفوذ ایران و سپس بیرون کردن آن از سوریه و یمن است. این را قبلاً شنیده‌ایم، اما پایان این سیاست خطرناک کجاست و حد و مرزها کجا ترسیم می‌شوند؟ ایران تا کجا این سیلی‌های پی در پی سعودی را در سوریه و یمن تحمل می‌کند، و موضع قدرت‌های بزرگ درباره‌ی کل این ماجرا چیست؟

پاسخ به این پرسش‌ها به ما کمک می‌کند که ببینیم آیا عربستان و ایران به سمت جنگ می‌روند یا خیر. آیا مقابله با نفوذ ایران، ارزش این خطرپذیری، تحمیل هزینه‌های سنگین به ملک سعودی، و احتمال جنگی رودررو با ایران را دارد؟

ببینیم وزیر خارجه‌ی سابق آمریکا، تحلیل‌گر برجسته و سیاستمدار مطرح، هنری کیسینجر، چه می‌گوید. در کتاب «نظم جهانی»اش که سال گذشته با فاصله‌ی کمی قبل از عملیات طوفان قاطع منتشر شد[کتاب در نه سپتامبر 2014 منتشر شد، صنعا 12 روز بعد سقوط کرد، طوفان قاطع در 25ام مارس 2015 آغاز شد]، کیسینجر می‌گوید تعارض با ایران تعارضی حیاتی است و تداوم سلطنت، مشروعیت دولت، و آینده‌ی اسلام را هم در برمی‌گیرد.

در حالی که ریاض سیاستی تهاجمی یا مداخله‌جویانه را در برابر تهران و منافع حیاتی‌اش پیگیری نمی‌کند، ایرانی‌ها طوری رفتار می‌کنند که ظاهراً توصیفات کیسینجر برای آنها هم کاربرد دارد. ابتدا، هاشمی رفسنجانی که به دوستی با سعودی‌ها معروف است و پدرخوانده‌ی نزدیکی دولت‌های سعودی و ایران در دهه‌ی 90 بود، در هفته‌ی گذشته سخنانی علیه عربستان به زبان آورد که تفاوتی با مواضع افراطی‌های سپاه پاسداران ایران نداشت.

پایگاه‌های ایران

سپس، قاسم سلیمانی، فرمانده‌ی سپاه قدس و قهرمان تاخت و تازهای ایران در جهان عرب، اعلام کرد که نیروهایش و رهبران نظامی سوریه در حال آماده شدن برای نبرد هستند. منظورش چه بود؟ آیا عملیاتی برای کمک‌رسانی هوایی در ساحل سوریه انجام می‌دهند تا از آن در برابر پیشرفت شورشیان محافظت کنند، یا سربازان پرشماری از ارتش ایران را برای حفاظت از دولت علوی‌ای که می‌خواهند جهت تثبیت پایگاهشان در سوریه ایجاد کنند اعزام می‌کنند؟

نمی‌دانم پاسخ نظامی سعودی‌ها به چنین حماقتی چه خواهد بود، اما مطمئنم هم مملکت سعودی و هم ترکیه، با هر گونه حضور مستقیم ایران یا تقسیم سوریه شدیداً مخالف خواهند بود. بنابراین، اعلامیه‌ی سلیمانی را باید به عنوان یکی از نقاطی دانست که شاید منجر به جنگ مستقیم سعودی-ایران شود.

ملک سعودی به ایران اجازه‌ی ایجاد پایگاهی در یمن را هم نخواهد داد. این امر، رفتار سعودی‌ها در مذاکرات پیش رو را توضیح می‌دهد: حوثی‌ها می‌توانند هر طور که می‌خواهند در کشورشان زندگی کنند، اما هیچ گاه نخواهند توانست قدرت غالب را در اختیار داشته باشند، زیرا دولت باید پلورالیست و مشارکتی باشد.

عربستان سعودی به دنبال رویارویی مستقیم با ایران نیست، و از هزینه‌ی بالای چنین جنگی آگاه است. این امر در مورد ایران هم صادق است، زیرا می‌داند که بودجه‌ی نظامی دو کشور، مخصوصاً بودجه‌ی نیروی هوایی، به نفعش نیست. علاوه بر این، ریاض با تعدادی از کشورهای عرب و مسلمان متحد است که آماده‌ی دفاع از سرزمین حرمین شریفین هستند. هر دو کشور سلاح‌هایی کافی برای نابودی قابلیت‌های یکدیگر در اختیار دارند. این، تهدیدی صفر و یکی است، و بازدارنده‌ی مناسبی است.

متحدان ایران در یمن، آن قدر شب و روز را تحت جنگ به رهبری سعودی سپری خواهند کرد، تا به دنبال صلح بروند. تیغ هم حالا از هر زمان دیگری به گردن متحدان ایران در سوریه و لبنان نزدیک‌تر است. اکنون وقت آن است که ایران طی توافقی، یا این متحدان را کنار بگذارد، یا «سورپرایز» مورد نظر سلیمانی را به اجرا بگذارد.

«خط فهد»

ایران باید بداند عربستان سعودی از مسیری که آغاز کرده است، قدمی به عقب برنخواهد داشت، و تا پیروزی کامل ادامه خواهد داد. ریاض از راه حلی دیپلماتیک در یمن استقبال می‌کند، اما فعلاً منتظر نتیجه‌ی مذاکرات مسقط-حوثی‌ها تحت هدایت آمریکاست. در همین حال، شدت عملیات نظامی‌اش در یمن را کاهش نداده است، و به ایرانی‌ها اطلاع داده است که «خط فهد» همچنان پابرجاست.

خط فهد، خطی فرضی است که در زمان جنگ ایران و عراق، توسط مرحوم ملک فهد در میانه‌ی خلیج فارس[نویسنده از عنوانی جعلی استفاده کرده است] ترسیم شد. به ایران اطلاع داده شد که هر کدام از هواپیماهایش که از این خط عبور کنند، بدون هشدار مورد حمله قرار خواهند گرفت. در پنجم ژوئن 1984، چنین اتفاقی برای دو اف-4 ایرانی افتاد. جت‌های اف-16 عربستان، آن دو را سرنگون کردند[منظور نویسنده، اف-15 است].

پس از آن اتفاق، تا دو هفته‌ی پیش که هواپیمای غیرنظامی ایرانی سعی کرد به زور در فرودگاه صنعا فرود بیاید، ایران کاملاً از گذر از «خط فهد» اجتناب کرد. اقدام بعدی، تلاش برای ورود کشتی‌ای مدعی حمل کمک‌های بشردوستانه به بندر حدیده بود. هر دوبار، جنگنده‌های سعودی و نیروهای دریایی‌اش جلوی مزاحمان را گرفتند و با زور به عقب‌نشینی مجبورشان کردند. حالا، ایران کاملاً آگاه است که خط فهد نه تنها پابرجاست، که تا مرزهای یمن هم گسترده شده است، و ملک سعودی از برخورد با هر گونه تلاشی برای عبور از آن اجتناب نخواهد کرد[خط فهد، در واقع ایجاد «منطقه‌ی تعیین هویت دفاع هوایی» است که نویسنده درباره‌ی اهمیت‌اش، و درباره‌ی اضافه کردن یمن به آن محدوده هم اغراق می‌کند].

در هر دو مورد، ایران سیاست معروف «لبه‌ی پرتگاه»اش را اجرا کرد، که در آن اشتباهی سهوی، منجر به نتایجی شدیداً منفی می‌شود: اگر بال‌های دو هواپیما کمترین تماسی با هم برقرار می‌کردند، هر دو سقوط می‌کردند و قربانیانی به جا می‌گذاشتند. چنین رویدادی، یکی از دولت‌ها یا هر دوی آنها را به سمت جنگی بی‌دلیل هل می‌داد. برای اجتناب از این، طرف منطقی، باید طرف دیوانه را که می‌خواهد پیروزی رسانه‌ای بی‌معنایی به دست بیاورد، متوقف کند.

ورود آمریکا

از دور، جامعه‌ی جهانی تحت هدایت آمریکا علاقه‌مند به تبدیل چنین کابوسی به واقعیت نیست. حتی چین در این زمینه با غرب موافق است. این توضیح می‌دهد چرا واشنگتن همه‌ی تلاشش را برای رسیدن به توافق صلح در یمن به کار بسته است. آمریکا حوثی‌ها را به مذاکراتی در احال انجام در عمان دعوت کرده است و پشتیبان مذاکرات است. آمریکا، در کنار عمان، مسئولیت مذاکرات را به عهده گرفته است، در حالی که ریاض و دولت یمن منتظر نتیجه‌ی مذاکرات‌اند.

باز شدن پای آمریکا به بحران مفید است. واشنگتن به سخت‌ترین شکل ممکن با حوثی‌ها آشنا می‌شود، که دروغگویی، به تأخیر انداختن و جاخالی دادن را از ایرانی‌ها یاد گرفته‌اند. دست آنها در برابر جامعه‌ی بین‌المللی رو خواهد شد، و جامعه‌ی بین‌المللی موضع سعودی را درک خواهد کرد.

اگر مذاکرات ژنو انجام شوند، مردم یمن تقاضا خواهند کرد که حوثی‌ها و رییس‌جمهور ساقط شده علی عبدالله صالح به آتش بس متعهد باشند، هزاران بازداشت شده آزاد شوند، و سیاست در یمن آزاد باشد. پیروزی مقاومت مردمی یمن، تنها با جنگ، یا تهدید جنگ بزرگ‌تری از سوی عربستان، به دست می‌آید. جنگ‌ها همیشه زشت‌اند، اما گهگاه به جنگی عادلانه برای دستیابی به صلح نیاز است.

تظاهرات مردم یمن علیه حمله‌ی سعودی‌ها، صنعا، پنجم ژوئن، زیر سایه‌ی جت‌های ائتلاف سعودی

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s