آغاز انتخابات آمریکا، 2016

سیستم یکتای انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا، در کنار عوامل دیگری، باعث شده است که عملاً از کاندیداتوری و شروع تبلیغات تا تعیین رییس‌جمهور بیشتر از یک سال طول بکشد. کاندیداها حول و حوش یک سال و نیم قبل از انتخابات نهایی اعلام نامزدی می‌کنند و با هم‌حزبی‌هایشان به رقابت می‌پردازند. بعد از شش-هفت ماه تبلیغات و تشکیل ستادها و جمع‌آوری پول و مناظره، تعدادی از نامزدها کنار می‌روند و بقیه به انتخابات‌های ایالتی می‌رسند. سیستم‌های متفاوتی برای مشخص کردن نتیجه‌ی رأی‌گیری در ایالت‌هاست اما کلیت به این شکل است: هر حزب، تعداد نمایندگانی به هر ایالت اختصاص می‌دهد و قوانینی برای تخصیص نماینده‌ها به کاندیداها بعد از رأی‌گیری مشخص می‌کند. در بعضی ایالت‌ها نفر برنده، با هر اختلافی که برده باشد، رأی کل نمایندگان استان را به نام خود ثبت خواهد کرد. در بعضی ایالت‌ها، بر اساس درصد آرا و توزیع آرا در حوزه‌هاست که سهم هر کاندیدا از نمایندگان استان مشخص می‌شود. در بعضی ایالات، حتی بعد از پایان رأی‌گیری هم، نماینده‌های تخصیص‌داده‌شده به کاندیداها الزاماً مقید به رأی‌دادن به کاندیدای مربوطه در همایش انتخاب نامزد حزب( که بعد از پایان رأی‌گیری ایالت‌ها برگزار می‌شود) نخواهند بود. روند معمول اما باعث می‌شود این جزییات اهمیت خاصی در انتخاب نامزد نهایی نداشته باشد.

آیووا و نیوهمپشایر

این دو ایالت، به شکل سنتی قبل از ایالات دیگر انتخابات داخلی‌شان را برگزار می‌کنند. تاریخچه و عللش را نه من می‌دانم، نه اهمیت خاصی دارد. نتیجه‌ی برگزاری انتخابات پیش از دیگران، اهمیت بسیار زیاد انتخابات در این دو ایالت است. کاندیداهای مطرح زیادی بوده‌اند که با عدم موفقیت در این دو، از دور رقابت کنار رفته‌اند، و از آن طرف هم کاندیداهایی بوده‌اند که کسی رویشان حسابی باز نکرده بود، اما با موفقیت در این ایالت‌ها به یکباره رشدی چشمگیر را تجربه کرده‌اند. هوارد دین که در انختابات سال 2004 مدت زیادی در صدر نظرسنجی‌ها بود، با شکست در آیووا و نیوهمپشایر عملاً از صحنه‌ی رقابت داخلی دموکرات‌ها کنار رفت. در عوض، ریک سانتوروم که در سال 2012 که کسی حسابی روی او باز نکرده بود، توانست با درخشش در آیووا خود را در سطح بزرگان حزب جمهوریخواه مطرح کند.

دموکرات‌ها

هیلاری کلینتون از مدت‌ها پیش به عنوان «نامزد نهایی قطعی» از دید کارشناسان شناخته شده است. برنی سندرز، از اکثریت مطلق پیش‌بینی‌ها رشد بیشتری داشته و مثلاٌ سقف سی درصدی‌ای که خیلی‌ها برایش قائل بودند را پشت سر گذاشته است. کمپین سندرز( و نه عقایدش) شباهت زیادی به چپ‌های غیرمیانه‌رو اروپایی و از جمله جرمی کوربین، رهبر جدید حزب کارگر، دارد. سندرز کاندیدایی شورشی علیه سیستم است، و پوپولیسمش می‌تواند توده‌های ناراضی را جذب کند. این مدل کمپین که در اروپای کنونی در راست و چپ به وفور دیده می‌شود، معمولاً به پیروزی نمی‌رسند و از حدود 30 درصد آرا بالاتر نمی‌روند(جرمی کوربین یک استثنای عجیب و غریب است). برنی سندرز در کل آمریکا الان به 37 درصد رسیده است و به نظر می‌رسد همچنان روبه‌رشد است. بهترین شانس سندرز برای پیروزی در برابر کلینتون، شرکت جو بایدن در انتخابات بود که می‌توانست باعث شکست آرای کلینتون شود. سندرز همین حالا در اکثریت قریب به اتفاق ایالت‌ها از کلینتون عقب است. او باید آیووا و نیوهمپشایر را ببرد، و امیدوار باشد پیروزی‌هایش سبب پیش افتادنش در ایالت‌های بعدی شوند.

در نظرسنجی‌های فعلی کلینتون در آیووا و سندرز در نیوهمپشایر از رقیب پیش هستند. سناریوهای محتمل‌تر:

اول) کلینتون در آیووا و سندرز در نیوهمپشایر پیروز می‌شوند:
از نگرانی‌های کلینتون و امیدهای سندرز کاسته می‌شود. رشد سندرز آرام یا متوقف می‌شود، و کلینتون با پیروزی در ایالات بعدی، راهی رقابت با نامزد جمهوریخواه می‌شود.

دوم) سندرز در آیووا و نیوهمپشایر پیروز می‌شود:
آخرین باری که کاندیدایی در هر دو ایالت پیروز شد و به جایی نرسید، سال 1972 بود که سیستم فعلی برای اولین بار اجرا شد و طراح سیستم، جورج مک‌گاورن، به جای اد ماسکی نامزد نهایی دموکرات‌ها شد. تاریخ به سود سندرز خواهد بود. البته، باید به یاد داشت که آخرین باری هم که کسی در هیچ کدام این دو ایالت پیروز نشد اما نامزد نهایی حزبش شد، نامش «کلینتون» بود.

سوم) کلینتون در آیووا و نیوهمپشایر پیروز می‌شود:
خداحافظ سندرز.

Dem-National

جمهوریخواهان

در جبهه‌ی جمهوریخواه‌ها، دونالد ترامپ به قهرمانان رویین‌تن افسانه‌ها می‌ماند! بعد از اعلام نامزدی‌اش، ترامپ با انواع و اقسام رقیب روبه‌رو بوده است و بعد از هر رقابتی، حتی قدرتمندتر هم ظاهر شده است. ترامپ از ابتدا با جب بوش، اسکات واکر، کارلی فیورینا، بن کارسون، مارکو روبیو، و نهایتاً تد کروز وارد زد و خوردهای انتخاباتی شده است و همه را به پایین رانده است. این چهره‌ها به جریان‌ها و گروه‌های مختلفی در حزب جمهوریخواه تعلق دارند، اما هیچکدام به تنهایی موفق به کنار زدن ترامپ از صدر جدول نشده‌اند. ترامپ هم کمپینی اعتراضی و پوپولیستی را پیش می‌برد، که از سقف 25 درصدی پیش‌بینی‌شده برایش عبور کرده است، و به نظر نمی‌رسد رشدش هم متوقف شده باشد.

از قبل از آغاز فعالیت‌های انتخاباتی تا الان از جب بوش، اسکات واکر و مارکو روبیو به عنوان کاندیداهای موفق و پیروز و نامزدهای نهایی احتمالی نام برده می‌شد، اما جب بوش با ضعف شدیدش در مناظره‌ها اگر شانسی هم داشت از بین برده است، اسکات واکر نتوانست حمایت فراگیرش در بین جریان‌های مختلف جمهوریخواه‌ها را موازنه کند و با سقوطی شدید مواجه شد، و مارکو روبیو، هیچگاه نتوانسته از لحظه‌هایی که «سرآغاز رشد روبیو» خوانده شده‌اند استفاده کند و همین حالا هم در نظرسنجی‌ها با سقوط روبه‌روست. در آیووا و نیوهمپشایر تنها تد کروز است که طبق نظرسنجی‌ها شانسی برای مقابله با ترامپ دارد. اما تد کروز بعد از چند سال جنگیدن با تمامی اعضای کنگره، چه جمهوریخواه و چه دموکرات، طرفداران زیادی در مقامات حزب خودش هم ندارد. بزرگان جمهوریخواه، احتمالاً در رقابت بین کروز و ترامپ، خودکشی با ترامپ را ترجیح می‌دهند.

GOP-National

طبق نظرسنجی‌ها، ترامپ در آیووا و نیوهمپشایر پیش است. در آیووا تد کروز فاصله‌ی کمی با ترامپ دارد، اما در نیوهمپشایر پیروزی ترامپ قطعی به نظر می‌رسد. رقابت اصلی بین کاندیداهای دیگر است تا بتوانند رقبای پایین‌تر را کنار بزنند و خودشان را در برابر ترامپ و کروز قرار دهند و آرای حدود 40 درصد جمهوریخواهان مخالف این دو را به خود اختصاص دهند. سناریوهای محتمل‌تر:

اول) ترامپ در آیووا و نیوهمپشایر پیروز می‌شود:
رشد تد کروز متوقف می‌شود. اگر روبیو بتواند در آیووا فاصله‌ی کم با کروز داشته باشد( یا حتی دوم شود) و در نیوهمپشایر هم سوم یا دوم شود، یکی دیگر از مواردی خواهد بود که «سرآغاز رشد روبیو» خوانده خواهد شد، و شاید این بار بتواند از فرصت استفاده کند و در مقابل ترامپ قد علم کند. اگر روبیو در این دو ایالت به جای خاصی نرسد، به نظر می‌رسد کنار کشیدن و امید به معاونت اولی نامزد نهایی، تنها راه چاره‌اش باشد. کاندیداهایی مثل جب بوش، جان کیسیک و کریس کریستی هم امیدوارند با سوم شدن در نیوهمپشایر، سبب کنار کشیدن یکدیگر و البته روبیو شوند و نفر اصلی تشکیلات حزب جمهوریخواه برای مقابله با ترامپ و کروز به عنوان دشمنان سیستم شوند.

دوم) کروز در آیووا و ترامپ در نیوهمپشایر پیروز می‌شود:
کروز همچنان رقیب اصلی ترامپ باقی خواهد ماند، و در ایالات بعدی، که از قضا همه ایالات جنوبی هستند، می‌تواند با رأی مذهبی‌ها و ضدواشنگتنی‌ها حتی به کنار زدن ترامپ دل ببندد. وضعیت روبیو، بوش، کیسیک و کریستی تفاوت چندانی نمی‌کند. این چهار نفر، به عنوان تنها جمهوریخواهان امیددار غیر از ترامپ و روبیو، باید به کنار زدن همدیگر و رشدی خیره‌کننده امید داشته باشند.

سوم) معجزه می‌شود:
رخداد حالتی دیگر بسیار بعید به نظر می‌رسد، اما اگر مثلاً روبیو در آیووا پیروز شود و ترامپ در نیوهمپشایر حتی دوم هم نشود، تمامی تحلیل‌ها و نظرسنجی‌ها بر باد خواهند رفت، و تحلیل‌گران باید دوباره از اول ماجرا بنویسند. به شخصه در صورت چنین اتفاقی، تحلیل انتخابات آمریکا را کنار خواهم گذاشت!

GOP-NH.jpg

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s