اهمیت تخمین‌ناپذیر عمق راهبردی

استیون کینزر، بوستون گلوب: هیچ کشوری علاقه ندارد دشمن پشت مرزهایش باشد. قدرت‌های بزرگ تلاش می‌کنند بر منطقه‌شان تسلط داشته باشند. به رسمیت شناختن این تلاش، برای فهم جهان حیاتی است. آمریکا مدت‌ها پیش امنیتش در آمریکای شمالی را تضمین کرد. بومیان آمریکا سرکوب شدند و رقبای قدرتمند آمریکا افول کردند. اقیانوس‌هایی وسیع ما را از اکثر دشمنانمان محافظت می‌کند. ما از موهبتی برخورداریم که متخصصان ژئوپلتیک «عمق راهبردی» می‌نامند.

کشورهای کمی به اندازه‌ی روسیه ارزش عمق راهبردی و هزینه‌ی نبودش را می‌فهمند. روسیه، از ناپلئون تا هیتلر، تجارب زیادی از مهاجمان اروپایی دارد. میل به جلوگیری از تهاجم‌های آینده، شوروی را واداشت تا کشورهای اروپای شرقی را بعد از جنگ جهانی دوم تحت سلطه درآورد. آمریکایی‌ها این حرکت را به عنوان تلاش شوروی برای قدرت جهانی تفسیر کردند. بیش از هر چیز دیگری، هدف این حرکت ایجاد نواری از دولت‌های سرسپرده‌ی حائل برای محافظت از شوروی در برابر حملات آینده بود.

روسیه همچنان از همین دریچه به جهان نگاه می‌کند و از این رو، تصمیم ناتو برای استقرار نیروهای نظامی در طول مرزهایش در دهه‌ی 90 را به شدت تهدیدکننده دید. امروز، روسیه‌ای که توان مقاومت بیشتری دارد، بر ممانعت از حضور سربازان آمریکایی و سلاح‌های هسته‌ای‌شان در دیگر دولت‌های همسایه‌ی روسیه تأکید دارد. به همین خاطر است که حاضر است هر کاری بکند تا اوکراین و گرجستان به عضویت ناتو در نیایند. هر رهبر روسی که خلاف این عمل کند، به خاطر زیر سؤال بردن امنیت ملی و قرار دادن کشور در معرض خطر تخطئه خواهد شد.

چین هم اهمیت عمق راهبردی را می‌فهمد. چین با این هدف برای کنترل دریای چین جنوبی تلاش می‌کند که مسیری برای اعمال قدرت فراتر از خاکش ایجاد کند. آمریکا این تلاش‌ها را تجاوزکارانه و گسترش‌طلبانه می‌بیند. واکنش ما افزایش حمایت نظامی از همسایه‌های چین و کمک به آنها برای مقاومت در برابر جاه‌طلبی‌های چین است. اگر ما به بودجه‌ی دفاعی این کشورها کمک نمی‌کردیم، احتمالاً به سمت مصالحه با چین می‌رفتند، اما این واکنش ما باعث می‌شود این همسایگان علاقه‌ی کمتری برای کنار آمدن با چین نشان دهند.

سیاست‌های ایران در خاورمیانه نمونه‌ی عملی دیگری از دکترین عمق راهبردی است. اکثر ایرانی‌ها مسلمانان شیعه‌اند. گروه‌های پیکارجو در عراق و سوریه شیعیان را کافر می‌دانند و می‌خواهند همه‌شان را بکشند. پیشه کردن شکیبایی تا جایی که این گروه‌ها- القاعده و داعش- به سرزمین ایران برسند، حرکتی غیرعاقلانه خواهد بود. به آمریکایی‌ها گفته می‌شود که این بخشی از تلاش‌های ایران برای تسخیر خاورمیانه است. تفسیر صحیح‌تر، دفاع از جلو علیه دشمنان قسم‌خورده است.

iraq_war_map

سال 2014، وقتی داعش با مرز ایران کمتر از چهل کیلومتر فاصله داشت.

این همان معمای امنیتی کلاسیک است. دولت‌ها گام‌هایی برای محافظت از خودشان برمی‌دارند، اما دیگران این گام‌ها را تهدیدآمیز می‌بینند. این باعث ایجاد چرخه‌ای از تشدید تنش‌ها خواهد شد. خیلی از تنش‌های آمریکا-روسیه، آمریکا-چین و آمریکا-ایران نتیجه‌ی چنین چرخه‌ای هستند. با امنیتی که ما در منطقه‌مان داریم و چیزی غیر از مکزیک و کانادا و توده‌های رو به کاهش ماهی‌ها در مرزهایمان وجود ندارد، خیلی وقت‌ها تلاش دیگر کشورها برای کسب عمق راهبردی را به رسمیت نمی‌شناسیم.

جمله‌ی مشهوری از ماکیاولی این است که با دشمنان یا باید سازش کرد یا باید نابودشان کرد. اگر این جمله را به دوران معاصر تطبیق دهیم، به این معنی خواهد بود که کشورها باید عمق راهبردی را تا جایی که می‌توانند با کاربست قدرت به دست بیاورند، اما وقتی این امر امکان‌پذیر نیست، باید به دنبال کاهش تهدیدها با روش‌های صلح‌آمیز بروند. این نیازمند مذاکره با دشمنانی است که در مرزهایشان یا در نزدیکی مرزهایشان اعمال قدرت می‌کنند.

ترکیه و اسراییل با چنین چالشی روبه‌رو هستند. رهبران هر دو کشور تهدیداتی حیاتی در مرزهایشان می‌بینند: ترکیه از ملی‌گرایان کرد می‌ترسید و اسراییل از فلسطینی‌ها. مثل رهبران همه‌ی دولت‌های قدرتمند، آنها علاقه‌مند عمق راهبردی هستند. سال‌های متمادی تعارض با کردها و فلسطینی‌ها، به همراه واقعیت‌های اجتماعی و جمعیتی، نشان می‌دهد که این تهدیدها را نمی‌توان با زور از بین برد. بهترین راه برای اینکه ترکیه و اسراییل امنیت بلندمدت‌شان را تضمین کنند، مذاکره است. اما هر دو در پارادایم تعارض گیر افتاده‌اند و سیاست تقابل را در پیش گرفته‌اند. نتیجه‌ی در پیش گرفتن این سیاست، تهدید عمق راهبردی‌ای است که ترکیه و اسراییل به درستی به دنبال تضمینش هستند.

بیش از یک قرن پیش، تئودور روزولت در متمم‌اش به دکترین مونروئه اعلام کرد که آمریکا برای شکست دادن رژیم‌هایی که در نیمکره‌ی غربی از آمریکا تبعیت نکنند به عنوان پلیس بین‌المللی اعمال قدرت خواهد کرد . کشورهای دیگر از همین اصل پیروی می‌کنند. به جای اینکه آنها را در حال تهدید نظم جهانی ببینیم، باید بپذیریم که آنها دلایلی برای دور نگه داشتن دشمنانشان از مرزهایشان دارند. مدت‌ها پیش، آمریکا عمق راهبردی‌اش را تضمین کرد. باید درک کنیم که چرا دیگران هم همین هدف را دنبال می‌کنند.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s