برجام و نردبان قدرت

این یادداشت در پرونده‌ی سالگرد برجام هفته‌نامه‌ی دولت و ملت منتشر شده است.

در بازی قدرت جهانی، چه به شکل بازی با جمع صفر دیده شود و چه آن را بازی‌ای بدانیم که امکان پیروزی همه طرف‌ها را فراهم می‌کند، هر دولتی در تلاش مداوم برای ارتقای قدرت و جایگاهش است. ادعای عدم خواست قدرت، یا دروغ است یا توهم. تنها واقعیت موجود نردبان قدرت است و صعود از این نردبان. ایران از این قاعده مستثنی نیست. مدت مدیدی است که ایران فارغ از نوع حکومتش به دنبال تثبیت وضعیتش به عنوان قدرت منطقه‌ای در آسیای غربی است و در پی آن است که صدایش در روابط جهانی شنیده شود و به آن احترام گذاشته شود. درست مثل هر دولت دیگری در عرصه جهانی، چنین خواستی با مخالفت رقبا و تهدید مواجه شده است، می‌شود، و خواهد شد.

????? ????? ? ????? ???? ?????? ?????

بمب هسته‌ای یکی از ساده‌ترین راه‌های تثبیت موقعیت هر دولتی در نردبان قدرت جهانی است. دولت‌های دارای بمب هسته‌ای با تهدید رقبا و دشمنان مواجه می‌شوند، اما هزینه سنگین بمب هسته‌ای باعث عملیاتی نشدن تهدیدهای جدی است. بر این اساس، نگارنده همواره از دستیابی ایران به بمب هسته‌ای حمایت کرده است. جنبه مثبت بمب هسته‌ای ایرانی تنها معطوف به ایران نیست. کنت والتز، پدر تئوری‌های نوواقع‌گرایانه در روابط بین‌الملل در آخرین مقاله مهمش پیش از مرگ از بمب هسته‌ای ایرانی دفاع کرد و آن را سبب ثبات منطقه خواند.

بمب هسته‌ای نه سلاحی تهاجمی، که سلاحی تدافعی است و تنها به کار رفع تهدید بقا علیه دولت می‌آید. حذف تهدید حمله تمام‌عیار البته به معنای رفع تمام تهدیدها نیست. شوروی تجربه‌ای گویا در این زمینه است که با وجود داشتن بمب‌های هسته‌ای اسیر فروپاشی از داخل شد. بمب هسته‌ای سبب رفع تهدیدهای تروریستی و دخالت‌های سطح پایین رقبا نیز نخواهد شد. اختلافات مرزی هند و پاکستان و حمایت متقابلشان از گروه‌های تروریستی نمونه خوبی از این واقعیت است. کارویژه بمب هسته‌ای بازدارندگی در برابر حملات نظامی از جنس حمله آمریکا به عراق یا حمله اسراییل به لبنان در سال 2006 است. بمب هسته‌ای بدون انسجام داخلی، رشد اقتصادی، و راهبردهای کلان برای اصلاح و توسعه، هزینه‌ای اضافی و دارایی‌ای کم‌فایده است.

حتی اگر ادعای مقامات آمریکایی را بپذیریم، ایران تنها تا سال 2003 در پی بمب هسته‌ای بوده است و از آن پس اقدام عمده‌ای در این راه انجام نداده است. فتوایی که ایران در مذاکرات بر آن تأکید می‌کرد حاکی از عدم علاقه کادر رهبری ایران به تغییر این مسیر است. عملاً تمام تحریم‌های هسته‌ای در دوران تلاش‌های غیرنظامی ایران تصویب و اجرا شده‌اند و ایران را به سمت انزوا و دور افتادن از نردبان قدرت رانده‌اند. پروژه‌های هسته‌ای غیرنظامی اثری در راه رفع تهدیدهای نظامی علیه ایران ندارند، و این جاست که برجام به عنوان توافقی تنش‌زدا و برطرف‌کننده تهدیدها اهمیت پیدا می‌کند. جزییات فنی برجام مهم نیست. اهمیت اصلی برجام این بود و هست که فرصتی برای عادی‌سازی روابط بین ایران با کشورهای غربی فراهم می‌آورد. این جنبه برجام است که مخالفان را به کارشکنی سوق داده است. بهانه اصلی مخالفان غیرایرانی از عدم اطمینان به ایران در رعایت توافق به عدم تغییر رفتار ایران در منطقه است و در آینده باز هم دچار دگردیسی خواهد شد.

با کاهش تدریجی نفوذ مداخله‌گرایان آمریکایی در پی فجایع متوالی و البته رشد چین می‌توان انتظار داشت آمریکا به تدریج حضور پررنگش در منطقه را کاهش دهد و ایران، عربستان، ترکیه، اسراییل و … بازی‌ای واقعی‌تر برای ایجاد توازنی جدید در منطقه در پیش گیرند. ایران آن‌قدر توان نهفته دارد که در بازی‌ای واقعی بتواند به راحتی دست بالا را پیدا کند. بر این اسس هدف اصلی باید اقناع آمریکا به کنار ایستادن در رقابت منطقه باشد. ایران برای به کرسی نشاندن موضعش در منطقه نیازمند رشد اقتصادی و سیاسی و نظامی و فرهنگی زیادی است و از این رو، ایران نیازمند دستی بازتر در عرصه جهانی است. انزوای پیش از برجام تمام توان ابتکار دیپلماتیک را از ایران گرفت و ایران را وادار کرده بود در دوردست‌ها به دنبال متحد بگردد و در برابر کشورهای مختلف توان انتخاب چندانی نداشته باشد و به دولت‌هایی تکیه کند که همپای غرب ایران را تحریم می‌کردند و از ایران برای کمک در دوران تحریم امتیاز می‌گرفتند. خروج ایران از انزوا در پی برجام، امکان ابتکار دیپلماتیک را به ایران داد. ایران بعد از برجام برای بازی در عرصه جهانی امکانات بیشتری دارد و می‌تواند در زمینه‌های گوناگون با کشورهای آسیایی و اروپایی همکاری کند و از رقابت‌های آنها نیز بهره‌مند شود.

توافق به تأخیر افتاده چابهار به عنوان اولین گام بزرگ دیپلماتیک ایران بعد از برجام نشانه مثبتی است. موقعیت جغرافیایی بی‌نظیر ایران می‌تواند سبب رابطه سازنده با اقتصادهای بزرگ ژاپن و کره جنوبی و چین و هند شود. همزمان، منابع انرژی کم‌نظیر ایران می‌تواند به ایجاد روابط عمیق با دولت‌های گوناگون اروپایی شود. روابط مثبت با دولت‌های شرق تا غرب اوراسیا غیر از این که سبب اثرگذاری ایران در مقیاس جهانی می‌شود، امکان مانور بیشتری در مذاکرات به ایران عرضه می‌کند.

مهم‌ترین اثر برجام نه سود اقتصادی حاصل یا ناحاصل و حفظ یا عدم حفظ چرخه هسته‌ای، که رفع محدودیت‌های سیاسی و دیپلماتیکی بود که در طول تمام سال‌های بعد از انقلاب بر ایران تحمیل شده بود. انرژی هسته‌ای غیرنظامی که هیچ، بمب هسته‌ای هم جدای از بازدارندگی نهایتاً همین برون‌دادی را برای ایران داشت که برجام داشته است.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s