کشمیر، نیجریه، و مواجهه با واقعیت

در هفته‌های اخیر وضعیت مسلمانان و به خصوص شیعیان در دو کشور سبب شکل‌گیری دور جدیدی از حملات نیروهای داخلی به دستگاه سیاست خارجی ایران شده است. مثلاً رجانیوز به نقل از یک کارشناس مسائل سیاسی نوشت «توقع این بود که حداقل وزارت امور خارجه ما موضع آبرومندانه و خوبی در قبال این موضوع[نیجریه] بگیرد که تاکنون متاسفانه چنین موضعی را از آن وزارتخانه ندیده و نشنیده‌ایم»، به گزارش فارس یکی از فعالان دانشجویی جریان اصول‌گرا، در نامه‌ای «از موضع‌ منفعلانه وزارت خارجه در مقابل جنایات در کشمیر انتقاد کرده و خواستار اقدام قاطع این وزارتخانه در مقابل این جنایات شد»، و به گزارش فردا، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه مسلمانان کشمیر تنها به دنبال استقلال هستند، گفت: «ظریف باید در مقابل جنایات علیه مسلمانان این منطقه موضع‌گیری کند».

BN-OV495_kashmi_P_20160710090120

 به جای بررسی وضعیت تاریخی و مذهبی کشمیر و تعیین طرف محق و رابطه‌ی کشمیر با ایران، شاید بهتر باشد ابتدا به وضعیت جغرافیایی کشمیر و طرف‌های درگیر دقت کرد. منطقه‌ی جامو و کشمیر که در سده‌های نوزده و بیست تحت عنوان «شاهزاده‌نشین جامو و کشمیر» در هند تحت استعمار بریتانیا شناخته می‌شد در میانه‌ی چین، هند، و پاکستان واقع شده است و بخش‌هایی از آن تحت کنترل این سه کشور قرار دارد. هر سه کشور دارای سلاح هسته‌ای هستند و بارها بر سر کشمیر با هم درگیری‌های کوچک و بزرگ داشته‌اند. کم‌جمعیت‌ترین کشور در این میانه، پاکستان، جمعیتی دو برابر و نیم ایران دارد و گرچه بودجه‌ی نظامی و تعداد نیروهای فعال نظامی‌اش تقریباً با ایران برابر است، اما به حمایت مستقیم آمریکا متکی است. جدا از وضعیت سه کشور درگیر در ماجرا، که هر گونه ورود جدی ایران را کم‌اثر می‌کند، باید به این نکته توجه کرد که منطقه‌ی کشمیر ارتباط چندانی با منافع ملی ضروری ایران ندارد که باعث شود ایران پیه ایستادن در برابر دولت‌های هسته‌ای را به تن بمالد. نه دولت اصلی درگیر در ماجرای اخیر، هند، تقابلی با ایران دارد که بشود کشمیر را خط مقدم دفاع در برابر هند ترسیم کرد و آن را عمق راهبردی ایران دید، نه ایستادن در کنار پاکستان و تجزیه‌طلبان مسلمان کشمیر سود اقتصادی خاصی روانه‌ی ایران می‌کند. رقابت بزرگ آسیایی قرن بیست و یکم که ژاپن و هند را در یک سو و چین و پاکستان را در سوی دیگر قرار داده است، فضایی کم‌نظیر برای بازی ایران و کسب امتیازهای اقتصادی و امنیتی فراهم کرده است. به همان دلیل عملگرایانه‌ای که سال‌های متمادی است که ایران در برابر تضییع حقوق مسلمانان ایالت سین کیانگ چین موضع خاصی نمی‌گیرد، ماجرای کشمیر نیز در شرایط کنونی نباید با توجه ویژه‌ی دولت ایران روبه‌رو شود.

nigeria-shia-muslim

نیجریه هم وضعیتی نسبتاً مشابه دارد. رویدادهای تلخی در نیجریه رخ داده است و دولت‌های متوالی نیجریه با شیعیان تحت رهبری شیخ ابراهیم زکزاکی برخوردی غیرانسانی و خلاف موازین حقوق بشر داشته‌اند. این به خودی خود دلیلی برای مداخله‌ی جدی ایران و موضع‌گیری شداد و غلاط در نیجریه نیست، همچنانکه ایران به شکلی واقع‌گرایانه و عملگرایانه هیچگاه واکنشی تند بابت برخوردهای بعضاً سرکوب‌آمیز روسیه با اقلیت مسلمانش نشان نداده است. فاصله‌ی جغرافیایی ایران با نیجریه آن‌قدر زیاد است که نتوان دلیلی امنیتی برای برقراری روابط با شیعیانش پیدا کرد. نیجریه با جمعیت حدود دویست میلیونی به همراه آفریقای جنوبی قدرت‌های منطقه‌ای آفریقای جنوب صحرا به شمار می‌رود و برای ایرانی در جستجوی رشد سریع اقتصادی و عبور از انزوای تحمیلی قدرت‌های غربی و تثبیت موقعیت به عنوان قدرت منطقه‌ای، برقراری روابطی دوستانه با دیگر قدرت‌های منطقه‌ای امری ضروری است. در دهه‌های گذشته ایران تلاش زیادی برای ایجاد روابط باثبات در غرب آفریقا انجام داده است اما به دلایلی مختلف، از جمله روابط عربستان و غرب با کشورهای این منطقه، موفقیت چندانی نصیب ایران نشده است. سفر اخیر وزیر خارجه به همراه مدیران اقتصادی به غرب آفریقا، گامی دیگر در برقراری روابط با این منطقه‌ی بالقوه سودزا است که همین حالا هم با رقابت چین، ژاپن، هند، ترکیه، عربستان و آمریکا و دیگران در سرمایه‌گذاری و همکاری‌های مختلف روبه‌روست. موضع‌گیری محکم درباره‌ی وضعیت شیخ زکزاکی کمکی به ایران نمی‌کند، و بسیار بعید است که کمکی به وضعیت شیخ زکزاکی و رهبرانش بکند. در عوض، برقراری روابط حسنه با نیجریه شاید بتواند در سال‌های آینده به ایران این فرصت را بدهد که از روابط خوب با این دولت برای بهبود وضعیت شیعیان استفاده کند.

ایران پس از سال‌ها سکون دیپلماتیک تحمیلی، با استفاده از فضای مثبت پسابرجام نیازمند دیپلماسی فعالی است که عرصه‌های جدیدی به روی ایران باز کند. چنین مسیری، نیاز به ظرافت و مهارت دیپلماتیکی دارد که به قیمت کنار گذاشتن موقتی ارزش‌ها و آرمان‌ها، ابتدا منافع حیاتی ایران را کسب و تضمین کند، و سپس به دنبال بزرگی برود. شاید «استراتژی 24 حرفی» دنگ شیائو پنگ به کار دوستانی بیاید که البته به درستی نگران وضعیت کشمیر و نیجریه هستند. دنگ شیائو پنگ بعد از روبه‌رو شدن با فشار جهانی بعد از سرکوب میدان تیان آن من، گفت «به آرامی مشاهده کنیم، موقعیتمان را تضمین کنیم، با امور به آرامی برخورد کنیم، قابلیتمان را پنهان کنیم و بگذاریم زمان بگذرد ادعای رهبری نکنیم، و چیزهایی انجام دهیم». چین با الگو قرار دادن این «استراتژی» برای دو دهه توانست از کشور تحت فشار 1990 به جایگاه فعلی برسد و در عرصه‌های مختلف جهانی حرفی برای گفتن داشته باشد.

ایران کنونی در رقابتی شدید با عربستان بر سر آینده‌ی خاورمیانه و حتی اسلام است و با تحرکات اخیر رژیم عربستان در نزدیکی به اسراییل، حمایت از تروریست‌های مرزهای غربی ایران، و فرقه‌ی رجوی رقابت از پیش هم شدیدتر شده است. جنگ داخلی سوریه به سمت سال ششم می‌رود و ایران همچنان مجبور به صرف هزینه‌های مالی و جانی در سوریه است. متحدان ایران در عراق و لبنان نیز با فشارهای زیاد جهانی و منطقه‌ای روبه‌رو هستند. از انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا نیز اخبار خوبی شنیده نمی‌شود و رییس‌جمهور بعدی قطعاً موضعی ستیزه‌جویانه‌تر از اوباما در برابر ایران خواهد داشت. با توجه به جمیع موارد می‌شود انتظار داشت که رژیم سعودی به تدریج شعله‌ی درگیری را افزایش دهد و حتی به سمت ایجاد درگیری‌هایی کوچک با ایران برود. ایران برای از سر گذراندن این ستیز، راهی جز قبض مقطعی و تحکیم روابط با کشورهای نزدیک ندارد تا بعد از عبور موفقیت‌آمیز از این بحران و پیشرفت‌های قابل توجه به دنبال بسط برود.

اما برای کشمیر و نیجریه چه باید کرد؟ دولت تنها ابزار فشار آوردن بر دیگر دولت‌ها و تأثیرگذاری بر افکار عمومی نیست. بخش بزرگی از تبلیغات متحدان عربستان و غرب علیه ایران از مسیر شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌ها و حضور فعال کاربران عادی و کارشناسان پیش می‌رود. جامعه‌ی مدنی فلسطین و طرفداران غربی آنها نیز بدون داشتن حمایت دولت‌های خاص گام در این راه گذاشته‌اند و با فعالیت‌های گوناگون در فضاهای مجازی و غیرمجازی سعی در جلب توجه عمومی به رنج‌های فلسطین داشته‌اند. بیش از موضع‌گیری‌های دولت‌هایی نظیر ایران و سوریه و لبنان به نفع فلسطین، این فعالیت‌های مدنی بوده‌اند که به تدریج پرده را از چهره‌ی واقعی اسراییل کنار زده‌اند و جایگاه فلسطین را در رسانه‌ها و افکار عمومی جهانی بهبود بخشیده‌اند و همچنان این مسیر را ادامه می‌دهند. نگرانان حقیقی مظلومان کشمیر و نیجریه، آنهایی که قربانیان را بهانه‌ی رقابت سیاسی داخلی با دولت روحانی نکرده‌اند، می‌توانند و باید تا زمانی که ایران از تهدیدهای حیاتی در مرزهای نزدیک رها شد و در موقعیتی شبیه به چین یا هند امروز قرار گرفت، از چنین کمپین‌هایی الگوبرداری کنند.

Guardar

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s